1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

صد روز پس از آغاز جنگ؛ حکومت چه به دست آورد و چه از دست داد؟

۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

در آستانه صدمین روز از شروع جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، ارزیابی‌ها از تضعیف ساختار امنیتی، اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی حکایت دارند؛ هرچند حکومت همچنان برخی اهرم‌های فشار منطقه‌ای خود را حتی به طور موقت حفظ کرده است.

مردی با پوستر مجتبی خامنه‌ای در مراسم بزرگداشت روح‌الله خمینی
نزدیک به صد روز از آغاز یکی از پرمخاطره‌ترین رویارویی‌های نظامی قرن بیست‌و‌یکم در خاورمیانه می‌گذردعکس: Majid Asgaripour/WANA/REUTERS

نزدیک به صد روز از آغاز یکی از پرمخاطره‌ترین رویارویی‌های نظامی قرن بیست‌و‌یکم در خاورمیانه می‌گذرد؛ نبردی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) با عملیات مشترک هوایی گسترده ایالات متحده آمریکا موسوم به "خشم حماسی" و کمپین نظامی اسرائیل علیه ایران آغاز شد. واشنگتن و تل‌آویو با این استدلال که راه‌حل‌های دیپلماتیک به "بن‌بست" رسیده و دستیابی تهران به تسلیحات هسته‌ای خط قرمزی عبورناپذیر است، تهاجمی بی‌سابقه را کلید زدند که در همان ساعات اولیه، با هدف قرار گرفتن اقامتگاه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در تهران و تایید مرگ او، ساختار سیاسی ایران را وارد شوکی تاریخی کرد.

در طول ۳۹ روز نبرد فرسایشی و سهمگین که سرانجام در ۸ آوریل با یک آتش‌بس شکننده متوقف شد، جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی، بیش از ۴ هزار هدف راهبردی را در سراسر خاک ایران در هم کوبیدند. از بیابان‌های نطنز و فردو تا تاسیسات موشکی سپاه در غرب کشور و بنادر حیاتی خلیج فارس، همگی زیر بارانی از بمب‌های سنگین رفتند. طبق آمارهای تاییدشده میدانی و گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مانند هرانا، این جنگ بین ۳۴۰۰ تا بیش از ۶ هزار کشته در سمت ایران بر جای گذاشت.

دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل در طول این کارزار بارها بر حذف کامل توان بازدارندگی غیرمتعارف ایران تاکید کردند. با این حال، تحولات ۴۹ روز پس از آتش‌بس، پویایی‌های تازه‌ای را در عرصه دیپلماسی آشکار کرده است. شب گذشته، ۳ ژوئن ۲۰۲۶، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان رسما اعلام کرد که "عملیات خشم حماسی به پایان رسیده" و واشنگتن دیگر به حملات مستمر خود در داخل ایران ادامه نمی‌دهد.

روبیو با تاکید بر اینکه نیروی دریایی متعارف ایران و بخش بزرگی از زرادخانه‌های پهپادی و موشکی آن نابود شده, مدعی پیروزی شد. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ نیز در پیام‌های اخیر خود از نزدیک بودن یک "توافق صلح بزرگ" با تهران سخن گفته است؛ توافقی که اگرچه به گفته مقامات هر دو طرف در این مرحله به جزئیات پیچیده هسته‌ای نمی‌پردازد، اما بر بازگشایی فوری تنگه هرمز و توقف درگیری‌ها متمرکز است.

در آستانه ۱۷ خردادماه و صدمین روز از آغاز این تحول بنیادین، این پرسش اساسی مطرح است: جمهوری اسلامی از این جنگ با چه ترازنامه‌ای خارج شده است؟ میثاق جوادپور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه آمستردام و رضا طالبی، تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار ساکن آلمان در گفت‌و‌گو با بخش فارسی دویچه‌وله ابعاد خسارت‌های ساختاری و موقعیت‌های برتر موقتی نظام را بررسی کرده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به گفته میثاق جوادپور، این جنگ نه تنها با از بین بردن بخش بزرگی از نخبگان سیاسی-نظامی و شکستن اعتبار راهبرد بازدارندگی، ساختار امنیتی نظام را آسیب‌پذیرتر از گذشته کرد، بلکه با تشدید ضعف‌های ساختاری اقتصاد و تعمیق گسست ناشی از سرکوب اعتراضات داخلی، بحران مشروعیت جمهوری اسلامی را به مرحله‌ای چالش‌برانگیزتر سوق داد.

حذف رهبری و نخبگان سیاسی نظامی

با تایید کشته‌شدن هم‌زمان شماری از مقامات ارشد سیاسی و فرماندهان نظامی در جریان حملات هوایی، بررسی پیامدهای این جابه‌جایی ناگهانی در کانون قدرت مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است.

میثاق جوادپور، آسیب وارده به این حوزه را "یکی از مهم‌ترین خسارت‌هایی" می‌داند که جمهوری اسلامی در جریان جنگ متحمل شد. این پژوهشگر با اشاره به اینکه نظام‌های اقتدارگرا معمولا سازوکارهایی برای تداوم قدرت، فراتر از افراد ایجاد می‌کنند، تصریح می‌کند که در عین حال حذف هم‌زمان شمار زیادی از چهره‌های ارشد، پیامدهایی فراتر از یک جابه‌جایی ساده در ساختار قدرت دارد.

او یادآور می‌شود که اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی همواره صرفا بر نهادهای رسمی استوار نبوده، بلکه بر شبکه‌های غیررسمی، روابط شخصی و تجربیات نخبگان حاکم نیز تکیه داشته است. جوادپور تاکید دارد: «مسئله اصلی در اینجا صرفا جانشینی افراد نیست، بلکه از هم گسستگی شبکه‌هایی است که از طریق آن‌ها اطلاعات و هماهنگی‌های راهبردی منتقل می‌شود.»

به عقیده او، در نهایت نظام با ساختاری از رهبری از این جنگ بیرون می‌آید که "احتمالا" نسبت به گذشته از انسجام کمتر، تجربه محدود‌تر و آسیب‌پذیری بیشتری در برابر اختلافات درونی برخوردار است.

کاهش اعتبار راهبرد بازدارندگی

از نگاه تحلیلگران، وقوع کارزار نظامی مستقیم در عمق خاک ایران، کارآمدی دکترین امنیتی حکومت را که بر پایه دور نگه‌داشتن درگیری از مرزها طراحی شده بود، به چالش کشید. جوادپور تشریح می‌کند که از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق، تهران سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای ایجاد مجموعه‌ای از ابزارهای بازدارندگی (از توان موشکی و هسته‌ای گرفته تا شبکه نیروهای نیابتی و ایجاد اختلال در امنیت منطقه و جریان انرژی) انجام داد تا هزینه حمله مستقیم به کشور چنان افزایش یابد که اساسا چنین گزینه‌ای از دستور کار رقبا خارج شود.

با این حال، او می‌گوید جنگ دوازده‌روزه در ژوئن ۲۰۲۵ و گسترش آن به نبردی طولانی‌تر با مشارکت مستقیم ایالات متحده، آسیب‌پذیری‌ معماری دفاعی و امنیتی ایران و محدودیت‌های این راهبرد را آشکار کرد. مدرس دانشگاه آمستردام، مهم‌ترین پیامد این روند را "شکسته شدن تابوی حمله مستقیم به خاک ایران" قلمداد کرده و می‌افزاید: «هرچند جمهوری اسلامی کوشید از طریق حملات موشکی و تهدید امنیت انرژی هزینه‌های جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد، اما اصل وقوع حمله مستقیم نشان داد که یکی از اهداف اصلی بازدارندگی ایران تا حد زیادی ناکام مانده است.»

به گفته او، همین امر اکنون سبب شده که امکان تکرار حملات مستقیم به‌عنوان یک تهدید بالقوه دائمی بر فضای امنیتی جمهوری اسلامی سایه بیندازد.

تضعیف ظرفیت اقتصادی

برآوردهای اولیه کارشناسان اقتصادی نشان می‌دهد که در پی سقوط ۴۵ درصدی ارزش ریال و توقف جریان مبادلات مرزی در طول جنگ، هزینه سبد معیشت خانوار در کلان‌شهرها از مرز ۴۵ میلیون تومان فراتر رفته و بیش از ۶۰ درصد از جمعیت حقوق‌بگیر کشور را به زیر خط فقر مطلق سوق داده است. همچنین گزارش‌های میدانی از وضعیت صنایع و بازرگانی ایران نشان می‌دهد که تعطیلی اجباری واحدهای تولیدی به دلیل قطع زیرساخت‌ها، نرخ بیکاری را در سه ماه گذشته با جهشی ۳ برابری مواجه کرده  است.

مدرس دانشگاه آمستردام، با اشاره به مشکلات پیشین اقتصاد ایران مانند فساد، تحریم‌ها, تورم، بی‌ثباتی ارزی و کاهش سرمایه‌گذاری، معتقد است که جنگ لایه جدیدی از فشار را بر این مشکلات افزوده است که پیامدهای اقتصادی آن تنها به خسارت‌های مستقیم نظامی محدود نمی‌شود. این تحلیلگر سیاسی، تلاش‌های ایالات متحده برای محدود کردن صادرات نفت و تجارت دریایی را در کنار افزایش هزینه‌های نظامی، عاملی برای فشار مضاعف بر منابع مالی حکومت می‌داند و به مختل شدن بسیاری از کسب و کارها به دنبال قطعی گسترده اینترنت بین‌الملل اشاره می‌کند.

او نتیجه می‌گیرد، از آنجا که ظرفیت اقتصادی یکی از پایه‌های اساسی تاب‌آوری سیاسی حکومت‌هاست، این فشارها، توانایی جمهوری اسلامی برای حفظ ثبات اجتماعی، تأمین هزینه‌های امنیتی و مدیریت بحران‌های آینده را نیز تضعیف می‌کند.

تزلزل مشروعیت سیاسی

آغاز کارزار نظامی در وضعیتی رخ داد که جامعه پیش از آن با بحران‌های داخلی مواجه بود و این امر، سنجش میزان همبستگی عمومی در شرایط اضطراری را به موضوع بحث مبدل ساخت.

میثاق جوادپور: به باور من، جنگ و پیامدهای آن بحران مشروعیت جمهوری اسلامی را تشدید خواهد کردعکس: Privat

اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ که از هفتم دی‌ماه در واکنش به مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آغاز شد، به یکی از خونبارترین و گسترده‌ترین موج‌های اعتراضی در تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد. بر اساس گزارش جامع "زمستان سرخ" که از سوی خبرگزاری هرانا منتشر شد، طی ۵۰ روز نخست این اعتراضات در دست‌کم ۲۰۳ شهر و ۶۸۲ نقطه اعتراضی در ۳۱ استان کشور تجمعات و ناآرامی‌ها ثبت شد. هرانا پس از راستی‌آزمایی بیش از ۱۴۳ هزار گزارش، شمار جان‌باختگان را ۷۰۰۷ نفر و تعداد بازداشت‌شدگان را ۵۳ هزار و ۷۷۷ نفر اعلام کرد.

سرکوب اعتراضات با پایان تجمعات خیابانی متوقف نشد. در ماه‌های پس از فروکش‌کردن اعتراضات، نهادهای امنیتی و قضایی موج گسترده‌ای از بازداشت‌ها، احضارها و تشکیل پرونده‌های قضایی را علیه معترضان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران و شهروندان شرکت‌کننده در اعتراضات آغاز کردند. گزارش‌های حقوق بشری همچنین از صدور احکام سنگین، از جمله مجازات اعدام برای شماری از بازداشت‌شدگان مرتبط با اعتراضات خبر دادند؛ احکامی که نهادهای حقوق بشری بین‌المللی بارها نسبت به روند دادرسی آنها، دسترسی متهمان به وکیل مستقل و استفاده از اعترافات اجباری ابراز نگرانی کرده‌اند.

جوادپور در این میان صراحتا اعلام می‌کند: «به باور من، جنگ و پیامدهای آن بحران مشروعیت جمهوری اسلامی را تشدید خواهد کرد.»

او با اشاره به تلاش حکومت برای بهره‌برداری از فضای جنگ جهت بسیج حامیانش، تاکید دارد که چنین همبستگی‌هایی معمولا کارکردی کوتاه‌مدت دارند و نظام نتوانسته است از این فضا برای ایجاد آنچه در علوم سیاسی "اثر صف‌آرایی زیر پرچم" نامیده می‌شود، استفاده کند. مدرس دانشگاه آمستردام یادآور می‌شود که جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی از پیش با یکی از جدی‌ترین بحران‌های مشروعیت خود مواجه بود و در توضیح آن می‌گوید: «سرکوب خونین اعتراضات ماه‌های گذشته شکاف میان حکومت و بخش‌های بزرگی از جامعه را عمیق‌تر کرده و اعتماد به امکان تغییرات سیاسی از درون را به شدت تضعیف کرده است.»

به اعتقاد او، با پایان شرایط جنگی، بحران‌های داخلی سابق بار دیگر در مرکز توجه قرار می‌گیرند و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی جنگ نیز به تدریج آشکار خواهند شد. جوادپور در پایان می‌گوید در این وضعیت، جنگ نه تنها بحران‌های پیشین را تشدید می‌کند، بلکه چالش‌های جدیدی پیش روی حکومت می‌گذارد که می‌توانند به منبع تازه‌ای از نارضایتی تبدیل شوند: «از این رو، مسئله اصلی نه صرف بقای جمهوری اسلامی، بلکه نحوه مواجهه حکومت با پیامدهای جنگ و بحران‌های انباشته‌شده داخلی است؛ بحران‌هایی که مدیریت آن‌ها با توجه به تجربه و الگوهای حکمرانی موجود، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.»

دستاوردهای موقت جنگ برای حکومت ایران

گرچه در جریان جنگ ۳۹ روزه، ایران با خسارت‌های گسترده نظامی، اقتصادی و زیرساختی روبه‌رو شد، برخی تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی توانست در برخی حوزه‌ها به دستاوردهای موقت یا تاکتیکی دست پیدا کند. با این حال، بسیاری از این ارزیابی‌ها محل بحث هستند و منتقدان بر این باورند که هزینه‌های جنگ به مراتب فراتر از این دستاوردهای احتمالی بوده است.

اهرم تنگه هرمز

تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌رود و هرگونه تنش نظامی در این مسیر معمولا بلافاصله در بازارهای جهانی نفت و بیمه کشتیرانی بازتاب پیدا می‌کند. گزارش‌های رسمی بازار انرژی نشان می‌دهد که به دنبال تهدیدات موشکی و پهپادی تهران در خلیج فارس از زمان آغاز جنگ ۳۹ روزه، بهای نفت خام برنت با جهشی ناگهانی از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرد.

رضا طالبی اشاره می‌کند که جمهوری اسلامی در شرایطی این ابزار را به کار گرفت که قبلا کسی فکرش را هم نمی‌کرد این تنگه تا این اندازه مهم و تعیین‌کننده باشد: «تهدید به بستن یا مختل کردن آن، بازار نفت جهان را به شدت تکان داد، قیمت نفت را به شکل قابل توجهی بالا برد، چین را به مداخله مستقیم‌تر در اوضاع هرمز واداشت و باعث اختلاف و افتراق کوتاه‌مدت بین کشورهای بلوک غرب شد.»

به گفته این روزنامه‌نگار، این وضعیت نشان داد که تهران هنوز می‌تواند با کنترل صادرات نفت، معادلات اقتصادی جهانی را به هم بزند، هرچند این اقدام برای خود ایران هم هزینه‌های سنگینی داشت.

تاب‌آوری در برابر حملات اسرائیل و آمریکا

تجربه جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای نشان داده که فرسایش مشروعیت سیاسی یا نارضایتی اجتماعی لزوما به فروپاشی فوری ساختار حکومتی منجر نمی‌شود. در بسیاری موارد، دستگاه‌های امنیتی و نظامی می‌توانند حتی در شرایط بحران‌های عمیق داخلی نیز برای مدتی کنترل اوضاع را حفظ کنند.

به گفته رضا طالبی، بر خلاف پیش‌بینی‌هایی که می‌گفتند رژیم در چند روز پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای سقوط می‌کند، جمهوری اسلامی توانست در این جنگ‌دوام بیاورد. این تاب‌آوری علی‌رغم بحران‌های شدید اجتماعی، سیاسی و نبود مشروعیت مردمی، توانست حملات را مدیریت کند و حتی با تکیه بر خفقان و سرکوب گسترده، کنترل اوضاع را حداقل به صورت موقت در دست بگیرد: «این موضوع نشان داد که رژیم هنوز ظرفیت تحمل فشارهای نظامی خارجی را دارد، هرچند این دوام با هزینه‌های انسانی و اجتماعی سنگینی همراه بوده است.»

ایجاد انشقاق و بی‌اعتمادی در کشورهای خلیج فارس

جنگ، کشورهای خلیج فارس را با واقعیتی روبه‌رو کرد که سال‌ها درباره آن هشدار داده می‌شد: آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی و اقتصادهای نفت‌محور در برابر درگیری‌های منطقه‌ای. حملات موشکی و پهپادی ایران به اهدافی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از فرودگاه‌ها و تأسیسات غیرنظامی گرفته تا زیرساخت‌های انرژی، نشان داد که حتی دولت‌هایی که مستقیما وارد جنگ نشده‌اند نیز می‌توانند هزینه‌های سنگینی بپردازند. همزمان، تهدیدهای مکرر علیه کشتیرانی در تنگه هرمز و تلاش برخی کشورهای عربی برای بررسی مسیرهای جایگزین صادرات نفت، نگرانی‌ها درباره امنیت انرژی را تشدید کرد.

بیشتر بخوانید: آیا ایران می‌تواند اعتماد با همسایگان را بازسازی کند؟

رضا طالبی استدلال می‌کند که حتی با از دست دادن بیشتر توان دریایی و نداشتن نیروی هوایی قوی، سیستم نظامی-امنیتی ایران نشان داد که خط قرمز مشخصی ندارد و هنوز می‌تواند امنیت و اقتصاد کشورهای منطقه را تهدید کند: «این حملات واکنشی و غیرمنتظره تلاقی منافع کشورهای عربی با آمریکا و حتی اسرائیل را تا حد زیادی قطع و انشقاق و اختلاف‌نظر جدی بین خود کشورهای عربی ایجاد کرد. این موضوع سطح احتیاط و نگرانی را در کشورهای نفتی خلیج فارس به طور محسوسی بالا برد.»

انسجام موقت پس از حذف سران ارشد

در بسیاری از نظام‌های اقتدارگرا، حذف همزمان رهبران سیاسی و فرماندهان ارشد می‌تواند به رقابت‌های درونی، چنددستگی در ساختار قدرت و حتی فروپاشی زنجیره فرماندهی منجر شود. اما در ایران، دست‌کم در هفته‌های نخست پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و شماری از مقام‌های بلندپایه، نشانه‌ای از شکاف علنی در رأس حاکمیت دیده نشد.

رضا طالبی توضیح می‌دهد که ایران با وجود آسیب‌های سنگین، توانست حداقل حمایت نمادین از نیروهای نیابتی‌اش را نگه داردعکس: privat

رضا طالبی تشریح می‌کند که حذف خامنه‌ای و خیلی از سران ارشد نظام، به طور غیرمنتظره باعث شد نیروهای رادیکال و ولایی برای مدتی به هم نزدیک‌تر شوند. همین جنگ فرصتی داد که سیستم بتواند خودش را تا حدی بازیابی کند؛ هرچند به گفته او این بازیابی عمدتا از طریق سرکوب داخلی و هضم تقریبا کامل بدنه قدرت به دست سپاه پاسداران انجام شد. طالبی خاطرنشان می‌کند که ترس از فروپاشی باعث شد بدنه نظامی مقاومت و تاب‌آوری بیشتری از خود نشان دهد. خطر مشترک و شرایط جنگی مثل چسب عمل کرد و شکاف‌های داخل سیستم را موقتا پوشاند.

حفظ بازدارندگی حداقلی

با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی گسترده بر ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش، شبکه گروه‌های مسلح همسو با تهران در ماه‌های اخیر به طور کامل از صحنه خارج نشده‌اند. حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب همچنان ادامه داشته و این موضوع یکی از محورهای نگرانی اصلی در امنیت دریایی بین‌المللی باقی مانده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در عراق نیز برخی گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران همچنان مسئولیت حملاتی را علیه اهداف آمریکایی یا اسرائیلی در منطقه بر عهده گرفته‌اند، هرچند دامنه و شدت این حملات نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته است. در لبنان نیز حزب‌الله با وجود فشارهای داخلی و منطقه‌ای، همچنان یکی از بازیگران اصلی معادلات امنیتی این کشور محسوب می‌شود و حضور آن در تنش‌های مرزی با اسرائیل ادامه دارد.

رضا طالبی توضیح می‌دهد که ایران با وجود آسیب‌های سنگین، توانست حداقل حمایت نمادین از نیروهای نیابتی‌اش را نگه دارد. علی‌رغم تضعیف شدید توان نیروهای نیابتی، از اثرگذاری آنها استفاده کرد: «اگرچه حوثی‌ها هنوز به طور کامل وارد کارزار نشده بودند، اما اعمال نفوذ در عراق و لبنان و تسری جنگ به شبکه نیروهای نیابتی نشان داد که تهران هنوز این توان را دارد که علی‌رغم بحران داخلی این گروه‌ها در کشورهای تابع خود و قطع تقریبی حمایت مالی، از آنها بهره ببرد، جبهه‌های جدید باز کند و باعث چندتمرکزی و پراکندگی نیروهای مقابل شود.»

در روایت رسمی جمهوری اسلامی، بخشی از پیامدهای جنگ به‌عنوان "دستاورد سیاسی" معرفی می‌شود. در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند جنگ در کنار سرکوب اعتراضات داخلی، به "تقویت موقت نقش نهادهای نظامی و تثبیت نسبی ساختار قدرت" منجر شده است؛ وضعیتی که می‌تواند در کوتاه‌مدت احتمال تغییرات بنیادین را به تعویق انداخته باشد. با این حال، تداوم و پایداری این وضعیت از دید ناظران سیاسی، همچنان محل تردید است.

پرش از قسمت در همین زمینه
پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله