1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

تشدید سرکوب بهائیان؛ الگوی همیشگی حکومت در ناآرامی‌های سیاسی

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

در هفته‌های اخیر، همزمان با افزایش تنش‌های سیاسی و امنیتی در ایران، فشار بر شهروندان بهایی وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ از یورش به خانه‌ها و مصادره اموال تا بازداشت، تبلیغات امنیتی و هشدار نهادهای بین‌المللی حقوق بشر.

باغ بهائی در حیفا
بسیاری از ناظران سرکوب بهائيان را را بخشی از الگوی قدیمی جمهوری اسلامی در برخورد با اقلیت‌ها در دوره‌های بحران می‌دانندعکس: AP

در حالی که جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های اخیر با خیلی از بحران‌های داخلی، تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای امنیتی روبه‌رو بوده، جامعه بهائیان ایران بار دیگر با موج تازه‌ای از سرکوب مواجه شده است؛ موجی که این‌بار تنها به بازداشت و احکام قضایی محدود نمانده و با یورش به منازل، مصادره اموال، تبلیغات سازمان‌یافته و طرح اتهام‌های امنیتی علیه شهروندان بهائی همراه شده است.

در روزهای گذشته، گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری، از افزایش فشارها بر بهائیان در شهرهایی چون شیراز، ساری، کرمان و مشهد خبر داده‌اند. وب‌سایت حقوق بشری "هه‌نگاو" گزارش داده که نیروهای امنیتی در روزهای اخیر به خانه فرامرز و پریوش ندافیان، زوج بهائی ساکن شیراز، یورش برده و پس از چند ساعت تفتیش، تلفن‌های همراه، کتاب‌ها، وسایل شخصی و حتی طلا و جواهرات خانواده را ضبط کرده‌اند. یک روز پیش از آن نیز مأموران امنیتی به خانه افسانه جذابی، شهروند بهائی در شیراز حمله کرده و با طرح اتهام "همکاری با اسرائیل"، بخشی از اموال شخصی او را مصادره کرده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

همزمان، پرونده پیوند نعیمی و برنا نعیمی، دو شهروند جوان بهائی، به یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های تازه فشار بر بهائیان تبدیل شده است.

توماس راخل، نماینده دولت آلمان در امور آزادی دین و عقیده، با انتشار پیامی اعلام کرده کفالت سیاسی این دو زندانی را بر عهده گرفته است. او تأکید کرده است که پیوند و برنا نعیمی به‌دلیل باور مذهبی‌شان تحت فشار قرار دارند و با خطر اعدام روبه‌رو هستند. این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که نهادهای حقوق بشری و تشکیلات جهانی بهائیان نیز طی روزهای اخیر نسبت به "خطر فوری" برای این دو زندانی هشدار داده‌اند.

چرا فشار بر بهائیان در دوره‌های بحران تشدید می‌شود؟

افزایش فشارها بر جامعه بهائی در شرایطی رخ می‌دهد که بسیاری از ناظران، آن را بخشی از الگوی قدیمی جمهوری اسلامی در برخورد با اقلیت‌ها در دوره‌های بحران می‌دانند.

سینا یوسفی، وکیل حقوق بشری، در گفت‌وگو با دویچه ‌وله فارسی می‌گوید جمهوری اسلامی سال‌هاست بهائیان را نه صرفاً به‌عنوان یک اقلیت مذهبی، بلکه به‌عنوان یک "مسئله امنیتی" تعریف کرده است.

او توضیح می‌دهد: «در مقاطع ناآرامی سیاسی یا افزایش نارضایتی عمومی، فشار بر بهائیان هم تشدید می‌شود. در واقع، این برخورد بخشی از الگوی گسترده‌تر محدود کردن گروه‌های مستقل مدنی و اجتماعی است.»

حسن نائب هاشم، پزشک و فعال حقوق بشر، نیز با اشاره به فضای امنیتی ناشی از بحران‌های سیاسی و تقابل‌های نظامی به دویچه وله فارسی می‌گوید حاکمیت در چنین شرایطی تلاش می‌کند برای فشارهای خارجی، "معادلی در داخل" ایجاد کند. به گفته او، از آنجا که آرامگاه رهبران آیین بهائی و مرکز جهانی این آیین به دلایل تاریخی در اسرائیل کنونی قرار دارد، جمهوری اسلامی سال‌هاست از این موضوع برای پیوند زدن بهائیان به دولت اسرائیل سوءاستفاده می‌کند.

او می‌گوید: «هدف از این رویکرد، معرفی بهائیان به‌عنوان "ستون پنجم" و عامل دشمن است تا ضمن منحرف کردن افکار عمومی از بحران‌های اقتصادی و مطالبات اصلی جامعه، حکومت بتواند با نمایش اقتدار در سرکوب گروه‌های آسیب‌پذیر، انسجام هواداران خود را حفظ کند.»

به گفته یوسفی نیز، حکومت نسبت به هر نوع سازمان‌یابی مستقل خارج از چارچوبی که خود به رسمیت می‌شناسد حساسیت دارد و جامعه بهائی، با وجود دهه‌ها محرومیت، همچنان دارای پیوندهای اجتماعی و هویتی منسجم است.

"دشمن‌سازی داخلی" و امنیتی‌سازی افکار عمومی

همزمان با افزایش بازداشت‌ها و یورش به منازل شهروندان بهائی، رسانه‌های حکومتی نیز بار دیگر تولید مستندها، روایت‌های امنیتی و برنامه‌های تبلیغاتی علیه بهائیان را تشدید کرده‌اند؛ روندی که به‌گفته فعالان حقوق بشر، بخشی از پروژه "امنیتی‌سازی" جامعه بهائی است.

یوسفی می‌گوید: «این نوع دشمن‌سازی، مخصوصاً در دوره‌های بحران، باعث می‌شود فضای امنیتی تشدید شود و بخشی از افکار عمومی از مسائل اصلی منحرف شوند.»

سینا یوسفی: دشمن‌سازی، مخصوصاً در دوره‌های بحران، باعث می‌شود فضای امنیتی تشدید شود و بخشی از افکار عمومی از مسائل اصلی منحرف شوندعکس: Privat

حسن نائب هاشم نیز معتقد است حکومت از طریق مستندهای سفارشی و اعترافات اجباری، تلاش می‌کند بهائیان را نه فقط یک اقلیت مذهبی، بلکه "تهدید فرهنگی" و شبکه نفوذ معرفی کند.

او می‌گوید: «این برچسب‌زنی‌های امنیتی عمدتاً با هدف تحریک بخش‌های مذهبی جامعه و جلب حمایت افرادی صورت می‌گیرد که نسبت به حقانیت یا کارآمدی حکومت دچار تردید شده‌اند.»

به باور این فعال حقوق بشر، نهادهای امنیتی با ایجاد هراس از "نفوذ"، در عمل سرکوب‌ها را توجیه و جامعه بهائی را در افکار عمومی منزوی می‌کنند.

به باور سینا یوسفی نیز پخش مداوم مستندها و اعترافات تلویزیونی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است: «وقتی رسانه رسمی مدام روایت امنیتی یا اعتراف تلویزیونی پخش می‌کند، در واقع تلاش می‌کند این تصور ایجاد شود که بهائیان یک مسئله امنیتی هستند، نه شهروندانی با حقوق برابر.»

او هشدار می‌دهد که چنین فضایی، زمینه را برای توجیه بازداشت، محرومیت و فشارهای بیشتر فراهم می‌کند و حساسیت افکار عمومی نسبت به نقض حقوق بهائیان را کاهش می‌دهد.

"آزار سیستماتیک مذهبی" از منظر حقوق بین‌الملل

بهائیان، که بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی غیرمسلمان ایران محسوب می‌شوند، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون از سوی حکومت جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده‌اند و طی چهار دهه گذشته با محرومیت سیستماتیک از تحصیل، اشتغال، مالکیت و بسیاری از حقوق مدنی روبه‌رو بوده‌اند.

سینا یوسفی معتقد است آنچه علیه بهائیان جریان دارد، صرفاً مجموعه‌ای از برخوردهای پراکنده نیست، بلکه واجد ویژگی‌های یک الگوی "سیستماتیک" است.

او می‌گوید: «در حقوق بین‌الملل، وقتی یک گروه مذهبی به‌صورت مستمر و سازمان‌یافته از حقوقی مثل آموزش، اشتغال، دادرسی عادلانه و آزادی عقیده محروم می‌شود، می‌توان از "آزار سیستماتیک مذهبی" صحبت کرد.»

به گفته او، درباره بهائیان در ایران، مسئله فقط موارد پراکنده بازداشت یا فشار نیست، بلکه با "الگویی چنددهه‌ای از تبعیض ساختاری" روبه‌رو هستیم؛ الگویی که باعث شده گزارشگران ویژه سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به آن هشدار دهند.

حسن نائب هاشم نیز برخوردهای جمهوری اسلامی با بهائیان را "مصداق بارز آزار مذهبی" می‌داند و می‌گوید این رفتارها بر اساس اسناد بین‌المللی و اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی، می‌تواند در چارچوب "جنایت علیه بشریت" بررسی شود.

او به مجموعه‌ای از تبعیض‌های ساختاری علیه بهائیان اشاره می‌کند؛ از محرومیت از تحصیلات عالی و فشارهای روانی در مدارس گرفته تا محدودیت‌های شدید شغلی، پلمب محل کسب‌وکار، مصادره اموال، بازداشت‌های خودسرانه، احکام سنگین زندان و حتی تخریب آرامستان‌ها و محدودیت در برگزاری آیین‌های تدفین.

به گفته او، این روند همچنین ناقض مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره آزادی عقیده و بیان است.

آیا می‌توان از "آپارتاید مذهبی" سخن گفت؟

فعالان حقوق بشر اگرچه استفاده حقوقی از اصطلاح "آپارتاید مذهبی" را نیازمند معیارهای دقیق حقوقی می‌دانند، اما تأکید می‌کنند آنچه در ایران علیه بهائیان اعمال می‌شود، یک "الگوی مستمر و نهادینه تبعیض مذهبی" است.

سینا یوسفی در این‌باره می‌گوید: «از محرومیت از تحصیل و اشتغال گرفته تا فشار بر کسب‌وکارها و حقوق مالکیت؛ وقتی این محرومیت‌ها صرفاً بر اساس هویت دینی افراد اعمال می‌شود و دهه‌ها ادامه پیدا می‌کند، طبیعتاً بحث تبعیض سیستماتیک مذهبی مطرح می‌شود.»

نائب هاشم نیز معتقد است هرچند مفهوم "آپارتاید" در حقوق بین‌الملل بیشتر در زمینه تبعیض نژادی تثبیت شده، اما شدت تفکیک و تبعیض علیه بهائیان در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی، عملاً مشابه الگوهای جداسازی سیستماتیک است.

حسن نائب هاشم: شدت تفکیک و تبعیض علیه بهائیان در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی، عملاً مشابه الگوهای جداسازی سیستماتیک استعکس: privat

او می‌گوید: «وقتی محرومیت‌ها صرفاً بر مبنای هویت دینی اعمال می‌شود و نسل‌به‌نسل ادامه پیدا می‌کند، دیگر با تبعیض‌های موردی روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک ساختار نهادینه‌شده مواجهیم.»

"چالش ایدئولوژیک"؛ فراتر از یک اختلاف مذهبی

به باور این دو تحلیلگر، برخورد جمهوری اسلامی با بهائیان تنها ریشه مذهبی ندارد، بلکه به ساختار ایدئولوژیک نظام نیز گره خورده است.

یوسفی می‌گوید: «جمهوری اسلامی فقط یک نظام سیاسی نیست، بلکه مشروعیتش را بر یک قرائت رسمی از مذهب بنا کرده است.»

نائب هاشم نیز معتقد است حکومت به دلیل مبانی فقهی خود، آیین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و آن را "فرقه‌ای ساختگی" یا پروژه‌ای وابسته به قدرت‌های خارجی معرفی می‌کند؛ نگاهی که به گفته او، پیش از انقلاب نیز در جریان‌هایی چون انجمن حجتیه وجود داشت اما پس از انقلاب به سیاست رسمی حکومت تبدیل شد.

او تأکید می‌کند: «حکومت، بهائیان را صرفاً یک رقیب مذهبی نمی‌بیند، بلکه آن‌ها را تهدیدی علیه تمامیت ایدئولوژیک نظام تلقی می‌کند.»

آینده جامعه بهائی؛ "فرسایش انسانی" زیر فشار مداوم

در کنار بازداشت‌ها و فشارهای امنیتی، شبکه‌های اجتماعی نیز طی هفته‌های اخیر پر از روایت‌هایی درباره ضبط اموال، توقیف گذرنامه‌ها، بازجویی‌های طولانی و فشار بر زنان و سالمندان بهائی بوده است؛ روایت‌هایی که به‌گفته فعالان حقوق بشر، تصویری از "فرسایش تدریجی" زندگی شهروندان بهائی ارائه می‌دهد.

یوسفی معتقد است ادامه روند کنونی، بیش از هر چیز به "فرسایش انسانی" منجر خواهد شد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او می‌گوید: «نسلی که مدام با محرومیت، ناامنی شغلی، فشار روانی و احساس طردشدگی زندگی می‌کند، در معرض فرسایش مداوم قرار می‌گیرد.»

نائب هاشم نیز با اشاره به تداوم ساختار فعلی جمهوری اسلامی، چشم‌انداز روشنی برای بهبود وضعیت بهائیان متصور نیست و معتقد است تا زمانی که نظامی مبتنی بر برابری حقوق شهروندی شکل نگیرد، الگوهای سرکوب ادامه خواهد یافت.

او می‌گوید این فشارها دو پیامد عمده دارد: "مهاجرت اجباری و کاهش جمعیت فعال بهائیان در ایران" و در عین حال "پایداری مدنی" بخشی از جامعه بهائی که همچنان بر ماندن و حفظ هویت خود پافشاری می‌کند.

به گفته او، تغییر این وضعیت تنها با توقف سیاست‌های نفرت‌پراکن، حذف کلیشه‌های امنیتی و ایجاد ساختاری ممکن خواهد بود که حقوق همه شهروندان را فارغ از عقیده تضمین کند.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله