تداوم بحران زیستمحیطی ناشی از حمله به مخازن نفتی تهران
۱۴۰۵ خرداد ۱۹, سهشنبه
در شب ۷ به ۸ مارس، همزمان با تشدید جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، بیش از ۳۰ تاسیسات نفتی هدف قرار گرفتند و تهران از اصلیترین کانونهای این حمله بود. آنچه در روزهای نخست بیشتر در قابهای خبری دیده شد، آتش، دود سیاه و خسارت به زیرساختهای انرژی بود.
اما اکنون دادههای ماهوارهای و پژوهشهای علمی،با ارئه تصویری وسیعتر، از انتشار گسترده آلایندهها و احتمال باران اسیدی گرفته تا نگرانی درباره آلودگی آب، خاک و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت برای میلیونها شهروند خبر میدهند.
ماهوارهها چه ثبت کردند؟
مطالعهای که بهتازگی در نشریه "پیشرفتها در علوم جوی" (Advances in Atmospheric Sciences) منتشر شده، با استفاده از دادههای دو سامانه مستقل ماهوارهای نشان میدهد آتشسوزی ناشی از حمله به انبارها و پالایشگاههای نفتی تهران حدود دو روز ادامه داشته است.
بر اساس این پژوهش، در این بازه نزدیک به ۲۹ هزار و ۸۰۰ تن دیاکسید گوگرد وارد جو شد؛ رقمی که پژوهشگران آن را با برخی فورانهای آتشفشانی متوسط یا آتشسوزیهای بزرگ پالایشگاهی قابل مقایسه دانستهاند. همان دادهها نشان میدهد ابر آلاینده ناشی از این آتشسوزی در محدودهای حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع، تقریبا هماندازه ایتالیا، پراکنده شد.
یین ژنگپینگ، استادیار دانشگاه ووهان چین و نویسنده اصلی این مطالعه، گفته است بسیاری از پژوهشهای پیشین فقط "یک عکس لحظهای" از وضعیت آلودگی ارائه میکردند، اما این تحقیق تلاش کرده روند زمانی پخش آلایندهها را دنبال کند تا بتوان مناطق در معرض خطر را دقیقتر شناسایی کرد.
همین نکته اهمیت یافتههای جدید را بیشتر میکند، چون بحث فقط بر سر حجم آلودگی نیست، بلکه سرعت و گستره انتشار آن نیز در کانون توجه قرار گرفته است.
تهران؛ از انبار نفت تا ابر سمی
بر اساس گزارشهای مربوط به حملات، چهار نقطه در تهران و اطراف آن هدف قرار گرفتند: انبار نفت اقدسیه در شمالشرق تهران، انبار نفتی شهران در شمال شهر، انبار نفت کرج در غرب، و همچنین پالایشگاه تهران.
گزارشها درباره پالایشگاه تهران حاکی از آن است که این مجموعه ظرفیت پالایش حدود ۲۲۵ هزار بشکه نفت در روز را دارد و از تاسیسات مهم تولید گاز مایع، بنزین، بازیابی گوگرد و برخی فرآوردههای سنگین به شمار میرود. همین ترکیب مواد سوختی و صنعتی، خطر آلودگی ناشی از سوختن این تاسیسات را دوچندان میکند.
در این میان، پژوهش تازه فقط به انتشار گاز در جو نپرداخته، بلکه به نحوه گسترش آتش نیز اشاره کرده است. بر اساس یافتههای منتشرشده، نفت مشتعلشده از انبار شهران از طریق شبکه فاضلاب و کانالهای زیرزمینی به بخشهایی از محیط شهری اطراف منتقل شد و در برخی کمربندهای سبز و فضاهای پیرامونی نیز آتشسوزی ایجاد کرد.
پژوهشگران همچنین تاکید کردهاند دادههای ماهوارهای با تصاویر و ویدیوهایی که شهروندان تهرانی آن زمان در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بودند، همخوانی دارد.
دیاکسید گوگرد؛ مهمات خاموش جنگ
در ادبیات محیطزیستی، دیاکسید گوگرد از خطرناکترین آلایندههای جوی به شمار میرود. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا میگوید مواجهه کوتاهمدت با این گاز میتواند به دستگاه تنفسی آسیب بزند و تنفس را دشوارتر کند، بهویژه برای افراد مبتلا به آسم و کودکان.
پژوهشهای مروری تازه نیز نشان میدهند حتی سطوح پایین تا متوسط این آلاینده میتواند برای سلامت تنفسی زیانبار باشد.
ترکیب دیاکسید گوگرد با بخار آب در جو، یکی از عوامل اصلی شکلگیری باران اسیدی است؛ بارشی که میتواند به خاک، پوشش گیاهی، منابع آبی و زیرساختهای شهری آسیب برساند.
در کنار آن، دود ناشی از سوختن نفت و تاسیسات پالایشگاهی فقط از دیاکسید گوگرد تشکیل نشده، بلکه آمیزهای پیچیده از منواکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن، ترکیبات آلی فرار، دوده، فلزات و ذرات ریز است.
سازمان جهانی بهداشت نیز هشدار داده که آلودگی هوا، از جمله ذرات بسیار ریز و "کربن سیاه"، با اثرات قلبی و تنفسی و مرگومیر زودرس ارتباط دارد.
"باران سیاه" و نگرانی از آلودگی آب و خاک
گزارشهای منتشرشده پس از حمله از پدیدهای با عنوان "باران سیاه" یا "باران اسیدی آلوده به نفت" خبر میدادند. آسوشیتدپرس گزارش کرده این بارش زمانی شکل میگیرد که دوده، خاکستر و ترکیبات شیمیایی حاصل از سوختن نفت با رطوبت جو ترکیب شوند و به زمین برگردند.
این گزارش به نقل از کارشناسان نوشته بود چنین بارشی میتواند برای چشم، پوست، دستگاه تنفسی و در برخی موارد برای منابع آب نیز مخاطرهآمیز باشد.
اعظم بهرامی در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «حمله به انبار سوخت شهران یک مورد ویژه بود که حتی درباره آن پژوهش دانشگاهی انجام شد.» به گفته او، رصدهای ماهوارهایِ مربوط به دیاکسید گوگرد نشان میدهد بارندگی و بادی که پس از حملات به مراکز سوخت در تهران شکل گرفت، به انتقال گسترده این آلودگی به خارج از تهران و حتی بیرون از مرزهای ایران منجر شد.
او همچنین هشدار میدهد این آلایندگی "احتمالا به زمینهای کشاورزی یا آبهای زیرزمینی هم رسیده است." این بخش از ارزیابی بهرامی، با یافتههای پژوهش ماهوارهای و نگرانیهای مطرحشده درباره باران اسیدی و پخش سریع آلایندهها همجهت است.
اثرات سلامت؛ قربانی اصلی، غیرنظامیان
بهرامی تاکید میکند: «پیامدهای این حمله نه بر نیروهای نظامی، بلکه عمدتا بر غیرنظامیان اثر گذاشته است.» گزارش دیدهبان حقوق بشر نیز با اشاره به حملات اسرائیل به چهار انبار نفتی در اطراف تهران، هشدار داده بود که این حملات میتوانند برای غیرنظامیان آسیبهای بلندمدت زیستمحیطی و بهداشتی ایجاد کنند و اگر آسیب قابل پیشبینی به غیرنظامیان نادیده گرفته شده باشد، این مسئله از منظر حقوق بشردوستانه بینالمللی بسیار جدی است.
در گزارشهایی که پس از این حملات منتشر شد، از علائمی مانند سوزش چشم، مشکلات تنفسی، درد قفسه سینه، طعم تلخ در دهان، تحریک پوست و حتی اگزما در مناطق نزدیک به انبارهای سوخت یاد شده است.
لایوساینس در بازتاب یافتههای علمی درباره این حادثه نوشت برخی ساکنان تهران دچار اگزما، سوزش چشم و مشکلات تنفسی شدند. همین تصویر با روایتهای دیگر درباره دود غلیظ و بارش آلوده در اطراف تهران همخوانی دارد.
جنگ علیه محیط زیست
حمله به زیرساختهای انرژی، در سالهای اخیر به بخشی از منطق جنگهای مدرن تبدیل شده است. اما کارشناسان محیط زیست میگویند هزینههای این حملات اغلب کمتر از ابعاد نظامی آنها دیده میشود.
تجربه جنگهای عراق، سوریه، اوکراین و درگیریهای دیگر نشان داده تخریب تاسیسات نفتی و صنعتی میتواند آثار زیستمحیطیای برجا بگذارد که تا سالها پس از پایان جنگ باقی بماند.
دیدهبان حقوق بشر نیز در گزارش خود درباره حملات مارس ۲۰۲۶ به تهران، این موضوع را مصداقی از آسیبی دانسته که فقط در قالب خسارت نظامی یا صنعتی قابل توضیح نیست.
فراتر از یک حمله نظامی
در نگاه نخست، حمله به انبارها و پالایشگاههای تهران عملیاتی علیه زیرساخت انرژی به نظر میرسید. اما اکنون دادههای علمی تصویری وسیعتر ترسیم میکنند: رهاسازی نزدیک به ۳۰ هزار تن گاز سمی، آلودگی منطقهای هماندازه یک کشور اروپایی، و تهدیدهایی که از کیفیت هوا و سلامت تنفسی تا خاک، آب و کشاورزی امتداد پیدا میکنند. این همان نقطهای است که ارزیابی هزینه واقعی جنگ را پیچیدهتر میکند.
آنچه این پژوهش و گزارشهای تکمیلی یادآوری میکنند، واقعیتی فراتر از میدان نبرد است: در جنگهای امروز، دود ناشی از سوختن نفت و زیرساختهای صنعتی میتواند به همان اندازه موشک و بمب، ویرانگر باشد.
شاید به همین دلیل است که برای بسیاری از کارشناسان محیط زیست و حقوق بشر، تخریب عامدانه زیرساختهای حیاتی و پیامدهای گسترده آن، به یکی از مهمترین چالشهای حقوق بینالملل در جنگهای معاصر تبدیل شده است.