1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

آیا تنگه هرمز تنها راه خروج نفت از خلیج فارس است؟

۱۴۰۵ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

جنگ، طرح‌های قدیمی کشورهای خلیج فارس برای دور زدن تنگه هرمز را زنده کرد. عربستان توانست بخش بزرگی از صادراتش را به مسیر دریای سرخ منتقل کند اما تجربه امارات نشان داد مسیرهای جایگزین هم آسیب‌پذیرند. گفت‌وگو با دو کارشناس.

تنگه هرمز روی نقشه
جنگ دوباره طرح‌های قدیمی کشورهای خلیج فارس برای دور زدن تنگه هرمز را زنده کرده استعکس: Andre M. Chang/ZUMA/picture alliance

با شعله‌ور شدن دوباره جنگ آمریکا و ایران، تردد تجاری از تنگه هرمز بار دیگر به‌شدت کاهش یافته است؛ هرچند هنوز به صفر نرسیده. تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد در یک بازه چهارروزه، ۳۳ کشتی از این تنگه عبور کرده‌اند، در حالی که در دوره مشابه پیشین این رقم ۵۰ کشتی بود. این کاهش، دوباره پرسشی قدیمی را به مرکز توجه بازگردانده است: آیا صادرکنندگان انرژی در خلیج فارس می‌توانند مهم‌ترین گلوگاه نفتی جهان را دور بزنند؟

پاسخ کوتاه این است: تا حدی، اما نه به اندازه‌ای که بحران هرمز را بی‌اثر کند.

عربستان سعودی نشان داده که زیرساخت‌های موجود می‌توانند حجم قابل توجهی از نفت را از مسیر هرمز دور کنند و به بندرهای دریای سرخ برسانند. امارات متحده عربی اما با وجود برخورداری از بندرها و خط لوله‌ای که دقیقاً برای چنین وضعیتی طراحی شده‌اند، موفقیت بسیار محدودتری داشته است. دیگر مسیرهای پیشنهادی نیز یا هنوز روی کاغذند، یا سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه می‌خواهند.

جنگ کنونی یک واقعیت مهم را روشن کرده است: مسیرهای جایگزین می‌توانند شوک ناشی از اختلال در هرمز را کاهش دهند، اما نمی‌توانند وابستگی جهان به این تنگه را از میان ببرند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

کاهش شدید تردد از هرمز برای بازار انرژی هشداردهنده است، زیرا نشان می‌دهد جنگ، ریسک عبور از این آبراه را به سطحی رسانده که شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و خریداران نفت باید هر روز دوباره درباره آن تصمیم بگیرند. با این حال، این تنگه کاملا بسته نشده است. کشتی‌ها هنوز عبور می‌کنند، اما کمتر، محتاط‌تر و با هزینه‌های بالاتر.

بیشتر بخوانید: آیا جنگ ایران به سلطه نفتی تنگه هرمز پایان خواهد داد؟

همین وضعیت بحران را پیچیده‌تر می‌کند. اگر هرمز کاملاً بسته بود، تصویر روشن‌تر می‌شد: جهان با انسداد کامل یک گلوگاه نفتی روبه‌رو بود. اما وقتی تردد ادامه دارد، ولی در سطحی محدود و پرریسک، بازارها در وضعیتی دائمی از انتظار، نگرانی و واکنش‌های مقطعی قرار می‌گیرند. هر گزارش از حمله، هر خبر از مذاکره و هر تغییر در آمار عبور کشتی‌ها می‌تواند بر قیمت نفت و رفتار بازارها اثر بگذارد.

عربستان؛ نمونه موفق‌تر دور زدن هرمز

عربستان سعودی قوی‌ترین مسیر جایگزین را در میان کشورهای خلیج فارس در اختیار دارد. خط لوله شرق به غرب این کشور، نفت خام را از میدان‌های شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. به این ترتیب، نفتکش‌ها می‌توانند بدون عبور از تنگه هرمز بارگیری کنند و از مسیر دریای سرخ به بازارهای جهانی برسند.

در ماه‌های آوریل و مه، صادرات محموله‌ای عربستان از سواحل خلیج فارس از ۴۷/۵ میلیون تن در مدت مشابه سال قبل به فقط ۶/۳ میلیون تن کاهش یافت. در همان دوره، صادرات از مسیر دریای سرخ از ۲۹/۶ میلیون تن به ۵۴/۸ میلیون تن رسید.

این افزایش ۲۵/۳ میلیون تنی توانست حدود ۶۱ درصد از حجم ازدست‌رفته در سمت خلیج فارس را جبران کند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز از تغییر سریع مسیر صادرات عربستان خبر داده و گفته صادرات نفت خام این کشور از بندر ینبع از حدود ۲ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ، به بیش از ۵ میلیون بشکه در روز در اوایل ژوئن رسید.

بیشتر بخوانید: محاصره دریایی؛ "درآمد نفتی ایران دو ماه دیگر به صفر می‌رسد"

اهمیت این تحول در آن است که نشان می‌دهد خط لوله شرق به غرب فقط یک زیرساخت اضطراری روی کاغذ نیست. این مسیر در یک بحران واقعی توانسته نفت را در مقیاس بزرگ جابه‌جا کند.

به همین دلیل، تمرکز عربستان اکنون بیش از آنکه بر ساخت مسیرهای کاملا تازه باشد، بر افزایش ظرفیت و رفع گلوگاه‌های مسیر موجود است. امارات نیز در همین چارچوب به دنبال افزودن ظرفیت موازی در کنار خط لوله نفت خام ابوظبی، (موسوم به ADCOP)، است.

اما حتی موفقیت عربستان نیز سقف دارد. ظرفیت موجود مسیرهای جایگزین عربستان و امارات، طبق برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، فقط حدود ۳/۵ تا ۵/۵ میلیون بشکه در روز است. این رقم در برابر جریان عادی نفت و فرآورده‌های نفتی از هرمز، که حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود، بسیار محدود است.

 امارات و محدودیت جغرافیا

امارات متحده عربی تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد. روی کاغذ، این کشور برای دور زدن هرمز آماده به نظر می‌رسد. خط لوله امارات نفت خام را از حبشان در ابوظبی به فجیره در دریای عمان منتقل می‌کند؛ بندری که بیرون از تنگه هرمز قرار دارد. فجیره و بندر نزدیک خورفکان نیز از مهم‌ترین تاسیسات عمیق در ساحل شرقی امارات به شمار می‌روند.

اما جنگ نشان داد خروج از هرمز لزوما به معنای خروج از خطر نیست.

این بندرها بیرون از تنگه قرار دارند، اما همچنان آن‌قدر به ایران نزدیک‌اند که در برابر موشک‌ها و پهپادها آسیب‌پذیر باشند. در جریان جنگ، فجیره هدف حمله قرار گرفت و کشتی‌هایی که در نزدیکی ساحل شرقی امارات فعالیت می‌کردند نیز آسیب دیدند.

اثر این ناامنی در آمار کشتیرانی آشکار شد. تردد از سواحل خلیج فارس امارات در آوریل و مه از ۶۸/۵ میلیون تن در مدت مشابه سال ۲۰۲۵ به ۱۲ میلیون تن کاهش یافت. اما انتظار اینکه بندرهای جایگزین بتوانند این افت را جذب کنند، محقق نشد. تردد از مسیرهای جایگزین امارات نیز از ۱۳/۷ میلیون تن به ۶/۳ میلیون تن کاهش پیدا کرد.

به بیان دیگر، بندرهای جایگزین امارات نه‌تنها نتوانستند بار ازدست‌رفته خلیج فارس را جبران کنند، بلکه خودشان نیز بخشی از محموله‌ها را از دست دادند.

بخشی از مشکل به ظرفیت فیزیکی مربوط می‌شود. فجیره نمی‌تواند به‌سرعت جای تأسیسات عظیم خلیج فارس مانند جبل علی را بگیرد. اما مسئله فقط ظرفیت نیست. اگر مالکان کشتی و شرکت‌های بیمه مقصد جایگزین را نیز تقریباً به اندازه هرمز پرخطر بدانند، مسیر جایگزین ارزش عملی محدودی پیدا می‌کند.

خط لوله‌های تازه، راه‌حل بحران امروز نیستند

در کنار مسیرهای موجود، چند طرح بلندپروازانه‌تر نیز دوباره مطرح شده‌اند. حسن منصور، اقتصاددان، به دویچه‌ وله می‌گوید: «پیشنهادهایی مانند اتصال خط لوله عراق به عمان یا اردن و همچنین مسیرهای دریایی جایگزین، از جمله عبور از دماغه امید نیک، در حال بحث و بررسی‌اند. اما این گزینه‌ها نه سریع‌اند و نه ارزان.»

به گفته منصور، خط لوله بصره به عقبه ممکن است پنج تا هفت سال زمان ببرد و حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشدعکس: privat

به گفته منصور، خط لوله بصره به عقبه ممکن است پنج تا هفت سال زمان ببرد و حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. خط بصره به عمان نیز می‌تواند ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار هزینه بخواهد. طرح‌های وسیع‌تر عراق، کویت، امارات و عمان هم نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم و توافق‌های سیاسی پیچیده‌اند.

مسیر دریایی دماغه امید نیک نیز برای هر سفر می‌تواند صدها هزار دلار هزینه اضافه ایجاد کند.

منصور می‌گوید: «جمع‌بندی این است که این پروژه‌ها نمی‌توانند مشکل فوری بازار نفت را حل کنند.»

افزون بر این، مسیر دریای سرخ خود یک نقطه ضعف امنیتی دارد. کشتی‌هایی که به سوی کانال سوئز حرکت می‌کنند، باید از باب‌المندب عبور کنند؛ جایی که حملات حوثی‌ها بارها کشتیرانی تجاری را تهدید کرده است. بنابراین جایگزین کردن یک گلوگاه آسیب‌پذیر، گاه فقط به معنای اتکا به گلوگاهی آسیب‌پذیر دیگر است.

مسیر اسرائیلی؛ ایده‌ای راهبردی، نه راه‌حل فوری

جنگ، بحث درباره یک مسیر اسرائیلی را نیز دوباره زنده کرده است. بر اساس یکی از طرح‌ها، نفت عربستان می‌تواند به سمت غرب و دریای سرخ منتقل شود و سپس به زیرساخت‌هایی برسد که به ایلات متصل می‌شوند. از آنجا نفت می‌تواند وارد خط لوله موجود اسرائیل شود و به بندر اشکلون در مدیترانه برسد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش‌تر از ایده خط لوله‌هایی سخن گفته بود که از شبه‌جزیره عربستان عبور کنند و وابستگی به هرمز و باب‌المندب را کاهش دهند.

اما چنین طرحی فقط مسئله مهندسی نیست. اجرای آن به توافق‌های سیاسی میان اسرائیل و کشورهای عربی نیاز دارد و در عین حال، یک شبکه زیرساختی ثابت و قابل هدف‌گیری تازه ایجاد می‌کند. در صورت گسترش جنگ منطقه‌ای، چنین مسیری خود می‌تواند به هدف حمله تبدیل شود.

بنابراین، این گزینه در حال حاضر بیشتر یک ایده راهبردی است تا جایگزینی فوری برای هرمز.

همه کشورهای خلیج فارس راه خروج ندارند

یک تحلیلگر سیاسی در تهران، به دویچه‌ وله می‌گوید تلاش برای دور زدن هرمز موضوع تازه‌ای نیست، اما جنگ آسیب‌پذیری همین مسیرهای جایگزین را هم نشان داده است.

