توافق ایران و عمان؛ ایران میتواند در تنگه هرمز عوارض بگیرد؟
۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از ماه مارس تاکنون حداقل چهار بار تنگه هرمز را "باز" اعلام کرده است، اما هر بار ظرف چند روز، درگیریها یا انسداد این آبراه بینالمللی از سر گرفته شده است.
حالا پس از چندین مرتبه رفت و برگشت، ظاهرا ایران و عمان به توافقی برای عبور کشتیها از تنگه هرمز رسیدهاند.
یک منبع مطلع و نزدیک به مذاکرات ایران و عمان به العربیه گفت بر اساس توافق انجامشده که در روزهای آتی رسما اعلام خواهد شد، کشتیهای ورودی به تنگه هرمز از مسیر کشتیرانی نزدیکتر به سواحل ایران عبور خواهند کرد و کشتیهای خروجی از تنگه هرمز از مسیر کشتیرانی نزدیکتر به سواحل عمان استفاده خواهند کرد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این در حالی است که خبرگزاری رویترز نقطه اختلاف حلنشده در این مذاکرات را ترافیک خروجی دانسته و نوشته است: «مذاکرهکنندگان منطقهای خواهان نظارت منطقهای بر بازرسیها هستند و میخواهند هرگونه عوارضی اسماً "داوطلبانه" باقی بماند. در حالی که ایران خواستار دریافت ۵ تا ۷ درصد از ارزش محمولههاست، عمان رقم ۳ درصد را مطرح کرده و واشنگتن هم خواهان عوارض صفر است.»
اما آنچه رویترز هم تایید کرده کنترل کشتیهای ورودی توسط ایران است. این خبرگزاری نوشته است: «پیشنهادی که هماکنون روی میز قرار دارد کنترل کشتیهای واردشده به خلیج فارس از طریق هرمز را به تهران واگذار میکند. این اقدام یکی از بزرگترین امتیازات به جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ خواهد بود و اصرار مکرر واشنگتن مبنی بر عدم پذیرش کنترل ایران بر این آبراه را معکوس میکند.»
دو مقام منطقهای و یک منبع مطلع از ایران به رویترز گفتهاند تهران در آینده میتواند عوارض سنگینی از نفتکشهایی که از طریق تنگه هرمز وارد خلیج فارس میشوند مطالبه کند. در صورت اجرا، این یکی از مهمترین امتیازاتی خواهد بود که تاکنون به ایران داده شده است.
اولین پرسشی که در این رابطه مطرح میشود درباره قانونی بودن دریافت عوارض از یک آبراه بینالمللی است. بر اساس حقوق دریاها، عبور از تنگههای بینالمللی باید بدون دخالت کشور ساحلی انجام شود و کشورهای ساحلی تنها مجاز به دریافت هزینههای محدود خدماتی، از جمله راهنمایی دریایی و یدککشی هستند.
آیا توافق برای گرفتن عوارض از سوی ایران، خلاف این مقررات نیست؟
"توافقی موقتی برای ترمیم زخم توافق قبلی"
سعید محمودی، کارشناس حقوق دریاها، در این باره میگوید هنوز متن توافق را ندیده است و حدس میزند مسئله تنها بر سر ایجاد یک کانال جدید عبور و مرور در میانه تنگه هرمز باشد و هنوز مشخص نیست که ایران قطعا بخواهد از این کانال عوارض دریافت کند.
او همچنین تاکید میکند که این تنها یک راهحل موقتی برای "ترمیم زخم" ناشی از "عهدشکنی آمریکا" در توافق قبلی است. محمودی در توضیح این مسئله به دویچهوله میگوید: «بعد از امضای قرارداد قبلی که در آن تصریح شده بود ایران مسیرها را باز نگه میدارد اما همه کشتیها باید تنها از مسیر تعیینشده از سوی ایران تردد کنند، ترامپ یک کانال در نزدیکی عمان ایجاد کرد و این خلاف موافقتنامه بود و همین کار را به شکست آتشبس و حمله به کشتیها کشاند. حالا این توافق برای ترمیم آن زخم است تا این دو کشور بتوانند با هم مذاکره کنند.»
بیشتر بخوانید: پس از تنگه هرمز؛ مقصد بعدی بحران خاورمیانه کجاست؟
این کارشناس حقوقی میگوید مطمئن نیست که ایران بخواهد عوارضی بابت عبور کشتیها دریافت کند اما اگر این کار را بکند "قطعا خلاف حقوق بینالملل جاری و کنونی است که ناظر بر عبور کشتیها از تنگه هرمز است".
سعید محمودی به دویچهوله میگوید: «به نظر میرسد این توافقنامه تنها برای یک مدت موقت که هنوز صلحی بین ایران و آمریکا برقرار نشده جاری خواهد بود. هم ایران و هم بسیاری از کشورهای دیگر حاضر شدند دندان روی جگر بگذارند و این کار خلاف حقوق بینالملل را بپذیرند و این هزینه را بدهند همانطور که چند کشتی هم قبلا دادهاند تا این مذاکرات را به نتیجه برسانند ولی اینکه به طور دائمی ایران بتواند یک هزینهای بگیرد الان بسیار بعید است.»
"برد راهبردی و اقتصادی برای ایران"
سارا کرمانیان، مدرس روابط بین الملل در دانشگاه ساسکس، بعید نمیداند که ترامپ همانطور که در توافق قبلی از مواضع سرسخت خود کوتاه آمد این بار هم بر سر تنگه هرمز کوتاه بیاید و با گرفتن عوارض از سوی ایران موافقت کند.
به نظر این استاد دانشگاه، آمریکا از نظر راهبردی و استراتژیک در جنگ با ایران در این مرحله شکست خورده و به دلیل فشارهای داخلی و بینالمللی که روی اوست مجبور است امتیازهایی به ایران بدهد.
جمهوری اسلامی نیز با آگاهی از همین نقطهضعف و البته با ایجاد ناامنی در منطقه تلاش میکند بیشترین امتیاز را بگیرد.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
سارا کرمانیان به دویچهوله میگوید: «جمهوری اسلامی از بعد از امضای تفاهم نامه و حتی بعد از آتش بس اول چند استراتژی را با هم دنبال میکرد؛ یکی این که شکلی از ناامنی را در خلیج فارس و تنگه هرمز به وجود بیاورد تا خودش بتواند به عنوان تنها نیرویی که امنیت ایجاد میکند عوارض بگیرد. از طرف دیگر مسیر جایگزینی را برای ورود به خلیج فارس از طریق آبهای ایران پیشنهاد داد که ایران بتواند کنترل بیشتری داشته باشد ضمن این که همین مسئله به لحاظ سمبلیک هم مهم است. اینها سیاستهای چند جانبهای بوده که جمهوری اسلامی همواره استفاده کرده تا در نهایت شرایط به آن نقطه صفری که قبلا وجود داشت برنگردد و جمهوری اسلامی بتواند با استفاده از این ابزار جدید، صحبت کردن درباره هر مسئله دیگری مثل پروژه هستهای و چیزهای دیگر را به تعویق بیندازد و تا اینجا هم تا حدی موفق شده است.»
اما پرسش اینجاست که جمهوری اسلامی تا چه مدت میتواند از این ابزار استفاده کند؟
سارا کرمانیان در پاسخ به این پرسش به راههای جایگزینی اشاره میکند که همین حالا هم به عنوان آلترناتیو برای تنگه هرمز مطرح شدهاند مثل دریای عمان، عراق، ترکیه، سوریه و حتی دریای خزر. او به گزارشهایی اشاره میکند که میگویند ظرف یک سال آینده میتوان تا ۶۰ درصد جایگزین برای تنگه هرمز پیدا کرد و در نتیجه اهمیت اقتصادی و استراتژیک این آبراه به تدریج کمتر میشود.
اینکه جمهوری اسلامی تا چد حد بتواند از این ابزار استفاده کند تا حد زیادی به این راههای جایگزین بستگی دارد.
به دویچه وله فارسی در واتس اپ بپیوندید
این کارشناس تصریح میکند که تا اینجای کار، این مسئله حداقل بر روی کاغذ یک برد استراتژیک برای ایران بوده است. با این حال او میگوید: «من اساسا فکر میکنم یک سری بردهای استراتژیک هستند که چون یک سری تهدید برای کشورهای همسایه به وجود میآورند و در نتیجه آنها را مجبور میکنند به سمت راههای آلترناتیو بروند، الزاما پایدار نیستند، ولی به هر حال تا اینجای کار میشود گفت بله یک برد راهبردی برای جمهوری اسلامی بوده است.»
"آمریکا؛ قدرت نظامی برتر اما نه الزاما برنده"
سارا کرمانیان معتقد است در جنگ میان ایران و آمریکا هرچند آمریکا قدرت نظامی برتر بود اما برنده این جنگ نبود و همین جمهوری اسلامی را به سمتی برده که بخواهد هرچه بیشتر امتیاز بگیرد.
او میگوید: «به هر حال آمریکا قدرت نظامی برتر در این جنگ بوده اما این قدرت نظامی الزاما خیلی کارگر نبوده است. جنگ نامنتقارن هزینه را برای طرفی که ادوات و تجهیزات جنگی پیشرفته دارد و از جغرافیای دیگری میآید و تبعات جنگ هم برایش بسیار هزینه ساز شده، بیشتر میکند. همه اینها فشاری است که جمهوری اسلامی آن را میبیند و سعی میکند از آن استفاده کرده و امتیاز بگیرد.»
این استاد دانشگاه با اشاره به گزارشهای پشت پردهای که هرچند وقت یک بار به بیرون درز میکند، از جمله درباره توان افتکرده نظامی آمریکا میگوید: «همه اینها نشان دهنده این است که آمریکا چقدر درک اشتباهی نه تنها از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران بلکه از پویاییهای ژئوپلیتیک و قدرت در منطقه، روابط دولتها و همینطور موقعیت ژئو پولیتک ایران داشته است. آمریکا با یک تخیل برای بازسازی یک نظم تک قطبی وارد این جنگ شد ولی نظم جهانی دیگر بر آن پاشنه نمیچرخد و این اشتباهات استراتژیک، آمریکا را در موقعیتی قرار داده که جمهوری اسلامی از آن به نفع منافع خودش استفاده میکند.»
این همان چیزی است که کارشناسان به خبرگزاری رویترز نیز گفتهاند: «بسیاری از کارشناسان اکنون آمریکا را تضعیفشده ارزیابی میکنند و دیگر آن را در موقعیتی نمیبینند که شروط خود را برای صلح به ایران دیکته کند.»