فرمانروای عصر طلایی چین
۱۳۹۸ مهر ۳, چهارشنبه
چيِن لونگ (Qian Long) نخست در کاخ پدرش که ولیعهد آن زمان بود میزیست.
۱۰ ساله بود که پدربزرگش کانگشی امپراتور وقت که تقریبا هیچیک از صد نوه خود را نمیشناخت، او را به کاخ خود فرا خواند و فرمان داد که سخت و کوشا نزد بهترین استادان کشور سیاست، نقاشی، خطاطی و ادبیات بیاموزد.
۱۱ ساله بود که پدربزرگش پس از ۶۱ سال فرمانروایی درگذشت.
۱۶ ساله بود که با فوچا دختری از اشراف کشور ازدواج کرد و بعدها او را همسر اصلی و شهبانوی چین خواند.
۲۴ ساله بود که جای پدرش بر تخت امپراتوری نشست و گفت: »اگر بخت یار باشد به احترام پدربزرگم پس از ۶۰ سال از حکومت کناره خواهم گرفت تا کمتر از او فرمان رانده باشم.«
مارک الیوت، استاد سرشناس تاریخ در دانشگاه هاروارد که زندگینامه چيِن لونگ را نوشته او را پایهگذار ابرقدرت چین میداند: »او با شکست دادن ويِتنامیها و برمهایها در جنوب چین تمامیت ارضی کشورش را تأمین کرد و توانست تا هنگام کهنسالیاش شکوفایی اقتصادی را نگه دارد.«
او پیش از برآمدن خورشید کارش را آغاز میکرد و تا شامگاه ادامه میداد. شخصا به همه درخواستها میرسید و برای آگاهی از وضعیت مردم هر چند گاه یکبار با سه هزار همراه به سراسر کشور سر میزد.
او جز زبان چینی رسمی و دودمانش یعنی منچوری، به زبانهای تبتی و اویغوری نیز تسلط داشت، آثار کونفوسیوس را از بر بود، خوش مینوشت و نقاشی میکرد و همزمان در طرحریزیهای نظامی، چیرهدستی از خود نشان میداد.
۳۷ ساله بود که همسرش درگذشت و از آن پس در رفتار با دیگران خشن و خودکامه شد.
۵۹ ساله بود که بزرگترین و غنیترین کتابخانه تاریخ چین تا آن زمان را برپا کرد و گرچه بسیاری از کتابهای دودمان پیشین را نادیده گرفت یا نابود کرد، اما تاریخ جامعی از شاخههای گوناگون در چین را گرد آورد.
هرچند او طبق قولی که داده بود از مقام خود کناره گرفت اما تا زمانی که زنده بود در کارها و تصمیمهای سیاسی دخالت میکرد و او را مسئول رواج فساد و رشوهخواری در سالهای پایانی عمر خود میشناسند.
چيِن لونگ در ۸۷ سالگی در زادگاهش درگذشت.