زندگی سیاسی محمدرضاشاه در هفت قاب
۱۴۰۵ مرداد ۵, دوشنبه
سالگرد درگذشت محمدرضاشاه در حالی فراسیده که او همچنان یکی از مهمترین رهبران در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود؛ حتی در میان نسلهایی که پس از او به دنیا آمدند.
این گزارش زندگی سیاسی پرفراز و نشیب محمدرضا پهلوی را در هفت قاب روایت میکند؛ قابهایی اغلب کمتردیدهشده که هرکدام برههای مهم از زندگی و تصمیمهای او را در دل خود جای دادهاند؛ از جوان ۲۲ سالهای که سوگند پادشاهی یاد کرد تا خاکسپاریاش در قاهره؛ هر دو اما در زمانهای که ایران آبستن تحولات سیاسی فراوانی بود.
موافقانش دوران رهبری او را قرار گرفتن ایران در ریل توسعه، پیشرفت و مدرنیزاسیون و همچنین سازگاری ایران با قدرتهای بزرگ جهانی میدانند و در سوی دیگر، منتقدان و مخالفانی دارد که عمدتا با اشاره به فضای سیاسی دوران رهبریاش میگویند که مثلا برخی بابت داشتن کتاب چپگرایانه بازداشت میشدند و یا روزنامهها در آزادی بیان با محدودیتهای زیادی مواجه بودند.
۱. ادای سوگند در مجلس شورای ملی؛ ۲۶ شهریور ۱۳۲۰
چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ است؛ محمدرضا پهلوی در پی کنارهگیری رضاشاه از سلطنت، برای ادای سوگند به مجلس شورای ملی میرود؛ این تصویری کمتردیدهشده از شاه جوان و ۲۲ ساله، لحظاتی پیش از ورود به مجلس است؛ در سمت راست او محمدعلی فروغی دیده میشود.
طبق اسناد تاریخی، او بر اساس اصل ۳۹ متمم قانون اساسی مشروطه، حوالی ساعت چهار و ۳۰ دقیقه در صحن مجلس شورای ملی چنین سوگند یاد کرد: «من خداوند متعال را گواه گرفته، به کلامالله مجید و هر آنچه در نزد خداوند محترم است قسم یاد میکنم که تمام عمر خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده، حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم.»
۲. بازگشت به ایران پس از سرنگونی دولت دکتر مصدق
محمدرضاشاه روز ۳۱ مردادماه سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر محمد مصدق، از رم به تهران بازمیگردد؛ این تصویری از او در کاخ سعدآباد است که تیمسار نعمتالله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی به او ادای احترام نظامی میکند. برخی زبان بدن و حتی سیگار لای انگشتان دست را نشانهای از احساس پیروزی او میدانند.
در زمینه سیاست خارجی، برخی تحلیلگران و تاریخنگاران بر این عقیدهاند که محمدرضاشاه پس از بازگشت به ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد، بر دامنه روابط و همکاریهای ایران با آمریکا افزود. شماری از ناظران بر این عقیدهاند که زمینههای آمریکاستیزی روحانیون نیز عمدتا به همین دوران نزدیکی روابط میان تهران و واشنگتن از سال ۱۳۳۲ تا انقلاب سال ۱۳۵۷ بازمیگردد به طوری که دو موضوع "فعالیت علیه حکومت پهلوی" و "ضدیت با آمریکا" عملا درهمآمیختند.
بیشتر بخوانید: زندگی سیاسی محمدباقر قالیباف در هفت قاب
این رویکرد آمریکاستیزانه در میان روحانیون آنچنان قوت یافت که حتی پس از تشکیل حکومت اسلامی و تا همین امروز، نهتنها از آن دست نکشیدند بلکه عملا به یکی از خصوصیات تغییرناپذیر روحانیون بدل شد.
۳. تاجگذاری؛ ۴ آبان ۱۳۴۶
پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۴۶ است؛ مراسم تاجگذاری محمدرضاشاه در حالی برگزار میشود که ۲۶ سال از سلطنت او میگذرد. در این قاب، فرح پهلوی در ۲۹ سالگی دیده میشود که پس از این مراسم "شهبانو" لقب میگیرد. شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد وقت، هم در هفت سالگی در سمت چپ پدرش نشسته است.
مراسم تاجگذاری در کاخ گلستان برگزار شد؛ درباره تاخیر ۲۶ ساله برای تاجگذاری، محمدرضا پهلوی بر این عقیده بود که این مراسم باید در زمانی انجام شود که کشور، با عبور از شرایط اشغالشده و بیثباتی، به درجهای از آرامش رسیده باشد.
۴. جشنهای ۲۵۰۰ ساله؛ مهر ۱۳۵۰
از ۲۰ تا ۲۴ مهرماه سال ۱۳۵۰ جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی با حضور رهبران دهها کشور در تختجمشید برگزار شد. بسیاری آن را از عظیمترین جشنها تا آن زمان در ایران نامیدهاند. شاید در آن زمان کمتر کسی حتی در میان مهمانان و رهبران تصور میکرد که تنها حدود هفت سال از عمر این حکومت باقی مانده است.
طبق گزارشها سران نزدیک به ۷۰ کشور جهان در این جشن حضور داشتند. موافقان، برگزاری این جشن را فرصتی برای نمایش پیشرفت و همچنین تمدن باستانی ایران به جهانیان میدانستند و در مقابل، منتقدان بر این عقیده بودند که هزینه برگزاری این مراسم میتوانست به اقتصاد و زندگی روزمره مردم اختصاص یابد.
۵. صدای پای روحانیت و انقلاب
این تصویری معنادار از استقبال شماری از روحانیون از محمدرضاشاه در یکی از سفرهای او است؛ روحانیونی که برخی از آنها در مقابل محمدرضاشاه تا کمر خم میشدند اما گروهی دیگر از آنها از سالها قبل در پی سرنگونی نظام و تشکیل حکومتی اسلامی بودند.
بیشتر بخوانید: زندگی سیاسی حسینعلی منتظری در هفت قاب
شماری از ناظران، به عنوان یکی از دلایل در تحلیل چرایی انقلاب سال ۱۳۵۷ بر این باورند که مدرنیزاسیون پرشتاب در جامعه ایران و همزمان، غفلت از نفوذ فزاینده طبقه روحانیون -و البته گروههای چپگرا- در میان مردم بویژه قشرهای سنتی زمینههای شکلگیری جنبش انقلابی در ایران را ایجاد کرد.
محمدرضاشاه در کتاب "پاسخ به تاریخ" مینویسد: «در این پاسخ به تاریخ باید صمیمانه اعتراف کنم که خواستم ملت کهنسال ایران را با شتابی که شاید بیش از توانش بود، به سوی استقلال، همزیستی، فرهنگ و رفاه، یعنی آنچه تمدن بزرگ میخواندم، پیش ببرم. شاید اشتباه اصلی من همین شتاب بود.»
۶. شاه ایران را ترک میکند؛ ۲۶ دیماه ۱۳۵۷
۲۶ دیماه سال ۱۳۵۷ محمدرضاشاه همراه با شهبانو از طریق فرودگاه مهرآباد، تهران را به مقصد مصر ترک میکند؛ در میان جمعی کوچک از مقامات همچون شاپور بختیار، جواد سعید، و علیقلی اردلان.
در این ماهها محمدرضاشاه بهشدت تحت تاثیر عوارض ابتلا به سرطان است و صدای پای انقلاب هم بیشتر از هر زمانی به گوش میرسد. روحانیون نیز خود را برای بازگشت روحالله خمینی آماده میکردند.
۷. خاکسپاری در قاهره؛ ۷ مرداد ۱۳۵۹
محمدرضاشاه که به سرطان لنفاوی مبتلا بود روز ۵ مردادماه ۱۳۵۹ در قاهره درگذشت. این تصویری از مراسم خاکسپاری او در روز ۷ مردادماه همان سال در مسجد الرفاعی است که در آن علاوه بر خانواده پهلوی، انور سادات، رئیس جمهور وقت مصر نیز دیده میشوند.
اینها هفت قاب از زندگی سیاسی کسی است که همچنان از مهمترین رهبران سیاسی در تاریخ ایران محسوب میشود. طبیعتا به این قابها میتوان تصاویر دیگری را نیز افزود؛ از جمله قابهایی مربوط به انقلاب سفید، ترور ناموفق او در بهمنماه سال ۱۳۲۷، دیدارش در داخل و خارج از کشور با رهبران قدرتهای بزرگ جهانی و البته ملی شدن صنعت نفت.
شما درباره محمدرضا شاه چه فکر میکنید؟