او می‌گوید: «این خط لوله‌ها می‌توانند اثر تنگه هرمز را کاهش دهند، اما در زمان جنگ خودشان آسیب‌پذیرند.»

به گفته او، پهپادهای ایران و حوثی‌ها می‌توانند هم به فجیره برسند و هم به دریای سرخ.

این مشکل برای قطر، کویت و بحرین جدی‌تر است. برخلاف عربستان و امارات، این کشورها ساحلی بیرون از خلیج فارس ندارند. ساخت مسیرهای جایگزین برای آن‌ها نیازمند همکاری کشورهای دیگر است و ممکن است عراق، سوریه، اردن یا اسرائیل را درگیر کند.

بیشتر بخوانید: مؤسسه کپلر: ذخایر نفت ایران رو به پایان است

چنین مسیرهایی در کوتاه‌مدت وابستگی این کشورها به هرمز را از میان نمی‌برد.

برخی کالاها نیز اساسا دشوارتر جابه‌جا می‌شوند. برای نمونه، صادرات گاز طبیعی مایع قطر را نمی‌توان به‌سادگی وارد خط لوله‌های موجود نفت خام کرد.

چرا هرمز همچنان جایگزین‌ناپذیر است؟

جنگ کنونی یک تمایز مهم را روشن کرده است. مسیرهای جایگزین می‌توانند صادرات انرژی از خلیج فارس را مقاوم‌تر کنند، اما جای هرمز را نمی‌گیرند. عربستان نشان داده که می‌توان بخشی از نفت را به مسیرهای دیگر منتقل کرد. گسترش خط لوله‌های موجود هم می‌تواند مقدار بیشتری از صادرات را از خطر مستقیم هرمز دور کند.

اما مقیاس مسئله بسیار بزرگ‌تر است.

پیش از جنگ، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی هر روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد. ظرفیت فعلی مسیرهای جایگزین فقط بخشی کوچک از این حجم را پوشش می‌دهد. حتی اگر همه مسیرهای موجود با حداکثر ظرفیت کار کنند، باز هم نمی‌توانند جریان عادی هرمز را جبران کنند.

از سوی دیگر، زیرساخت به‌تنهایی ریسک ژئوپلیتیک را حذف نمی‌کند. خط لوله‌ها، پایانه‌ها، بندرها و مسیرهای جایگزین نیز در شرایط جنگی می‌توانند هدف حمله قرار گیرند. تجربه امارات و تهدیدهای دریای سرخ این واقعیت را آشکار کرده است.

دویچه وله را در واتس‌اپ دنبال کنید

این تحلیلگر سیاسی ساکن تهران  معتقد است همین مسئله برای تهران نیز محدودیت ایجاد می‌کند. به گفته او، اگر ایران هرمز را برای مدت طولانی محدود نگه دارد، این فرض که اختلال موقت است ممکن است از بین برود و ائتلافی گسترده‌تر علیه تهران شکل بگیرد.

او می‌گوید: «هدف ایران این است که از شکل‌گیری چنین ائتلافی جلوگیری کند.»

شاید همین محاسبه، بیش از هر خط لوله‌ای، اهمیت هرمز را حفظ کند.

کشورهای خلیج فارس در حال یاد گرفتن راه‌هایی برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند. اما جنگ کنونی هم‌زمان نشان داده است که جایگزین کردن هرمز تا چه اندازه دشوار، پرهزینه و از نظر راهبردی آسیب‌پذیر است. مسیرهای جایگزین می‌توانند بخشی از فشار را کم کنند، اما تا اطلاع ثانوی، هرمز همچنان گلوگاه اصلی انرژی خلیج فارس باقی می‌ماند.

تنگه هرمز کجاست و اهمیت سیاسی و اقتصادی آن چیست؟

02:14

This browser does not support the video element.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله