1. رفتن به محتوا
  2. رفتن به مطالب اصلی
  3. رفتن به دیگر صفحات دویچه وله

نگاهی به سه فلم؛ مستند کردن شهر کابل

۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه

حامد علیزاده سینما را در دانشگاه کابل خوانده است و آموزش های خاص مستندسازی را در یک کارگاه فرانسوی در کابل فراگرفته است. او به عنوان یک مستندساز، بیشتر به شهر و جنبه های مختلف زندگی شهری علاقه دارد.

حامد علی زاده، مستند ساز 31 ساله افغانستان
حامد علی زاده، مستند ساز 31 ساله افغانستانعکس: DW

این یادداشت مروری است بر سه فلم اخیر این مستندساز.

پولیس

فلم «چک پوینت دهبوری» (2011) درباره یکی از پوسته های پولیس شهر کابل است. این فلم یک روز از زندگی افسران پولیس را در چهارراهی دهبوری در غرب کابل پی می گیرد. این پوسته پولیس که عبارت از کانتینر سبزی است که در کنار جاده گذاشته شده است، محل کار و زندگی حدود ده افسر جوان پولیس است که مسوولیت امنیت چهارراهی دهبوری را به عهده دارند. این مستند با وجود این که کوتاه است (28 دقیقه)، توانسته است به خوبی تصویری بی واسطه و دقیق از زندگی پولیس هایی ارایه کند که ساکنان کابل در گوشه خیابان های شهر به وفور می بینند.

«چک پوینت دهبوری» بیش از هر چیز دیگری، فلمی است انسانی درباره انسان هایی که به اندازه هر انسان دیگری که در کابل زندگی می کند، دچار دغدغه و دلتنگی هستند. پولیس افغانستان که نماد فساد است، در این فلم با چهره دیگری از آن آشنا می شویم: جوانان ساده و سختکوش روستایی که عاشق موسیقی و تلویزیون هستند و اوقات فراغت شان را با خواندن قرآن و گفتن جوک و زنگ زدن به دختران قریه شان می گذرانند.

این فلم بسیار خوش ساخت است و به سنت دیگر فلم هایی که مرکز فرانسوی آتلیه واران در کابل تولید کرده است، دارای سبک روایی «سینما وریته» است. در این فلم کمره و کارگردان نامحسوس است و تماشاگر بدون واسطه با سوژه های فلم رابطه برقرار می کند. آنچه که به جنبه حرفه یی این فلم می افزاید، کیفیت عالی صدای فلم است که به طور تحسین برانگیزی شفاف ثبت شده است. این فلم در اصل یک فلم خیابانی است، ولی برخلاف دیگر مستندهای خیابانی، صدای فلم قربانی تصویر فلم نشده است. بلکه صدا به عنوان یک عنصر مستقل در پیشبرد درام و روایت به تصاویر فلم کمک می کند. بخشی از این موفقیت، مطمیناً به دلیل تجهیزات خوبی است که آتلیه واران در اختیار فلمساز قرار داده است، ولی بخش اعظم اعتبار باید از آن صدابرداران و کارگردان فلم شود که توانسته اند به خوبی در سخت ترین شرایط نیز بهترین صدا را ثبت کنند.

در فلم «چک پوینت دهبوری» ما با زندگی روزمره مردان پولیس آشنا می شویم، مثلاً وقت نان خوردن، می بینیم که پولیس های خسته دور هم می نشینند و مانند تمام افغان های دیگر از چیزهای عادی که در زندگی روزمره شان  مهم است صحبت می کنند و از چیزهایی که خوش شان نمی آید – مثل «نان سیلو» - شکایت می کنند.

علی زاده نگاه دقیقی نسبت به مسایل اجتماعی و شهری داردعکس: DW

کارگردان موفق شده است که در این فلم خود را نامرئی بسازد و اجازه بدهد برای سوژه هایش که بدون احساس کدام مزاحمتی به شکلی رفتار کنند که معمولاً رفتار می کنند. هر کس درد دل می کند و از مشکلات خود و از قریه و خانواده خود می گوید. وقتی که در کنار هم هستند، آنها بسیار به راحتی از جنگ و خشونت و مشکلات اقتصادی شان صحبت می کنند و از آوازه بد پولیس در بین مردم نگرانی شان را در میان می گذراند. گاهی نیز شوخی می کنند و جوک می گویند.

گاهی با زندگی خصوصی پولیس ها آشنا می شویم، به عنوان نمونه یکی از پولیس های جوان از قریه اش در مشرقی می گوید. می گوید که باید سه ساعت پیاده رفت تا به اولین سرک قابل استفاده موتر رسید. این جوان از آن قریه دور افتاده یی که در آن نه دولت وجود دارد و نه نشانی از نظم حکومتی است، به وسط یک چهارراهی شلوغ در شهر کابل پرت شده است و می خواهد در کنار دیگر جوانان افغان نظم و امنیت را برای خیابان های پایتخت تامین کند. با تمام سیاهی هایی که در تصویر عمومی پولیس افغانستان وجود دارد، باز هم افرادی در این نهاد حضور دارند که صادقانه می خواهند مسوولیت های شان را به پیش ببرند. در این فلم ما چندین تن از این نوع افراد را می بینیم.  

فلم «چک پوینت دهبوری» در فستیوال فلم حقوق بشر کابل که در پاییز امسال برگزار شد، دو جایزه بهترین کارگردانی و بهترین تصویربرداری را از آن خود کرد. این فلم تا هنوز در چند جشنواره اروپایی، به شمول جشنواره فلم «سه قاره» در نانت فرانسه به نمایش درآمده است.

کلکسیونر

در شهر کابل هر کسی به عشقی از خواب برمی خیزد، ولی پیرمرد فلم «زمانی به نام پیری» (2010) به عشق رادیو سر از بالین برمی دارد.  این فلم داستان یک پیرمرد کابلی را روایت می کند که عاشق رادیوهای قدیمی است. این کلکسیونر قد بلند با ریش بلند جوگندمی، کلاه سفید و سر تراشیده اش هر روز خیابان های شهر را به امید یافتن رادیوهای قدیمی زیرپا می کند. او به نواسه اش قرآن می آموزاند، پنج وقت نمازش را ترک نمی کند و زندگی اش را از طریق یک دکان کوچک بقالی می گذراند. ولی با وجود این همه، عشق اصلی زندگی او رادیو است، رادیوهای قدیمی.

رادیو همچون همدم همیشگی او در زندگی اش جایگاه مهمی دارد. او از رادیوی شصت و پنج ساله «زیمنس» اش تمام خبرهای خوب و بد کشورش را شنیده است. او از این رادیو سخنرانی های ظاهرشاه، کودتای داوود خان، نبرد کمونیست ها، خروج شوروی، جنگ مجاهدین و اولین مصاحبه حامد کرزی را شنیده است.

مستندساز در فلم «چک پوینت دهبوری» بیننده را با زندگی روزمره پولیس آشنا می کندعکس: DW

رادیوی «زیمنس» پیرمرد مدتی است که یکی از پرزه هایش عوارض کرده است. او تمام شهر کابل را با بایسکل می گردد تا این پرزه را  پیدا کند. او در این جستجوهایش بیننده را با تعداد دیگری از رادیوسازان و رادیوبازان قدیمی کابل آشنا می کند که هر یک عشق شان به رادیو را از سال های دور با خود دارند و هر یک در خانه های شان با رادیوهای قدیمی شان زندگی می کنند. این مردان کهن سال به طور نوستالیژیک از دورانی  یاد می کنند که تلویزوین و انترنت و ستلایت هنوز وجود نداشتند و رادیو یگانه منبع سرگرمی در خانه ها بود. آنها از خاطرات شان، از زمانی می گویند که در هر منطقه فقط یک رادیو وجود داشت و همسایه ها به خانه صاحب رادیو جمع می شدند و رادیو گوش می کردند.

کلکسیونر کابلی با اشاره به  رادیوهای قدیمی اش احساس خود را نسبت به آنها این طور بیان می کند: «اینها را به این دلیل گم نمی کنم که انسان باید به تخنیک و تخنیکرها ارج بگذراد. این مردم چقدر به شوق و ذوق و سلیقه خاص این رادیوها را ساخته اند. من می خواهم بگویم که ما هم تخنیک را خوش داریم. مملکتی که به تخنیک احترام نکند و تخنیکرها را عزت نکند، باید مثل افغانستان، همیشه گدایی کند».

کارگر تنظیف شهرداری

فلم «کابل عملیات ناممکن» (2009) نخستین تجربه فلمسازی حامد علیزاده است که به کمک آتلیه واران در کابل ساخته  شد. این فلم 24 دقیقه یی درباره کارگران بخش تنظیف شهرداری کابل است.

در فلم «کابل عملیات ناممکن»، نبرد بی ثمر گروهی از کارگران شهرداری را می بینیم که می خواهند زباله های شهری را جمع آوری کنند. تمام امکانات آنها یک موتر کوچک باربری است و بیل هایی که بر شانه دارند. به خاطر نبود امکانات بهتر، آنها مجبورند لای و لوش های زیر پل ها را با دست بیرون کنند.

به علت جمعیت زیاد شهر کابل و نبود امکانات لازم، شهرداری قادر نیست تمام آشغال هایی را که به طور روزانه در این شهر تولید می شوند جمع آوری کند. همین می شود که تن ها زباله هر روز به میزان زباله های شهر افزوده می شود و معلوم نیست چه زمان باشندگان کابل روزی را ببینند که دیگر کوچه، جوی ها و سرک های شهر مملو از کثافات و زباله نباشند.

مشکل اصلی، در فرهنگ شهرنشینی ساکنان کابل است. مردم کابل چه در گذشته ها  چه اکنون، هیچ گاه به نظافت محیط شان توجه زیادی نداشته اند. آنچه که ما امروز شاهد آن هستیم، چیزی نیست که یک شبه ایجاد شده باشد و یا از بیرون به شهر کابل آمده  باشد، بلکه این فرهنگ شهر کابل است. بهترین نمونه این فرهنگ در تشناب های سر باز کابل قابل مشاهده است که بخشی از معماری خانه های کابل است. چنین تشناب هایی، مثلاً در شهر هرات به مشاهده نمی رسد.

در قسمتی از فلم «کابل عملیات ناممکن» ما خانه بزرگ و تازه ساختی را می بینیم که در کوچه اش کوت بزرگی از زباله انبار شده است و راه را بند انداخته است. یکی از همسایه ها می گوید: «این مرد سه میلیون دالر در ساخت خانه اش مصرف کرده است ولی باز هم زباله هایش را داخل کوچه می ریزد و هیچ کس به شمول شاروالی مایل نیست این زباله ها را که باعث امراض زیادی می شوند از این کوچه جمع کند».

فلم های علی زاده در فستیوال های داخلی و بین المللی نیز به نمایش درآمده و جوایزی را نصیب شده است.عکس: DW

این فلم مستند چندین بار در کابل و فرانسه به نمایش درآمده است، از جمله در موزیم لوور پاریس، موزیم آنتروپولوژی فرانسه، فستیوال ژان روش و چند فستیوال دیگر. در مقایسه با دو فلم دیگر علیزاده، کم تجربگی کارگردان در این فلم به خوبی قابل مشاهده است؛ از مشکلات ساختاری و تدوین گرفته تا بوم صدا که چندین بار داخل تصویر دیده می شود.  

با وجود این همه حامد علیزاده، 31 ساله، به خوبی در این سه فلم نشان می دهد که با رسانه فلم و ژانر مستند به درستی آشناست. او نگاه دقیقی نسبت به مسایل اجتماعی و شهری دارد و مهارت بالایی نیز در برخورد با سوژه هایش دارد و آن ها را می تواند بسیار خوب در موقعیتی قرار بدهد که احساس راحتی داشته باشند. فلم های علیزاده و برخی دیگر از فلم هایی که در کارگاه های آتلیه واران طی این سال ها ساخته شده اند، در کنار آثار هنری قابل قدر، اسناد خوبی نیز درباره شهر کابل و فرهنگ شهری این شهر است. 

نویسنده: م. علی کریمی

ویراستار: عارف فرهمند

عبور از قسمت بیشتر در این زمینه

بیشتر در این زمینه

عبور از قسمت گزارش روز دویچه وله

گزارش روز دویچه وله

عبور از قسمت مطالب بیشتر از دویچه وله

مطالب بیشتر از دویچه وله