بازتاب شرق در هنر غرب - حرمسرا، خواجگان و بازار
۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
کاشفان، جهانگردان، هیئتهای مذهبی، پادشاهان، شوالیهها و درباریان غربی در روند تاریخ همواره مجذوب تمدن کهن شرق و در پی کشف این دنیای ناشناخته واسرارآمیز بودند. به دنبال لشکرکشی ناپلئون به مصر بین سالهای ۱۸۰۱-۱۷۹۷ میلادی، شرق بیش از پیش در مرکز توجه غرب قرار گرفت. در این لشکرگشایی ۱۶۷ دانشمند، کاشف و هنرمند اروپایی ناپلئون را همراهی کردند.
در حالیکه در آن دوران محققین غربی برای دستیابی به علوم و دانش پیشرفته شرق تلاش کردند، هنرمندان جلوههایی غیرواقعی و خیالانگیز را در آثار خویش به نمایش گذاشتند: عربهای شتر سوار در حین تاخت و تاز در کویر، زنان حرمسرا با بدنهای برهنه خویش در حال دلبری، عیش و نوش در حرمسرا، چهره عبوس صحرانشینان زیر عمامه و خواجگان سرمست. بسیاری از این تابلوها با موضوعات خیالی و رنگهای چشمگیر خویش بیاختیار داستانهای هزار و یکشب را به یاد میآورند.
واضح است که چهره شرق در این آثار خیالبردازی بیش نبود، ولی بیننده غربی شیفته این تصاویر شگفتانگیز شده و آن را نمادی از دنیای اسرارآمیز شرق میدانست. بسیاری از این کلیشهها اکنون نیز در جوامع غربی رواج دارند.
برگزیده آثار هنرمندان اروپایی در نمایشگاه مونیخ
در نمایشگاه "شرق در اروپا: از دلاکروا تا کاندینسکی" آثار بیش از صد هنرمند اروپایی به نمایش گذاشته شده که با الهام از زندگی و فرهنگ شمال آفریقا، کشورهای خاورمیانه و دیگر کشورهای اسلامی منطقه نگاه اروپا به شرق را به تصویر کشیدهاند. در نمایشگاه مونیخ بیش از صد و پنجاه تابلو نقاشی، مجسمه و طراحی از هنرمندان برجستهای چون دلاکروا، انگر، آگوست رنوار، پال کله، کاندینسکی و دیگر هنرمندان کمتر شناخته شده دیدگاه "اورینتالیسم" در هنر اروپای قرن نوزدهم را نشان میدهند.
در کنار اینها، نمونههای برجستهای ازآثار هنرمندان مدرن که در کشورهای شرقی خلق شده، نیز به تماشا گذاشته شدهاند. درآخرین دهههای قرن ۱۹ میلادی سبکهای جدیدی، چون امپرسیونسم، پست امپرسیونیسم و فویسم، در نقاشی شکل گرفتند که اساس آن کشف تئوریهای جدیدی در زمینه نور بود. استفاده از رنگهای خالص و شفاف در نقاشی اهمیت ویژهای یافت. بسیاری از هنرمندان اروپایی مانند پال کله، اگوست ماکه و کاندینسکی برای خلق آثار هنری در نور درخشان به کشورهای عربی سفر کردند.
«شرقشناسی نظریهای استعمارگراست»
ادوارد سعید، استاد ادبیات و منتقد هنری فلسطینی تبار، نظریه "شرقشناسی" (اورینتالیسم) را مورد انتقاد شدید قرار دادهاست. وی در کتابی که در سال ۱۹۷۸ میلادی منتشر شده برخورد استعمارگرانه غرب نسبت به جهان شرق، به ویژه کشورهای عربی و خاورنزدیک، را بررسی کرده و آن را "روشی برای تسلط و تغییر منطقه" دانستهاست. وی در کتاب خویش به نام "شرقشناسی"، قرن نوزدهم و اواخر قرن بیستم را مد نظر قرار میدهد، که به گفته وی در این نظریه " غرب روشنگر " در رویارویی با " شرق اسرارآمیز" قرار میگیرد.
ادوارد سعید در مقالات و کتابهای خویش نظرات دانشمندان و نویسندگان انگلیس و فرانسوی قرن نوزدهم را بررسی کرده، برخورد آنان به شرق را واقعگرایانه ندانسته و آن را نتیجه قدرتطلبی آنان میداند. نظریات وی تاکنون بحثهای مختلفی را در مجامع فرهنگی و دانشگاهی برانگیختهاست. چنین نظریاتی قبلا توسط متفکران و نویسندگان شرقی، چون ناظم حکمت، نیز مطرح شده بود.
نمایشگاه "شرق در اروپا: از دلاکروا تا کاندینسکی" به بخشهای مختلفی چون زندگی در کویر، دانش در شرق و شرق د ر هنر مدرن تقسیم شدهاست. به این ترتیب در کنارنمایش آثار هنری به جنبههای دیگری چون زندگی اجتماعی، شرایط سیاسی و تفاوتهای قومی نیز پرداخته شدهاست. این نمایشگاه در خانه هنری مونیخ تا اول ماه مه بر پا است.
EV/FW