1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

حمله به جنوب ایران و محاصره دریایی؛ بن‌بست ایران یا آمریکا؟

۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

چرا اکنون آمریکا حملات خود را بر جنوب ایران متمرکز کرده است؟ اثر محاصره دریایی بر اقتصاد ایران چیست، هزینه آن را کدام طرف بیشتر می‌پردازد و آیا بحران تنگه هرمز به مذاکره می‌رسد؟ مهرداد وهابی به این پرسش‌ها پاسخ داده است.

عکسی از خلیج فارس که در آن نیروی دریایی آمریکا در جریان محاصره دریایی، کشتی باری ایرانی را متوقف کرده است
مهرداد وهابی: محاصره دریایی ایران بیش از آنکه راه‌حلی کم‌هزینه باشد، بحرانی پرهزینه برای تهران، آمریکا و کل منطقه خواهد بودعکس: Us Navy/ZUMA/IMAGO

با تشدید دوباره رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا، جنوب ایران در روزهای اخیر به کانون اصلی حملات موشکی تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌ها این حملات، سامانه‌های دفاع ساحلی، زیرساخت‌های نظامی اطراف تنگه هرمز و اهدافی در استان‌های خوزستان، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و همچنین تهران را هدف قرار داده است.

هم‌زمان، آمریکا اجرای محاصره دریایی علیه بنادر ایران را نیز در دستور کار قرار داده است؛ اقدامی که فرماندهی مرکزی آمریکا "سنتکام" آن را تلاشی برای حفاظت از کشتیرانی و تأمین امنیت تردد در تنگه هرمز عنوان می‌کند و درعین حال، دونالد ترامپ مدعی شد، کنترل تنگه هرمز باید در اختیار آمریکا باشد و این کشور از کشتی‌های عبوری عوارض دریافت می‌کند. رئیس جمهور آمریکا سپس از پیشنهاد اولیه برای اعمال عوارض ۲۰ درصدی بر محموله‌های عبوری از تنگه هرمز، عقب‌نشینی و اعلام کرد این ایده را منتفی دانسته و تصمیم گرفته است برنامه‌ها را با توافق‌های تجاری و اقتصادی با کشورهای حوزه خلیج فارس جایگزین کند.

بیشتر بخوانید: چه کسانی از جنگ در ایران سود می‌برند؟

ایران نیز در پاسخ به حملات، پایگاه‌های آمریکا در اردن، بحرین و کویت را هدف قرار داده و هشدار داده است که هرگونه مداخله بیشتر در تنگه هرمز با پاسخ نظامی روبه‌رو خواهد شد. سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی هم با تأکید بر اینکه "مداخلات آمریکا در منطقه بی‌اثر خواهد ماند" اعلام کرده است ایران از تأکید بر کنترل و حاکمیت خود بر تنگه هرمز عقب‌ نخواهد نشست و به مقابله با اقدامات آمریکا ادامه خواهد داد؛ اینها در حالی است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تاکنون از ورود مستقیم به این رویارویی پرهیز کرده‌اند.

در همین شرایط، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفتگو منتشرشده‌ای با جو روگان در رویترز گفت: «برخی عناصر در دولت اسرائیل تلاش می‌کنند افکار عمومی آمریکا را علیه توافق با ایران بسیج کنند.» به گفته او، این افراد خواهان ادامه جنگ با ایران هستند و می‌خواهند این جنگ "برای مدت نامحدود" ادامه یابد؛ اظهاراتی که از وجود اختلاف‌نظر میان بخشی از دولت آمریکا و دولت اسرائیل درباره ادامه این جنگ حکایت دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اکنون این وقایع، پرسش‌های مهمی را پیش روی ناظران قرار داده است: چرا جنوب ایران به کانون حملات آمریکا تبدیل شده است؟ ادامه محاصره دریایی چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران خواهد داشت و بهای آن را کدام طرف بیشتر خواهد پرداخت؟ و سرانجام، آیا این بحران به مذاکره ختم خواهد شد یا رقابت بر سر تنگه هرمز را وارد مرحله‌ای تازه خواهد کرد؟ مهرداد وهابی استاد دانشگاه سوربن شمالی و اقتصاددان در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی به این پرسش‌ها پاسخ داده است.

جنوب ایران؛ "نقطه شکست بحرانی" اقتصاد کشور

مهرداد وهابی، پژوهشگر و استاد دانشگاه سوربن شمالی، که نظریه جنگ سوم خلیج فارس، "انفال" او در ماه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته، معتقد است رویکرد فعلی آمریکا تحت تاثیر فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی است. به گفته او، نگرانی از افزایش قیمت نفت، پیامدهای جنگ برای اقتصاد آمریکا، انتخابات میان‌دوره‌ای و مخالفت بخشی از پایگاه اجتماعی ترامپ با جنگ، واشنگتن را به پذیرش آتش‌بس سوق داد، اما انتقادهای داخلی از شرایط تفاهم‌نامه، او را بار دیگر به سمت تشدید فشار نظامی کشاند.

مهرداد وهابی: آمریکا در بلندمدت قادر به حفظ کنترل تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا چنین حضوری مستلزم استقرار دائمی نیروها و پرداخت هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی استعکس: privat

 این تحلیلگر امور ایران توضیح می‌دهد: «تمرکز حملات بر جنوب ایران مقدمه‌ای برای تشدید محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی به امید تغییر رفتار است؛ هرچند ترامپ می‌کوشد دوباره تهدید تغییر رژیم را نیز به‌عنوان یک گزینه در چشم‌انداز نگه دارد.»

 او این راهبرد را فاقد هدفی مشخص و در نتیجه سرگیجه‌های ناشی از فقدان برنامه می بیند ومی‌گوید: «آنچه امروز شاهد آن هستیم، بیش ازهر چیز نشان‌دهنده فقدان یک استراتژی روشن برای خروج آمریکا از جنگ سوم خلیج فارس است.»

وهابی دلیل انتخاب جنوب ایران به عنوان کانون حملات فعلی را جایگاه راهبردی این منطقه در تجارت خارجی کشور دانسته و می‌گوید: «بخش عمده واردات، به‌ویژه کالاهای اساسی و سهم بزرگی از صادرات از طریق بنادر جنوبی انجام می‌شود و تلاش جمهوری اسلامی برای کاهش این وابستگی از طریق توسعه بنادر شمالی و کریدورهای تجاری، نتوانسته جایگزین بنادر جنوب شود.»

او با وصف بندر امام خمینی به عنوان "هاب اصلی امنیت غذایی و لجستیک ایران" بر بنادر جنوبی به عنوان "نقطه شکست بحرانی" اقتصاد کشور انگشت گذاشته و می‌افزاید: «وقتی بخش بزرگی از یک شبکه به چند گره وابسته باشد، اختلال در همان گره‌ها می‌تواند کل شبکه را مختل کند.»

 او با تاکید بر اینکه "هدف این حملات صرفاً نظامی نیست، بلکه فشار بر شریان اصلی تجارت خارجی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی ایران" است، توضیح می‌دهد: «کنترل کامل تنگه هرمز کار ساده‌ای نیست؛ زیرا ایران با تکیه بر توانمندی‌های نامتقارن، از جمله پهپاد، مین دریایی و موشک، همچنان قادر است با هزینه‌ای نسبتاً پایین در تردد دریایی اختلال ایجاد کند.»

میزان تاب‌آوری اقتصاد ایران در محاصره دریایی

این تحلیلگر پیامدهای محاصره دریایی برای ایران را در بستر وضعیت شکننده اقتصادِ پیش از جنگ قابل ارزیابی می‌داند. به گفته او: «اقتصاد ایران طی دست‌کم پانزده سال گذشته با فرسودگی زیرساخت‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری و ناتوانی در جبران استهلاک سرمایه روبه‌رو بوده و حالا دیگر مسئله فقط تخریب فیزیکی منابع نیست، بلکه کاهش مستمر توان اقتصاد برای جایگزینی و نوسازی سرمایه‌های ازدست‌رفته نیز مطرح است.»

این اقتصاددان خاطرنشان می‌کند "اقتصاد ایران حتی پیش از آغاز جنگ نیز با رکودی ساختاری، ناترازی در تأمین برق و آب و خروج مستمر سرمایه روبه‌رو بوده است"؛ شرایطی که به اعتقاد او آسیب‌پذیری اقتصاد را در برابر جنگ افزایش داده است.

به گفته وهابی: «حملات اخیر نیز بیش ازهمه زیرساخت‌های تولیدی و صادراتی، از جمله تأسیسات گاز و پتروشیمی در پارس جنوبی، عسلویه و بندر امام و همچنین صنایع فولاد را هدف قرار داده‌اند؛ صنایعی که سهم مهمی در درآمدهای ارزی و صادرات غیرنفتی ایران دارند. او هشدار می‌دهد ادامه کاهش بیشتر صادرات، افزایش روزافزون هزینه واردات و افت مداوم ارزش ریال، اقتصاد ایران را از مرزهای فروپاشی خواهد گذراند و در صورت تداوم محاصره دریایی، اقتصاد ایران با بحرانی بسیار گسترده‌تر روبه‌رو خواهد شد.»

 اوبا اشاره به گسترش اختلال در تأمین انرژی، مواد غذایی و مواد اولیه تولید، افزایش بیکاری و خطر شیوع سرتاسری فقر می‌گوید: «معضل فقط کاهش رشد اقتصادی نیست، اکنون خطر از کار افتادن چرخه تولید و توزیع کشور مطرح است.»

ادامه محاصره دریایی؛ بهای سنگین‌تر برای ایران یا آمریکا؟

به باور مهرداد وهابی: «هدف اصلی تحریم‌ها و محاصره اقتصادی، افزایش فشار معیشتی بر جامعه برای وادار کردن حکومت به تغییر رفتار است، اما تجربه ایران نشان داده این راهبرد الزاماً به نتیجه مورد نظر آمریکا نمی‌رسد؛ زیرا در ایران، بخش‌های وابسته به حاکمیت معمولاً توان بیشتری برای تحمل فشارهای اقتصادی دارند، در حالی که هزینه اصلی این فشارها را مردم عادی می‌پردازند.»

از منظر او اگر آمریکا بخواهد از طریق محاصره دریایی فشار مؤثری بر اقتصاد ایران وارد کند، ناچار است این وضعیت را برای چند ماه ادامه دهد؛ مسیری که "فقط برای ایران هزینه نخواهد داشت، بلکه آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی اقتصاد جهانی نیز بهای سنگینی برای آن خواهند پرداخت".

وهابی معتقد است آمریکا برای حفظ چنین فشاری با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهد شد و افزایش بهای نفت، آسیب‌پذیری کشورهای حاشیه خلیج فارس و احتمال گسترش دامنه درگیری، هزینه‌های این راهبرد را برای آمریکا و متحدانش افزایش می‌دهد

از منظر او در صورت گسترش درگیری‌ها، زیرساخت‌های حیاتی کشورهای منطقه، از جمله بنادر، مراکز انرژی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن نیز در معرض تهدید قرار خواهند گرفت و در نتیجه، ادامه این مسیر نه‌تنها برای ایران، بلکه برای امنیت منطقه و اقتصاد جهانی هم پرهزینه خواهد بود.

سرانجام جنگ بر سر هرمز؛ مذاکره یا جنگ؟

این پژوهشگر پیش‌بینی می‌کند که بحران کنونی در نهایت ناچار از بازگشت به مسیر دیپلماسی خواهد بود؛ زیرا "راه‌حل این بحران صرفاً نظامی نیست" و هرچه دامنه درگیری گسترش پیدا کند، هزینه‌های آن برای همه طرف‌ها افزایش خواهد یافت.

از دیدگاه وهابی، اکنون محور منازعه طرفین از برنامه هسته‌ای ایران به کنترل تنگه هرمز منتقل شده است؛ تغییری که، مهم‌ترین ابزار فشار را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است.

او توضیح می‌دهد: «آمریکا در بلندمدت قادر به حفظ کنترل تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا چنین حضوری مستلزم استقرار دائمی نیروها و پرداخت هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی است؛ تجربه‌ای که پیش‌تر در عراق و افغانستان نیز برای آمریکا تکرار شد. موقعیت جغرافیایی ایران و عمان، در کنار هزینه‌های بالای کنترل این آبراه، دست برتر را در بلندمدت به کشورهای منطقه می‌دهد.»

 به گفته وهابی، ایران و عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود همچنان از اهرم مهمی در این آبراه برخوردارهستند، هرچند افزایش هزینه عبور از تنگه هرمز در نهایت به زیان خود ایران و دیگر کشورهای منطقه نیز خواهد بود، زیرا انگیزه برای استفاده از مسیرهای جایگزین را افزایش می‌دهد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

از منظر مهرداد وهابی، در نهایت امنیت خلیج فارس بیش از گذشته به "مسئولیت کشورهای منطقه" گره خواهد خورد؛ و نه آمریکا می‌تواند برای مدت طولانی هزینه‌های چنین بحرانی را بپردازد نه منطقه ظرفیت تحمل یک جنگ گسترده و مستمر را دارد، از همین رو با وجود همه تنش‌ها، "راه‌حل پایدار" همچنان از مسیر دیپلماسی و مذاکره خواهد گذشت.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله