1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

بازگشت حسین طائب؛ مجتبی خامنه‌ای شبکه شخصی قدرت می‌سازد؟

۱۴۰۵ مرداد ۲۳, جمعه

حسین طائب، چهره امنیتی نزدیک به مجتبی خامنه‌ای، دوباره به ریاست سازمان بسیج بازگشته است؛ همان نهادی که نقشی کلیدی در کنترل خیابان داشت. حکم تازه او فقط یک انتصاب نظامی نیست.

دیدار مجتبی خامنه ای با حسین طائب
حسین طائب، چهره امنیتی نزدیک به مجتبی خامنه‌ای، به ریاست سازمان بسیج منصوب شده استعکس: isna

بازگشت حسین طائب به ریاست سازمان بسیج را نمی‌توان یک جابه‌جایی معمولی در ساختار سپاه دانست. او به نهادی بازگشته که جمهوری اسلامی در حساس‌ترین لحظه‌های امنیتی روی آن حساب می‌کند؛ از کنترل اعتراضات خیابانی گرفته تا نظارت بر دانشگاه، محله، اداره و مسجد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

طائب پیش‌تر نیز در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع پس از انقلاب، فرمانده بسیج بود. سال ۱۳۸۸، هم‌زمان با اعتراضات گسترده پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، او در راس نهادی قرار داشت که در مهار خیابان و سرکوب جنبش سبز نقش جدی ایفا کرد. حالا دوباره به همان جایگاه بازگشته، اما در شرایطی متفاوت و شاید حساس‌تر؛ در دوره‌ای که جمهوری اسلامی پس از انتقال رهبری به مجتبی خامنه‌ای، بیش از هر زمان دیگر به شبکه‌های وفادار، منسجم و آماده مداخله نیاز دارد.

در حکم تازه طائب، بر عباراتی مانند "تقویت شبکه اطلاعات مردمی" و گسترش شعار "هر ایرانی، یک بسیجی" تاکید شده است. این واژه‌ها در زبان رسمی جمهوری اسلامی بی‌معنا یا تشریفاتی نیستند. وقتی از "شبکه اطلاعات مردمی" سخن گفته می‌شود، منظور فقط بسیج نیرو در روز بحران نیست. هدف، ساختن شبکه‌ای دائمی برای رصد جامعه است؛ شبکه‌ای که در مسجد، مدرسه، دانشگاه، اداره، محله و خیابان حضور داشته باشد و بتواند نشانه‌های نارضایتی را پیش از تبدیل شدن به اعتراض تشخیص دهد.

از همین زاویه، انتصاب طائب را باید بخشی از بازچینی امنیتی جمهوری اسلامی در دوره مجتبی خامنه‌ای دید. او برای چنین ماموریتی چهره‌ای تصادفی نیست. سابقه طولانی در وزارت اطلاعات، سپاه، سازمان اطلاعات سپاه، پرونده‌سازی، رقابت‌های درون‌حکومتی و مدیریت امنیتی دارد. نامش نیز سال‌ها در کنار مجتبی خامنه‌ای مطرح بوده است. بنابراین بازگشت او به بسیج می‌تواند نشانه انتقال بخشی از وزن امنیتی حکومت از ساختارهای پنهان اطلاعاتی به شبکه‌ای میدانی‌تر باشد؛ شبکه‌ای که مستقیم‌تر با جامعه و خیابان سر و کار دارد.

فرماندهی که فقط به بسیج برنگشته است

حسین طائب، متولد سال ۱۳۴۲ در تهران، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های امنیتی جمهوری اسلامی است. در برخی روایت‌ها، از جمله گزارش‌هایی که در رسانه‌های حکومتی منتشر شده، نام اصلی او حسن عنوان شده و گفته شده حسین، برادر بزرگ‌ترش، در جنگ ایران و عراق کشته شده است. اما اهمیت طائب نه در این جزئیات زندگی‌نامه‌ای، بلکه در جایگاهی است که طی چند دهه در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی پیدا کرده است.

او پس از سال‌ها حضور در وزارت اطلاعات و سپس سپاه، در سال ۱۳۸۸ به فرماندهی بسیج رسید. همان سال، حکومت با اعتراضاتی روبه‌رو شد که یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های خیابانی جمهوری اسلامی پس از انقلاب بود. طائب بعدتر به سازمان اطلاعات سپاه رفت و ۱۳ سال در رأس یکی از قدرتمندترین نهادهای امنیتی حکومت قرار گرفت.

برکناری او از سازمان اطلاعات سپاه در سال ۱۴۰۱ پایان نقش‌آفرینی‌اش نبود. طائب از آن دسته چهره‌هایی است که حتی وقتی از یک منصب رسمی کنار می‌روند، شبکه‌ها، ارتباطات و نفوذ پشت‌پرده‌شان باقی می‌ماند. بازگشت او به بسیج نشان می‌دهد در محاسبات تازه قدرت، همچنان به تجربه، مهارت و شبکه امنیتی او نیاز هست.

پیوندی قدیمی با مجتبی خامنه‌ای

برای فهم اهمیت بازگشت طائب، باید رابطه او با مجتبی خامنه‌ای را جدی گرفت. این رابطه به سال‌هایی بازمی‌گردد که مجتبی هنوز جایگاه رسمی امروز را نداشت و طائب نیز به ریاست سازمان اطلاعات سپاه نرسیده بود.

محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما، پیش‌تر گفته بود پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال ۱۳۷۶، جلساتی با حضور مجتبی خامنه‌ای برگزار می‌شد که در آن تحولات سیاسی کشور بررسی می‌شد. به گفته سرافراز، مجتبی خامنه‌ای جمع‌بندی این نشست‌ها را به علی خامنه‌ای منتقل می‌کرد. او همچنین از حلقه‌ای سخن گفته که خودش، مجتبی خامنه‌ای، حسین طائب و حسین فدایی در آن حضور داشتند. در روایت سرافراز، طائب در حاشیه همان جلسات گزارش‌های امنیتی و اطلاعاتی جداگانه‌ای به مجتبی می‌داد.

این روایت، رابطه طائب و مجتبی خامنه‌ای را از سطح همکاری اداری فراتر می‌برد. طائب فقط یک مقام امنیتی نبود که بعدها به کار مجتبی آمد. او از سال‌های اولیه شکل‌گیری شبکه سیاسی اطراف مجتبی در کنار او حضور داشت؛ زمانی که مجتبی هنوز در سایه دفتر پدرش در حال ساختن موقعیت سیاسی خود بود.

به همین دلیل، بازگشت طائب به بسیج را نمی‌توان فقط با نیاز سپاه به یک مدیر امنیتی توضیح داد. این انتصاب می‌تواند بخشی از چینش تازه نیروهای وفادار به مجتبی خامنه‌ای باشد؛ نیروهایی که هم سابقه شخصی با او دارند، هم توان عملیاتی برای کنترل جامعه و هم تجربه حضور در میدان رقابت‌های درون قدرت.

طائب در قلب جنگ قدرت

حسین رزاق، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید کنار گذاشتن طائب در دوره علی خامنه‌ای را می‌توان در چارچوب تلاش‌های مرتبط با مسیر قدرت‌گیری مجتبی خامنه‌ای تحلیل کرد. او البته تاکید می‌کند که این ارزیابی بر پایه مجموعه‌ای از روایت‌ها و نقل‌قول‌های موجود است، نه اسناد رسمی منتشرشده.

رزاق با اشاره به سخنان اخیر باقر خرازی می‌گوید احتمالا علی خامنه‌ای با رهبری مجتبی موافق نبوده استعکس: Privat

رزاق با اشاره به سخنان اخیر باقر خرازی می‌گوید احتمالا علی خامنه‌ای با رهبری مجتبی موافق نبوده است. با این حال، به باور او، طائب در تمام این سال‌ها کنار مجتبی ماند و برای تثبیت جایگاه او تلاش کرد.

از نگاه رزاق، پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، شبکه نزدیک به طائب توانست دوباره نفوذ خود را گسترش دهد. او معتقد است این شبکه در روندهای بعدی قدرت، از جمله در مجلس خبرگان، نقش مهمی داشت و در نهایت مسیر رسیدن مجتبی خامنه‌ای به رهبری را هموارتر کرد.

رزاق جایگاه تازه طائب را صرفا با عنوان ریاست بسیج نمی‌سنجد. به گفته او، طائب در نبرد تازه قدرت، در نقطه‌ای بالاتر از عنوان رسمی خود قرار گرفته است. تعبیر او این است که طائب بخشی از پروژه مجتبی خامنه‌ای است؛ یا شاید حتی مجتبی خامنه‌ای بخشی از پروژه طائب باشد.

این ارزیابی قطعی نیست و باید آن را در سطح تحلیل دید، نه واقعیت اثبات‌شده. اما نکته مهمی را برجسته می‌کند: بازگشت طائب در لحظه‌ای رخ داده که رهبری تازه هنوز به ابزارهای قابل اتکا برای تثبیت قدرت نیاز دارد. بسیج با گستردگی اجتماعی و جغرافیایی خود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین این ابزارها باشد.

چرا بسیج برای رهبر تازه حیاتی است؟

مجتبی خامنه‌ای قدرت را از پدرش به ارث برده، اما انتقال قدرت در جمهوری اسلامی فقط انتقال عنوان نیست. علی خامنه‌ای طی چند دهه شبکه‌ای پیچیده از وفاداری، ترس، منفعت، نهادهای امنیتی، فرماندهان نظامی، روحانیون حکومتی و حلقه‌های اقتصادی ساخته بود. مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت خود باید بخشی از این میراث را حفظ کند و هم‌زمان شبکه شخصی خودش را بسازد.

در این میان، بسیج جایگاهی ویژه دارد. سپاه و نهادهای اطلاعاتی بیشتر در سطح فرماندهی، عملیات و تصمیم‌سازی عمل می‌کنند، اما بسیج در سطح جامعه حضور دارد. پایگاه بسیج در محله، بسیج دانشجویی در دانشگاه، بسیج ادارات، بسیج مساجد و شبکه‌های محلی این نهاد، حکومت را به زندگی روزمره شهروندان وصل می‌کنند.

به همین دلیل، طائب در موقعیتی قرار گرفته که ممکن است برای رهبری تازه بسیار مهم‌تر از ظاهر عنوانش باشد. او به نهادی برگشته که هم توان سرکوب دارد، هم امکان جمع‌آوری اطلاعات محلی، هم قابلیت بسیج نیرو و هم ظرفیت ایجاد فشار اجتماعی. عبارت «تقویت شبکه اطلاعات مردمی» در حکم تازه نیز دقیقاً به همین کارکرد اشاره دارد.

در چنین مدلی، هدف حکومت فقط واکنش نشان دادن به اعتراض پس از آغاز آن نیست. هدف این است که قبل از خیابانی شدن بحران، نشانه‌های نارضایتی شناسایی شود. حکومت می‌خواهد بداند در محله، دانشگاه، اداره و شبکه‌های اجتماعی چه کسی ناراضی است، چه کسی فعال است، چه کسی با دیگران ارتباط می‌گیرد و چه کسی می‌تواند در لحظه بحران به تهدید تبدیل شود.

آخوند امنیتی در راس نیروی میدانی

وحید هروآبادی، روحانی شیعه نزدیک به محمود احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌جمهوری او، طائب را از جنس روحانیانی می‌داند که در حوزه از آنان با عنوان "آخوند امنیتی" یاد می‌شود. او در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید این گروه از روحانیان با آخوندهای معمولی فرق دارند، چون شخصیت و کارکرد امنیتی پیدا کرده‌اند.

هروآبادی نام‌هایی مانند مصطفی پورمحمدی و حسن روحانی را نیز در همین طیف قرار می‌دهد؛ روحانیانی که فقط در جایگاه فقهی یا سیاسی ظاهر نمی‌شوند، بلکه با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی پیوند خورده‌اند.

به گفته هروآبادی، طائب در دوره‌های مختلف فقط با مخالفان بیرون از حکومت درگیر نبود. او در پرونده‌های درون قدرت نیز نقش داشت. هروآبادی به نقش مهدی طائب، برادر حسین طائب و رئیس پیشین قرارگاه عمار، در حملات علیه اسفندیار رحیم‌مشایی اشاره می‌کند و می‌گوید در آن دوره، مهدی طائب در فضاسازی و پرونده‌سازی نقش داشت و حسین طائب آن مسیر را در سطح امنیتی دنبال می‌کرد.

این تصویر، طائب را به چهره‌ای چندوجهی تبدیل می‌کند. او زبان روحانیت حکومتی را می‌فهمد، سازوکارهای امنیتی را می‌شناسد و توان کار با نیروی میدانی را دارد. برای حکومتی که هم با بحران مشروعیت روبه‌روست، هم از شکاف درونی رنج می‌برد و هم نگران اعتراضات تازه است، چنین چهره‌ای می‌تواند کارکردی فراتر از مدیریت اداری داشته باشد.

روایت هروآبادی از برکناری طائب

برکناری طائب از سازمان اطلاعات سپاه در سال ۱۴۰۱ با روایت‌های مختلفی همراه شد. برخی آن را نتیجه ناکامی‌های اطلاعاتی، از جمله نفوذ اسرائیل در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، دانستند. هروآبادی اما روایت دیگری مطرح می‌کند.

او با استناد به منابع خود می‌گوید علت اصلی کنار گذاشتن طائب، مسئله شنود علی خامنه‌ای بود. به گفته او، گزارشی که نشان می‌داد طائب در حال شنود رهبر جمهوری اسلامی بوده، باعث شد علی خامنه‌ای دستور برکناری او را صادر کند.

به گفته هروآبادی، تعطیلی درس مجتبی خامنه‌ای در قم به دوره برکناری طائب مربوط بودعکس: privat

هروآبادی همچنین مدعی است حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، اجرای دستور برکناری طائب را به تاخیر انداخت و به همین دلیل توبیخ شد. او می‌گوید این توبیخ حتی در پرونده سلامی ثبت شد.

به گفته هروآبادی، تعطیلی درس مجتبی خامنه‌ای در قم نیز به همان دوره مربوط بود؛ زمانی که انتشار یک ویدئو بحث‌هایی درباره جایگاه مجتبی و موقعیت او در ساختار قدرت به راه انداخت.

این ادعاها به‌طور مستقل قابل تایید نیستند و باید با احتیاط با آن‌ها برخورد کرد. اما حتی در سطح روایت نیز نشان می‌دهند که طائب در نقطه‌ای حساس از قدرت قرار داشته است. اختلاف بر سر او فقط اختلاف درباره یک مدیر امنیتی نبود؛ طائب در میانه تنش میان سپاه، بیت رهبری و حلقه مجتبی خامنه‌ای قرار داشت.

بازگشت به بسیج؛ تنزل یا قدرت اجرایی بیشتر؟

در نگاه اول، بازگشت طائب به بسیج ممکن است نوعی کاهش جایگاه به نظر برسد. ریاست سازمان اطلاعات سپاه از نظر دسترسی به پرونده‌ها، نفوذ در ساختار امنیتی و امکان اثرگذاری بر تصمیم‌های کلان، یکی از مهم‌ترین موقعیت‌ها در جمهوری اسلامی بود. اما این برداشت می‌تواند ساده‌انگارانه باشد.

هروآبادی معتقد است طائب اکنون در جایگاهی قرار گرفته که قدرت اجرایی مستقیم دارد. بسیج نیرویی سازمان‌یافته، مسلح و حاضر در میدان است. از نگاه او، طائب شخصیتی نیست که در استفاده از خشونت تردید کند.

این تفاوت برای فهم انتصاب تازه مهم است. سازمان اطلاعات سپاه قدرتی پنهان، پرونده‌محور و پشت‌پرده داشت. بسیج اما قدرتی آشکارتر، خیابانی‌تر و اجتماعی‌تر دارد. ریاست بسیج به طائب امکان می‌دهد در مدیریت اعتراضات، فشار بر مخالفان، شبکه‌سازی اجتماعی و ایجاد وفاداری برای رهبر تازه نقش مستقیم‌تری داشته باشد.

در دوره پس از انتقال رهبری، تهدید فقط از جامعه معترض نمی‌آید. بخشی از تهدید درون خود ساختار قدرت است؛ فرماندهانی که ممکن است با مجتبی خامنه‌ای همدل نباشند، جناح‌هایی که سهم بیشتری می‌خواهند، روحانیونی که مشروعیت او را کامل نمی‌پذیرند و نهادهایی که هنوز خود را با میراث علی خامنه‌ای تعریف می‌کنند. بسیج می‌تواند در برابر همه این نیروها نقش بازدارنده داشته باشد.

سایه پرونده‌های اقتصادی و فایل صوتی سپاه

پرونده طائب فقط امنیتی نیست. نام او در سال‌های گذشته در منازعات اقتصادی و سیاسی درون سپاه نیز مطرح شده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، فایل صوتی منتشرشده در بهمن ۱۴۰۰ بود؛ گفت‌وگویی میان دو فرمانده سپاه که در آن درباره فساد مالی، بنیاد تعاون سپاه، هلدینگ یاس و تلاش برخی چهره‌ها برای جلوگیری از قضایی شدن پرونده‌ها صحبت می‌شد.

در آن فایل، از اختلاف میان جریان‌های درون سپاه بر سر پرونده‌هایی سخن گفته می‌شد که نام محمدباقر قالیباف نیز در حاشیه آن‌ها مطرح بود. بر اساس محتوای فایل، طائب از پیگیری برخی پرونده‌ها توسط جناحی دیگر در سپاه ناراضی بود.

در بخش دیگری از همان گفت‌وگو، درباره محمدعلی نجفی، شهردار پیشین تهران، صحبت می‌شود. گفته می‌شود طائب قصد برخورد با نجفی را داشته، اما حلقه نزدیک به محمدعلی جعفری، فرمانده وقت سپاه، مسیر دیگری را دنبال کرده بود. صادق ذوالقدرنیا، معاون اقتصادی وقت سپاه، در آن فایل می‌گوید طائب او را به گرایش اصلاح‌طلبانه متهم کرده و از ارتباطش با نجفی ناراحت بوده است.

در همان فایل، ذوالقدرنیا می‌گوید طائب از قالیباف حمایت می‌کرده است. این بخش نشان می‌داد سازمان اطلاعات سپاه در دوره طائب فقط با پرونده‌های امنیتی کلاسیک سر و کار نداشت، بلکه در رقابت‌های اقتصادی، شهری و سیاسی درون حاکمیت نیز نقش ایفا می‌کرد.

همین سابقه باعث شده منتقدان طائب، حتی در میان محافظه‌کاران، او را چهره‌ای پرونده‌ساز و مداخله‌گر بدانند. محمود احمدی‌نژاد در شهریور ۱۳۹۷ گفت طائب "تعادل ندارد" و کارش "پرونده‌سازی" است. در همین راستا، محمد سرافراز، رئیس پیشین صداوسیما نیز در اردیبهشت ۱۳۹۸ سازمان اطلاعات سپاه و شخص طائب را به مداخله به سود نزدیکان این سازمان در مزایده آگهی‌های بازرگانی صداوسیما متهم کرد؛ موضوعی که طائب را عملا در زمره مفسدان اقتصادی قرار داد.

این اتهام‌ها نشان می‌دهد طائب حتی در درون حکومت نیز چهره‌ای بی‌حاشیه نبوده است. او در پرونده‌های سیاسی، برخورد با دوتابعیتی‌ها، فشار بر نزدیکان احمدی‌نژاد و روحانی و کشمکش‌های اقتصادی و اطلاعاتی در سپاهحضور داشته است.

شبکه‌ای برای کنترل جامعه و مهار رقیبان

بازگشت طائب در زمانی رخ داده که جمهوری اسلامی هم‌زمان با چند بحران روبه‌روست: جنگ خارجی، فشار اقتصادی، بی‌اعتمادی عمومی، احتمال اعتراضات تازه، شکاف در ساختار فرماندهی و بحران جانشینی پس از علی خامنه‌ای. در چنین فضایی، انتخاب طائب برای بسیج فقط احیای یک فرمانده قدیمی نیست.

حکومت به شبکه‌ای نیاز دارد که بتواند هم جامعه را کنترل کند و هم به رهبر تازه امکان دهد مخالفان درون ساختار را زیر نظر بگیرد. بسیج چنین قابلیتی دارد. این نهاد در زندگی روزمره مردم حضور دارد، اما هم‌زمان به سپاه، نهادهای امنیتی و ایدئولوژی رسمی متصل است.

در این مدل، شعار "هر ایرانی، یک بسیجی" فقط یک عبارت تبلیغاتی نیست. اگر این شعار در کنار ماموریت "تقویت شبکه اطلاعات مردمی" قرار بگیرد، معنایش گسترش نظارت اجتماعی است؛ یعنی تبدیل محیط‌های عادی زندگی به فضاهایی برای رصد، گزارش‌دهی و فشار. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیج می‌تواند برای مجتبی خامنه‌ای به ابزار تثبیت قدرت تبدیل شود.

پروژه مجتبی یا پروژه طائب؟

پرسش مهم این است: طائب ابزار مجتبی خامنه‌ای است یا یکی از معماران اصلی قدرت او؟

پاسخ قطعی به این پرسش ممکن نیست. اما نشانه‌ها از رابطه‌ای عمیق‌تر از یک انتصاب اداری حکایت دارد. طائب سال‌هاست با مجتبی خامنه‌ای ارتباط داشته، در حلقه‌های امنیتی نزدیک به او دیده شده و به روایت برخی منتقدان و فعالان سیاسی، در مسیر قدرت‌گیری او نقش ایفا کرده است.

مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت رهبری خود به سه چیز نیاز دارد: وفاداری درون ساختار، کنترل جامعه و توان مهار یا حذف رقیبان. طائب با سابقه امنیتی، شبکه سپاهی، تجربه بسیج و رابطه قدیمی با مجتبی، می‌تواند هر سه نیاز را پوشش دهد.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

به همین دلیل، بازگشت او به بسیج را نباید فقط بازگشت یک چهره قدیمی به سازمانی قدیمی دانست. این انتصاب می‌تواند نشانه ورود جمهوری اسلامی به مرحله‌ای تازه باشد؛ مرحله‌ای که در آن رهبر جدید، برای جبران ضعف مشروعیت و نبود کاریزمای پدر، بیش از گذشته به ابزارهای امنیتی، اطلاعاتی و بسیجی تکیه می‌کند.

حسین طائب دوباره رئیس بسیج شده است، اما اهمیت او در عنوان رسمی‌اش خلاصه نمی‌شود. او به نهادی برگشته که می‌تواند جامعه را ببیند، خیابان را کنترل کند، نیرو بسیج کند، اطلاعات محلی جمع کند و مخالفان را زیر فشار بگذارد. برای جمهوری اسلامی پس از علی خامنه‌ای، و برای مجتبی خامنه‌ای در مقام رهبر تازه، چنین ابزاری شاید از بسیاری منصب‌های رسمی حیاتی‌تر باشد.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله