ايران در آستانه انتخابات
۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه
براي اين روز نامه فروش كه از دانشگاه تهران چندان فاصله زيادي ندارد، يك بعد از ظهر معمول است. عابرا ن به روز نامه هاي او كه در زمين پهن كرده است، نگاه مي كنند و سرخط اخبار را مي خوانند. بعضي اوقات سرخم مي كنند و به سرعت روزنامه اي را ورق مي زنند. اگر از اين روز نامه فروش در باره ي انتخابات رياست جمهوري سوال شود، با بي ميلي جواب مي دهد:
" چه ميدانم! ازکجا بدانم که درکدام روزنامه روي انتخابات رياست جمهوري مي نويسند. ما خودما مشکلات کافي داريم، با همينها بايد دست وپنجه نرم کنيم. کي مي تواند ديگر به انتخابات فکر کند".
او از وضعيت بد اقتصادي شكايت مي كند و در همان حال روزنامه هايش را در سطح زمين جمع و جور مي كند. اين مرد عادي مي گويد كه براي او انتخابات تغييري وارد نمي كند. در ميان روزنامه هاي او فقط كمتر روزنامه هاي را مي توان يافت كه موضوعات سياسي در آن ها مطرح شده باشند: ورزش، هنر آشپزي شرقي، سينما، تياتر، رسانه ها – موضوعات اين روزنامه ها را تشكيل مي دهند. بالاخره در ميان خريداران، زن كهن سالي، مجله اي را در باره فيلم سينما انتخاب مي كند. او قيمت روزنامه را مي پردازد و در بحث مداخله کرده و مي گويد:
" راستي مي خواهيد با اين کانديداهاي مزخرف انتخابات بکنيد؟ چه کسي دلش مي خواهد به اين انتخابات برود؟"
چهار نامزد در اين انتخابات شركت مي كنند. البته بيش از ۴۰۰ تن براي اين مقام ثبت نام كرده بودند، در بين ايشان ۴۲ زن بود. اما به وسيله ”شوراي نگهبان” رد شدند، يعني از جانب كميسيون دولتي كه متشكل از شش نماينده روحاني و شش نماينده حقوقدان مي باشد. احمدي نژاد، رييس جمهور فعلي ايران نيز در ميان اين چهار نامزد قرار دارد و او در همه جا حضور دارد. تا چهار سال پيش او چهره ناشناخته اي بود كه به صورت كاملاً غير مترقبه در انتخابات رياست جمهوري برنده شد، تاحدي نيز به دليل بي تفاوتي زياد راي دهندگان در آن زمان. خانم دانشجوي جواني در يك چاي خانه، نزديك دانشگاه تهران در اين باره مي گويد:
" هنگامي که انتخابات بين احمدي نژاد ورفسنجاني به دور دوم خود داخل شد، پدرم ما را مجبورساخت که به راي دادن برويم. او به ما گفت که اين يک مکلفيت ما است. ما به لحاظ او رفسنجاني را انتخاب کرديم. درحاليکه من هيچ نمي خواستم به راي دادن بروم. اما اين بار طورديگري است. حال من درمورد جامعه بيشترمي دانم. طرز ديد من تغييرکرده است. من به هرصورت به راي دادن مي روم ".
رسانه هاي دولتي، تلويزيون و راديو به صورت وسايل تبليغاتي احمدي نژاد، رييس جمهور كنوني درآمده است. اين رسانه ها بدون وقفه در باره او گزارش مي دهند. در باره برنامه ها درمورد بالا بردن مزد ها و سفر هاي او در داخل كشور گزارش مي دهند. تلويزيون تصاوير او را در ميان مردم فقير در روستا ها و شهرکها نمايش مي دهند که مورد استقبال آنها قرار مي گيرد. اما روشن نيست كه آيا آن ها از او استقبال مي كنند و يا از كمك هاي خيريه اي كه احمدي نژاد در ميان آن ها تقسيم مي كند:اين کمکها بعضاً عبارت اند از لحاف، بعضاً غذا و بعضي اوقات كچالو. اما پافشاري هاي او بر برنامه اتمي بسياري از ايراني ها را عميقاً تحت تاثير قرار مي دهد. به طور نمونه يك تاجر پارچه باب در شمال تهران در باره احمدي نژاد با احساسات زيادي مي گويد:
" طبعاً من آقاي احمدي نژاد را مي خواهم. من همين را به همه خانواده ام سفارش مي کنم. مي دانيد که دراين چند سال او چقدربراي ما کارکرده است؟ برنامه اتومي ما به اثر تلاش او اينقدر توسعه يافته است. تاکي ما به نفت وابسته بمانيم. ما به انرژي هسته اي براي آينده خودمان وبراي آينده فرزندان مان نياز داريم".
در مغازه او پارچه هاي نفيس سياه قيمتي ديده مي شوند كه براي ساختن چادر به كار مي روند. اين تكه ها از چين و جاپان وارد مي شوند. اينكه اقتصاد ايران چنان ورشكسته است كه چنين پارچه ها را ديگر نمي توان در ايران توليد كرد، در اين باره اين تاجر صحبت نمي كند. شاگرد جوان او لبخند طنز گونه اي در چهره دارد. او ترجيح مي دهد كه در باره انتخابات چيزي نگويد.
شبنم نوريان/ مبلغ
ويراستار: رسول رحيم