آیا میانجیگری صلح، پای پاکستان را به جنگ ایران میکشد؟
۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سهشنبه
در حالی که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران وارد مرحلهای بیثبات و فرسایشی شده، پاکستان تلاش میکند خود را بهعنوان یکی از معدود کانالهای ممکن برای انجام مذاکرات معرفی کند.
اما این نقش، بیش از آنکه صرفا دیپلماتیک باشد، برای اسلامآباد به یک خطر واقعی تبدیل شده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در بیش از یک ماه گذشته، تلفات این درگیری در دستکم ۹ کشور گزارش شده و برخی کشورهای منطقه نیز هدف حملات قرار گرفتهاند.
صدها نفر کشته شدهاند و هزینههای اقتصادی به میلیاردها دلار در روز رسیده است. بازار انرژی نیز بهشدت متزلزل شده و نگرانی از یک بحران جهانی رو به افزایش است.
پاکستان در تلاش است از این بحران فاصله بگیرد، اما همزمان ناچار است به آن نزدیک شود.
میانجیگری در سایه تردید
در روزهای اخیر، اسلامآباد میزبان دیدارهایی با مقامهای ترکیه، مصر و عربستان سعودی بوده تا زمینهای برای گفتوگو میان تهران و واشنگتن فراهم کند.
وزیر خارجه پاکستان گفته این کشور "مایل است در روزهای آینده میزبان مذاکرات باشد" و مدعی شده هر دو طرف به نقش پاکستان اعتماد نشان دادهاند.
اما نشانهها از بیاعتمادی عمیق حکایت دارد.
هنوز مشخص نیست چنین مذاکراتی اساسا برگزار خواهد شد یا نه. ایران اعلام کرده هیچ گفتوگوی مستقیمی در جریان نیست و برخی طرحها را "غیرواقعبینانه" خوانده است.
در مقابل، مقامهای آمریکایی از پیشرفت احتمالی سخن میگویند، در حالی که همزمان تهدید به حملات بیشتر نیز ادامه دارد.
بیشتر بخوانید:قالیباف و ذوالقدر، چه کسی با آمریکا حرف میزند؟
این تناقض، واقعیت دیپلماسی در دل جنگ را نشان میدهد که در واقع، حرف از مذاکره روی میز است، اما اعتماد وجود ندارد.
توازن شکننده اسلامآباد
پاکستان در موقعیتی قرار گرفته که باید میان چند جبهه تعادل برقرار کند.
از یک سو، با عربستان سعودی توافق دفاعی دارد و در صورت درگیری مستقیم ریاض، تحت فشار برای حمایت قرار میگیرد. از سوی دیگر، با ایران مرزی طولانی و روابطی پیچیده دارد. در عین حال، روابط این کشور با آمریکا نیز در دوره اخیر بهبود یافته است.
تحلیلگران میگویند پاکستان تلاش میکند با ایفای نقش میانجی، هم جایگاه دیپلماتیک خود را تقویت کند و هم از کشیده شدن جنگ به داخل مرزهایش جلوگیری کند.
اما این بازی، بازی سادهای نیست.
اگر جنگ گسترش یابد، همین روابط چندلایه میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. حتی حمایت نمادین از عربستان میتواند باعث افزایش تنش با ایران شود، چه برسد به دخالت مستقیم.
برای پاکستان، این بحران فقط یک موضوع خارجی نیست.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اقتصاد این کشور به انرژی خلیج فارس وابسته است و هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند تورم و فشار اقتصادی را تشدید کند.
در عین حال، بیثباتی در ایران میتواند به مرزهای غربی پاکستان سرایت کند، جایی که پیشتر نیز با ناامنی و فعالیت گروههای مسلح مواجه بوده است.
نگرانی دیگر، وضعیت داخلی است. جامعه پاکستان دارای جمعیت قابل توجهی از شیعیان است که تحولات ایران را از نزدیک دنبال میکنند.
تجربه اعتراضات اخیر نشان داده که این تحولات میتواند به سرعت به داخل کشور بازتاب پیدا کند.
در چنین شرایطی، یک جنگ طولانی میتواند چندین شکاف داخلی را همزمان فعال کند.
دیپلماسی یا کشیده شدن به بحران؟
با وجود همه این خطرات، پاکستان همچنان تلاش میکند نقش یک میانجی فعال را حفظ کند. اما واقعیت میدان، سریعتر از دیپلماسی حرکت میکند.
ورود بازیگرانی مانند حوثیها، افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و ادامه حملات متقابل، نشان میدهد که جنگ در حال گسترش است، نه مهار.
در همین حال، هر دو طرف درگیر، همزمان از "پیروزی" صحبت میکنند و به حملات ادامه میدهند؛ ترکیبی که خطر خطای محاسباتی را بالا میبرد.
برای پاکستان، مسئله فقط این نیست که آیا میتواند میانجی موفقی باشد یا نه. مسئله این است که اگر این جنگ ادامه پیدا کند، این کشور دیر یا زود با پیامدهای آن روبهرو خواهد شد.
در چنین شرایطی، میانجیگری نه فقط یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه تلاشی برای دور نگه داشتن خود از جنگی است که هر روز به آن نزدیکتر میشود.