1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

بحران لکه نفتی؛ تهدید وجودی زیست‌بوم خلیج فارس در جنگ

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های محلی از گسترش لکه‌های نفتی در اطراف جزایر خارک، قشم و تنگه هرمز خبر می‌دهند؛ رخدادی که در میانه تنش‌های نظامی، نگرانی‌ها درباره وقوع یک بحران زیست‌محیطی در خلیج فارس را تشدید کرده است.

نشت نفت در سواحل خلیج فارس
تصویری آرشیوی از نشت نفت در سواحل خلیج فارسعکس: MEHR

در میانه جنگ فرسایشی و پرهزینه‌ای که طی هفته‌های اخیر خلیج فارس را به یکی از پرتنش‌ترین نقاط جهان بدل کرده، اکنون تهدیدی خاموش اما بالقوه ویرانگر، آرام‌آرام از دل آب‌های جنوب ایران سر برآورده است.

لکه‌های نفتی گسترده‌ای که تصاویر ماهواره‌ای، آن‌ها را در اطراف جزیره خارک، قشم، لاوان و بخش‌هایی از تنگه هرمز ثبت کرده‌اند، نگرانی‌ها درباره وقوع یک بحران زیست‌محیطی کم‌سابقه در قلب شاهراه انرژی جهان را افزایش داده‌اند.

ماجرا از زمانی جدی‌تر شد که تصاویر ماهواره‌ای برنامه اروپایی "کوپرنیکوس" وجود یک لکه عظیم نفتی در غرب جزیره خارک ــ مهم‌ترین پایانه صادرات نفت ایران ــ را نشان داد؛ لکه‌ای که بنا بر برخی برآوردها ده‌ها کیلومتر مربع از آب‌های خلیج فارس را پوشانده و حتی احتمال نشت مستمر نفت از تأسیسات یا خطوط انتقال را مطرح کرده است.

خبرگزاری رویترز به نقل از تحلیلگران محیط زیست و داده‌های ماهواره‌ای گزارش داد این آلودگی می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین نشت‌های نفتی خلیج فارس از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باشد.

همزمان، گزارش‌ها و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از لکه‌های تیره روی آب، تغییر رنگ سواحل و نگرانی صیادان محلی را منتشر کردند؛ تصاویری که در مدت کوتاهی به موضوعی بحث‌برانگیز در رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. برخی کاربران این آلودگی‌ها را نتیجه حملات نظامی به زیرساخت‌های انرژی ایران، توقیف نفتکش‌ها و اختلال در شبکه صادرات نفت دانسته‌اند؛ در حالی‌که گروهی دیگر، فشار ناشی از محاصره دریایی و انباشت نفت در پایانه خارک را عامل احتمالی نشت عنوان می‌کنند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی و شرکت پایانه‌های نفتی ایران هرگونه نشت نفت از زیرساخت‌های خارک را رد کرده‌اند. عباس اسدروز، مدیرعامل شرکت پایانه‌های نفتی ایران، گزارش‌های منتشرشده را "جعلی" خوانده و مدعی شده که هیچ نشتی‌ای در خطوط لوله، مخازن یا اسکله‌های خارک ثبت نشده است. برخی مقام‌های ایرانی نیز ادعا کرده‌اند لکه‌های مشاهده‌شده ممکن است ناشی از "تخلیه غیرقانونی پسماند و آب توازن نفتکش‌های خارجی" باشد. اما صرف‌نظر از منشأ دقیق این آلودگی‌ها، آنچه اکنون نگرانی‌ها را تشدید کرده، موقعیت جغرافیایی و حساسیت اکولوژیک منطقه است.

نقشه کانون‌های آلودگی؛ از خارک تا کویت

اعظم بهرامی، کارشناس و پژوهشگر محیط زیست، در تحلیل این وضعیت بحرانی در گفت‌و‌گو با دویچه وله فارسی معتقد است که نخستین گام، ترسیم دقیق نقشه کانون‌های آلودگی است که در حال حاضر اکوسیستم منطقه را محاصره کرده‌اند. او در این باره می‌گوید: «بررسی‌ها نشان می‌دهد که ما با چندین مرکز اصلی آلودگی مواجه هستیم؛ نخستین و نگران‌کننده‌ترین آن‌ها لکه‌ای در مجاورت جزیره خارک است که وسعتی نزدیک به هفتاد کیلومتر یافته و بر اساس پایش‌های مستمر، همچنان در حال گسترش است.»

اعظم بهرامی، کارشناس و پژوهشگر محیط زیستعکس: Privat

کانون دوم به گفته او، در نزدیکی جزیره قشم رصد شده که طولی حدود هشت کیلومتر دارد؛ منشأ این آلودگی مشخصاً اصابت به یک شناور ایرانی است که پیوند مستقیم این بحران با واقعیت‌های جنگ را اثبات می‌کند.

بهرامی در ادامه به کانون‌های دیگر اشاره کرده و می‌افزاید: «علاوه بر این، لکه سومی در نزدیکی جزیره لاوان بر اثر نشت از تأسیسات نفتی به دریا ایجاد شده و کانون چهارم نیز منطقه حفاظت‌شده شیدور را درگیر کرده است.

همچنین گزارش‌های بین‌المللی، از جمله گزارش‌های شبکه سی‌ان‌ان، حکایت از وجود لکه‌های نفتی در حوزه آبی کشور کویت دارد که ابعاد فرامرزی این فاجعه را نمایان می‌سازد.

تکنولوژی ردیابی و سد سانسور امنیتی

از منظر تخصصی، این پرسش مطرح است که آیا امکان ردیابی دقیق منشأ این لکه‌ها وجود دارد؟ بهرامی پاسخ می‌دهد: «برای هر لکه نفتی یک "اثر انگشت" تعریف می‌شود. با استفاده از روش‌های آنالیز شیمیایی و شناسایی مواد و کاتالیزورهای موجود در نفت، می‌توان نوعی شناسه یا کد شناسایی برای آن تعریف کرد. اگر در بازه زمانی وقوع آلودگی، نمونه‌برداری‌های میدانی دقیقی صورت گیرد، می‌توان با ردیابی وضعیت نفتکش‌ها و آنالیز شیمیایی، پرونده‌های حقوقی متقنی در مراجع بین‌المللی تشکیل داد؛ چرا که تخلیه تعمدی نفت بر اساس قوانین جهانی یک اقدام غیرقانونی محسوب می‌شود.»

با این حال، او به مانع بزرگی به نام "سانسور" اشاره کرده و می‌گوید: «در شرایط کنونی، دسترسی به این اطلاعات حیاتی با سد "سانسور" مواجه شده است. نظامی شدن منطقه و غلبه رویکردهای امنیتی باعث شده تا داده‌های دقیق میدانی پنهان شوند. در واقع، نظارت بر یک منطقه جنگی مستلزم حضور ناظران مستقل و کارشناسان سازمان‌های جهانی محیط زیست برای اندازه‌گیری پارامترهای اکوسیستم است که در وضعیت فعلی، چنین پتانسیلی عملاً وجود ندارد. مسببان این آلودگی‌ها نیز به دلیل بهره‌برداری‌های اقتصادی و امنیتی، تمام توان خود را برای پنهان‌سازی این داده‌ها به کار بسته‌اند.»

محاصره نفتکش‌ها و شکنندگی اکوسیستم

ابعاد هولناک این فاجعه زمانی روشن‌تر می‌شود که به آمارهای خیره‌کننده نگاه کنیم. طبق آمار منتشر شده توسط "گرین‌پیس"، هم‌اکنون حدود هشتاد و پنج نفتکش غول‌پیکر در منطقه محاصره شده‌اند که حامل بیش از بیست میلیارد لیتر نفت هستند. نشت این حجم عظیم نفت در اکوسیستم شکننده‌ای که دارای پوشش‌های مرجانی بکر و جنگل‌های مانگرو است، به گفته این کارشناس محیط زیست، تهدیدی غیرقابل بازگشت برای گونه‌های در معرض خطر، ماهی‌های کوچک و لاک‌پشت‌ها به شمار می‌رود.»

او با رجوع به تاریخ، فجایع پیشین را یادآوری می‌کند: «با نگاهی به سوابق تاریخی، سازمان جهانی اقیانوس‌شناسی در دهه نود میلادی و پس از جنگ نفت کویت گزارش داد که بیش از صد و چهارده هزار جانور از جمله دلفین‌ها، نهنگ‌ها و لاک‌پشت‌ها کشته شده و دوره‌های تولید مثل و تخم‌ریزی آن‌ها با اختلال جدی مواجه شد. در آن مقطع پنجاه درصد جنگل‌های مانگرو آسیب دیدند و علیرغم پروژه‌های احیا و نهال‌کاری پس از سال‌ها، سرعت ترمیم اکوسیستم به شدت کند بوده است.»

ماندگاری آلودگی در زیست‌گاه‌های حساس

لکه‌های نفتی در خلیج فارس فراتر از یک آلودگی سطحی، بحرانی چندبعدی هستند که به عقیده متخصصان محیط زیست، به‌طور هم‌زمان سلامت آب، رسوبات بستر، سواحل و کل زنجیره غذایی را هدف قرار می‌دهند.

منصور سهرابی، اگرواکولوژیست و متخصص محیط زیست در تشریح این بحران به دویچه وله فارسی می‌گوید: «نفت با ایجاد لایه‌ای نفوذناپذیر بر سطح دریا، تبادل حیاتی اکسیژن میان هوا و آب را مختل می‌کند که این وضعیت به‌ویژه برای تخم‌ها، لاروها و موجودات ریز که در لایه‌های سطحی زندگی می‌کنند، کشنده است. در این فرآیند، بخشی از ترکیبات سمی در آب حل شده و بخش‌های سنگین‌تر با چسبیدن به ذرات معلق، به اعماق دریا سقوط می‌کنند و برای مدتی طولانی در رسوبات باقی می‌مانند.»

منصور سهرابی، اگرواکولوژیست و متخصص محیط زیستعکس: Privat

به گفته او، از نظر زیستی، نخستین قربانیان معمولاً پرندگان دریایی و جانوران ساحلی هستند که چسبیدن نفت به بدنشان باعث از بین رفتن خاصیت عایق‌بندی و شناوری شده و آن‌ها را در معرض سرمازدگی، مسمومیت و مرگ قرار می‌دهد. در سطوح زیرین نیز ماهی‌ها و موجودات کف‌زی علاوه بر خطر مرگ در اثر تماس مستقیم با سموم، دچار اختلالات جدی در رشد و تولیدمثل می‌شوند.

با توجه به نیمه‌بسته بودن پهنه خلیج فارس و گردش کند آب، به گفته این اگرواکولوژیست، پدیده خودپالایی و رقیق‌شدن آلودگی بسیار دشوارتر از دریاهای آزاد رخ می‌دهد و این مسئله ماندگاری آلودگی را در زیستگاه‌های حساسی مانند جنگل‌های حرا، سواحل مرجانی و مناطق تخم‌ریزی دوچندان می‌کند: «تخریب این پناهگاه‌های طبیعی اثر دومینویی بر کل اکوسیستم می‌گذارد و از آنجا که هیدروکربن‌های نفتی در لایه‌های زیرین رسوبات ساحلی حبس می‌شوند، حتی پس از پاک‌سازی اولیه نیز احتمال آزادسازی مجدد و تداوم آلودگی تا سال‌ها وجود دارد.»

سلامت انسانی و تهدید ۷۰ میلیون نفر

از منظر شیمیایی این کارشناس محیط زیست توضیح می‌دهد که این ترکیبات خطرناک در بافت جانداران تجمع یافته و از موجودات کوچک به ماهی‌های بزرگ‌تر و در نهایت به چرخه غذایی انسان منتقل می‌شوند. در نهایت، این بحران با جابه‌جایی توسط جریان‌های دریایی، نه‌تنها محیط ‌زیست بلکه صیادی، گردشگری و معیشت ساکنان تمام کشورهای همسایه را با چالشی جدی و فرامرزی مواجه می‌سازد که جبران آن نیازمند نگاهی فراتر از یک رویداد فنی ساده است.

بهرامی نیز با استناد به گزارش‌های بین‌المللی می‌گوید: «طبق گزارش ماه مارس برنامه محیط زیست سازمان ملل، استنشاق دود ناشی از سوختن ترکیبات نفتی برای مردم ایران و به‌ویژه کودکان به‌شدت خطرناک است: «این آلودگی‌ها که حاوی فلزات سنگین و مواد سرطان‌زا هستند، می‌توانند از طریق آب‌های زیرزمینی و خاک وارد چرخه غذایی شوند.»

اگرچه گزارش‌های عربستان سعودی حاکی از آن است که لکه‌ها هنوز به حریم بیش از چهارصد ایستگاه نمک‌زدایی و آب‌شیرین‌کن منطقه نرسیده‌اند، اما اعلام "منطقه ممنوعه" توسط ایران و فضای ناامن ناشی از جنگ، به گفته اعظم بهرامی، امکان هرگونه توقف آلودگی یا پاک‌سازی را سلب کرده است: «پیش‌بینی می‌شود در صورت گسترش این وضعیت، حیات و سلامت هفتاد تا هشتاد میلیون نفر از ساکنان حاشیه خلیج فارس، صیادان و افرادی که معیشت‌شان با دریا پیوند خورده، به طور جدی به مخاطره بیفتد.»

فرضیه تخلیه تعمدی و کارنامه محیط‌زیستی جمهوری اسلامی

یکی از گمانه‌زنی‌های قوی در ارتباط با وجود لکه نفتی در خلیج فارس، احتمال تخلیه عمدی نفت است. اعظم بهرامی با انتقاد شدید از عملکرد حاکمیت می‌گوید: «موضوع "تخلیه تعمدی نفت" توسط ایران به یک بحث جدی بدل شده است. فراتر از هر موضع سیاسی، باید دانست که آسیب‌های فعلی اثرات بلندمدتی خواهند داشت. سوابق جمهوری اسلامی در تخریب محیط زیست، از مدیریت غلط تغییر اقلیم و نرخ بالای بیابان‌زایی تا خشک کردن رودها و تالاب‌ها، در کنار اولویت‌بندی بودجه‌های نظامی بر بودجه‌های زیست‌محیطی، کارنامه سیاهی را رقم زده است. این جایگاه جمهوری اسلامی در اولویت دادن به محیط زیست را به روشنی نشان می‌دهد.»

او درباره شرایط اقتصادی و فنی استخراج نفت می‌افزاید: «ما می‌دانیم که ایران روزانه چیزی نزدیک یک میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت صادر می‌کند و این محاصره دریایی، صادرات را تقریباً به صفر نزدیک کرده است. ۷۴ درصد ظرفیت صادرات در جزیره خارک بوده و اکنون ظرفیت موجود در آنجا ۸۰ درصد است. ظرفیت ذخیره‌سازی ایران حدود ۱۲۳ میلیون بشکه است. ما نمی‌دانیم این ظرفیت با بمباران چقدر کاهش یافته، اما محتمل است که ایران سرعت استخراج را کاهش نداده باشد و برای مدیریت نفت مازاد، آن را به دریا بریزد یا در نفتکش‌های فرسوده ذخیره کند که خود منبع نشت هستند.»

بهرامی تاکید می‌کند که ادعای مقامات مبنی بر مقصر دانستن نفتکش‌های اروپایی، فاقد اعتبار علمی به نظر می‌رسد.

انسداد معیشت بومیان؛ هزینه‌های انسانی جنگ

فعالان محیط زیست هشدار می‌دهند که زندگی صیادان، بازارهای محلی و صنعت گردشگری که از نوروز امسال کاملاً تعطیل شده، به شدت آسیب دیده است. تخلیه اجباری جزایر، نظامی کردن مناطق مسکونی، اخراج کارگران صنایع نفت و پتروشیمی و محدودیت دسترسی به آب شیرین، بخشی از هزینه‌های انسانی این بحران ژئوپولیتیک است.

به گفته بهرامی، جمهوری اسلامی در "برنامه مقاومتی" خود هیچ تدبیری برای مسائل محیط‌زیستی یا معیشت مردم این مناطق نیندیشیده و با اولویت دادن به بقای روزمره در جنگ، سرمایه‌های ملی و سلامت نسل‌های آینده را فدای اهداف سیاسی خود کرده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در چنین شرایطی، لکه‌های نفتی خلیج فارس دیگر صرفاً یک حادثه زیست‌محیطی تلقی نمی‌شوند، بلکه به بخشی از ژئوپولیتیک جنگ، امنیت انرژی و نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز تبدیل شده‌اند؛ بحرانی که در آن، مرز میان جنگ نظامی، فشار اقتصادی و فاجعه زیست‌محیطی هر روز مبهم‌تر می‌شود. غفلت از این فاجعه، پیش‌بینی یک بحران بسیار عمیق و گسترده را در کل محدوده خلیج فارس به حقیقتی هولناک تبدیل کرده است.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله