خزر؛ دریایی که بهآرامی محو میشود
۱۴۰۵ خرداد ۳, یکشنبه
مریم، روزنامهنگار محیط زیست ایرانی، در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار دریای خزر میگذراند. او از خانه ساحلیاش در شهر رودسر در شمال ایران، شاهد نوسانهای سطح آب بود؛ نوسانهایی گاه چنان شدید که در دهه ۱۹۹۰ سیلاب در بخشهایی از سواحل شمالی ایران برخی از بستگانش را بیخانمان کرد.
تمام آن تغییر شکلهای مداوم، طبیعی به نظر میرسید، اما در سفر اخیرش به آن منطقه پس از سالها دوری از آنجا، این پهنه آبی ناگهان برایش کاملاً ناآشنا بود. مریم، که دویچه وله به دلایل امنیتی نام واقعیاش را فاش نمیکند، میگوید: «مدام از ساحل دورتر میرفتم، اما آب فقط تا زانویم میرسید. برای کسی که کنار این دریا بزرگ شده، واقعاً ترسناک بود.»
آنچه او در آن سفر تجربه کرد رخدادی استثنایی نبود. دریای خزر، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان که میان ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان قرار دارد، بهسرعت در حال کوچک شدن است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
گرچه خزرِ نیمهشور در گذشته نیز دچار نوسانهایی بوده، اما دانشمندان میگویند کاهش کنونی سطح آب، که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شده، احتمالاً بازگشتناپذیر است. پیشبینیها حاکی از پسروی حتی بیشتر خزر در این قرن است، بهگونهای که برخی مدلها از افت احتمالی تا ۲۱ متر نیز خبر میدهند.
سایمون گودمن، زیستشناس فرگشتی دانشگاه لیدز بریتانیا، میگوید: «برای درک بهتر موضوع، مثلاً یک افت ۱۸ متری، از ارتفاع یک ساختمان ششطبقه بیشتر است. چنین افتی تأثیرات بسیار گستردهای بر اکوسیستمها و همچنین بر سلامت، رفاه و فعالیتهای اقتصادی انسان خواهد داشت.»
چرا خزر در حال عقبنشینی است؟
چند عامل مختلف این پسروی را رقم میزنند. چندین رودخانه به خزر میریزند، اما حدود ۸۰ درصد آب شیرین آن از شمال و از طریق رود ولگا در روسیه میآید. طی دههها، حجم آب ورودی تحت تأثیر سدها، آبیاری و دیگر شیوههای مدیریت منابع آب −بهویژه در حوزه رود ولگا− قرار داشته است، اما گودمن میگوید وضعیت آینده پیچیدهتر است.
او میگوید: «پیشبینیهای مربوط به بقیه این قرن نشان میدهند که کاهشهای مداوم بیشتر تحت تأثیر تغییرات اقلیمی خواهند بود.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
افزایش دمای جهانی مرتبط با انتشار گازهای گلخانهای ناشی از سوزاندن نفت، گاز و زغالسنگ، تبخیر از سطح دریا را افزایش میدهد. همزمان، کاهش بارندگی و روانابهای ورودی به حوضه آبریز ولگا باعث شده آب بیشتری از خزر خارج شود تا اینکه به آن وارد شود.
کاهش ذخایر ماهی و بنادر مسدودشده
گودمن این را مشکل بزرگی میداند و میگوید: «پیامدهای آن سراسر دریای خزر را در بر خواهد گرفت.» به گفته او، برخی از این آثار از هماکنون نیز قابل مشاهدهاند. این امر بهویژه در منطقه شمالی این دریاچه عظیم، در مرزهای روسیه و قزاقستان، محسوس است.
این کارشناس میگوید: «بسیاری از بنادر اطراف خزر برای حفظ امکان تردد کشتیها، به لایروبی گسترده نیاز دارند.» او میافزاید چنین مشکلاتی «احتمالاً حتی ظرف پنج تا ده سال آینده تشدید هم خواهند شد.»
معیشتهای وابسته به ماهیگیری نیز زیر فشار قرار گرفتهاند. گودمن توضیح میدهد که در حوضه آبریز کمعمق شمالی، ادامه روند کاهش آب میتواند ماهیگیری را به شکل فزایندهای غیرممکن کند. و اگر سطح آب تا حدود ۱۰ متر کاهش یابد، بخشهای بزرگی از حوضه شمالی ممکن است کاملاً خشک شوند و تقریباً یکسوم سطح خزر از میان برود.
در برخی مناطق، این فرآیند آغاز شده است. منطقهای در شمال شرق خزر که زمانی دهها هزار فک دریایی برای پوستاندازی بهاری به آنجا میآمدند، اکنون به خشکی تبدیل شده است. گودمن میگوید: «ما در حال از دست دادن زیستگاههای مهم زیستمحیطی به دلیل افت سطح آب دریا هستیم.»
این تغییرات در سواحل جنوبی ایران نیز قابل مشاهدهاند. با تحت فشار قرار گرفتن تالابها، ذخایر ماهی کاهش یافتهاند و بازارهایی که در یاد مریم زمانی بزرگ و پررونق بودند، اکنون تنها سایهای از گذشته خود هستند. او شاهد تغییرات انکارناپذیر دیگری نیز بوده است.
مریم میگوید: «ساحلی که ما در کودکی میدیدیم با آنچه امروز میبینیم کاملاً فرق دارد.» او میافزاید کافهای که زمانی در کنار آب قرار داشت، اکنون چندین متر با ساحل فاصله دارد.
آیا خزر سرنوشتی چون آرال خواهد داشت؟
گودمن میگوید از هماکنون نشانههای اولیهای دیده میشود که خزر در مسیر مشابهی با دریاچه آرال، در حدود هزار کیلومتری شرق آن، قرار گرفته است.
دریاچه آرال که زمانی یکی از بزرگترین پهنههای آبی درونقارهای جهان میان قزاقستان و ازبکستان بود، به دلیل تغییر مسیر آب رودخانهها تا حد زیادی خشک شده است.
محو تدریجی این دریاچه علاوه بر نابودی معیشت مردم و اکوسیستمها، پیامدهایی جدی برای سلامت انسان، از جمله طوفانهای سمی گردوغبار، نیز داشته است. گودمن میگوید: «ما کاملاً در آغاز همین فرآیندیم.»
اگر بخش شمالی خزر خشک شود، پیامدهای آن تنها به از دست رفتن آب محدود نخواهد شد. بخشهای وسیعی از بستر قابل مشاهده دریا میتوانند اقلیم منطقه را تغییر دهند و مقادیر قابل توجهی گردوغبار وارد هوا کنند که بخشی از آن ممکن است حاوی آلایندهها باشد.
ناهمگامی سیاستگذاری با تغییرات زیستمحیطی
از آنجا که دریای خزر میان پنج کشور تقسیم شده است، مدیریت مؤثر آن نیازمند هماهنگی مشترک خواهد بود. گودمن میگوید گرچه "به نظر میرسد دولتها در آغاز توسعه چارچوبهای همکاری مشترک هستند"، اما این امر هنوز در مراحل اولیه است.
او میگوید سازگاری بلندمدت نیازمند سرمایهگذاری پایدار در پژوهشهای علمی و تدوین راهبردهایی است که هم جنبههای زیستمحیطی و هم ابعاد اقتصادی را در بر بگیرند.
سایمون گودمن با اشاره به لزوم تسریع اقدامات ضروری، تأکید میکند: «ما در آغاز این فرآیندیم، اما سرعت سیاستگذاری باید با سرعت تغییرات زیستمحیطی همگام شود.»