نامزد ايرانى نمايندگى مجلس كانادا
۱۳۸۵ مرداد ۳۰, دوشنبه
�ذاشته و خود را براى احراز نمايندگى مجلس كانادا از حزب ليبرال نامزد كرده است.
دويچهوله: آقاى دكتر مريدى، شما بعنوان نامزد چه استانى در انتخابات مجلس كانادا شركت مىكنيد؟
مريدى: در كانادا ۱۰ استان هست كه هر استانى براى خودش استقلال داخلى دارد، براى خودش پارلمان، نخستوزير، هيات دولت و فرماندار كل دارد كه از طرف ملكه اليزابت پادشاه انگلستان تعيين مىشود. من براى پارلمان استان اونتاريو داوطلب كانديداتورى هستم، شهر ريچموندهيل در حومه تورنتو..
دويچهوله: شما بعنوان نماينده ايرانيان يا بطور كل بعنوان نماينده اين شهر نامزد نمايندگى مجلس هستيد؟
مريدى: من بعنوان نماينده مردم شهر ريچموندهيل داوطلب كانديداتورى هستم كه برحسب اتفاق حدود هفت و يا هشت درصد ساكنين اينجا ايرانى هستند و بقيه مليتهاى مختلف را تشكيل مىدهند.
دويچهوله: آقاى دكتر مريدى، آيا تعداد نمايندگان ايرانى در مجلس كانادا زياد است؟
مريدى: ما هيچ نماينده ايرانى در پارلمان، دولت فدرال و پارلمان استانهاى كانادا نداريم. متاسفانه جامعه ايرانى نتوانسته است درعرض اين ۲۵سالى كه بطور دستهجمعى در كشور كانادا سكونت اختيار كرده در عرصه سياست پيشرفت قابل چشمگيرى انجام بدهد. گرچه جامعه ايرانى كانادا كه حدود ۲۰۰هزار نفر شايد باشند، دراين مدت ۲۵ سال اخير توانستهاند در زمينههاى اقتصادى، فرهنگى، دانشگاهى و حرفههاى مختلفى كه ايرانىها در آن شاغل هستند موفقيتهاى چشمگيرى بدست آوردهاند. بعنوان مثال مىگويم، از ۲۰ كمپانى بزرگ ساختمانى استان اونتاريو ۴ كمپانى متعلق به ايرانىهاست. در دانشگاههاى استان اونتاريو شايد بيش ۳۵۰ الى ۴۰۰ نفر پروفسور ايرانى مشغول تحقيق و تدريس هستند. ولى علىرغم اينهمه پيشرفتها در زمينههاى مختلف، همانطور كه گفتم، در زمينه سياست ايرانىها هيچ موفقيت چشمگيرى نداشتند و نتيجتا ما هيچ نماينده ايرانى در هيچيك از پارلمانهاى كانادا نداريم، هيچ معاون وزيرى نداريم، هيچ مديركل وزارتخانه ايرانى هم نداريم.
دويچهوله: شما دليل اين امر را در چه مىبينيد؟
مريدى: يكى از دلايل اين موضوع اين است كه جامعه ايرانى در اينجا نوپا هست. اين يك دليل است. دليل دوم اين است كه ما ايرانىها چون در كشور خودمان با دمكراسى ناآشنا هستيم و هميشه نسبت به سياست بدبين بوده و هستيم و بعلت سيستمهاى غيردمكراتيكى كه در كشورمان از قرنها پيش تا كنون حاكم بوده، جامعه ايرانى و افراد ايرانى وقتى در كشورى مثل كانادا كه داراى نظام سياسى دمكراتيك است و بخصوص بصورت سيستم فدرال اداره مىشود - كانادا يكى از غيرمتمركزترين سيستمهاى حكومتى دنيا را دارد و شايد غيرمتمركزترين است - وقتى ما در يك چنين مملكتى زندگى مىكنيم و با آن سابقه فرهنگى كه داريم، طبيعتا مقدارى طول مىكشد تا خودمان را با شرايط جديد تطبيق بدهيم. من فكر مىكنم اين يكى از دلايل عمدهایست كه ايرانىها زياد اشتياقى به شركت در امور سياسى از خود نشان ندادهاند.
دويچهوله: شما گفتيد كه حدود ۲۰۰هزار ايرانى در كانادا زندگى مى كنند. مشكلات عمده ايرانىها در كانادا چيست؟ اين موضوع بويژه شايد مورد توجه ايرانيانى است كه در حال حاضر در كشور خودمان زندگى مىكنند ولى علاقمند به مهاجرت، بويژه مهاجرت به كانادا هستند؟
مريدى: مهاجرت، همانطور كه مستحضريد، مشكلات خاص خودش را داشته و دارد، حتا براى كسى كه در اروپا هم زندگى كرده است. من خودم را مثال مىزنم، من سالها در اروپا تحصيل كردم و بعد رفتم ايران و مدتها در دانشگاههاى ايران كار كردم و در مراكز صنعتى كشور عزيزمان ايران و بعد كه بعنوان مهاجر به كانادا برگشتم، در ماههاى اول و حتا سال اول با مشكلات خاصى مواجه بودم تا بتوانم خود و خانواده خودم را در اين مملكت جابيندازم. اين جاافتادن در جامعه ميزبان مدتى طول مىكشد، چون وقتى كسى بعنوان مهاجر به كشورى مىآيد ديگر توريست نيست و براى گردش و تفريح نيامده و مىخواهد زندگىاش را بكند. پس نتيجتا مسايل و مشكلات زندگى را با تمام وجود لمس مىكند. براى بسيارى از كسانى كه مايل به مهاجرت هستند، مهم اين است كه از ايران بيايند بيرون و نتيجتا فقط ظواهر كانادا و كشورهاى اروپايى را مىبينند و زياد به مشكلات جاافتادن و جابجاشدن در اينجا فكر نمىكنند و يا نمىخواهند فكر بكنند.
دويچهوله: آقاى دكتر مريدى، شما چه توصيهاى به ايرانيانى مىكنيد كه جوان هستند و همانطور كه شما گفتيد، درس خوانده و به مدارج علمى بالايى دست پيدا كردهاند و مىخواهند به كشور ديگرى مهاجرت بكنند، بخصوص به كانادا و يا كسانيكه بطور كل علاقمند به زندگى در كشور ديگرى هستند؟
مريدى: من به ايشان توصيه مىكنم كه در مورد كشور كانادا يا هر كشور ميزبانى كه انتخاب مىكنند مطالعه دقيقى در مورد فرهنگ، خصوصيات، سيستم اجتماعى و سياسى و همينطور قوانين كاريابىشان و قوانين مربوط به ارزيابى مدارك تحصيلى و ساير مدارك تخصصى بدست آمده در كشورهاى خارجى توجه بكنند. وقتى اينجا مىآيند تصور نكنند كه چون فارغالتحصيل رشته مهندسى از بهترين دانشگاههاى ايران هستند، اينجا آن مدرك را قبول مىكنند و يا چون فارغالتحصيل رشته پزشكى هستند مدركشان را قبول مىكنند. اينطور نيست! اينجا خيلى از پزشكان هستند، چه ايرانى چه غيرايرانى، كه بهكارهاى متفرقه سالهاى سال است كه مشغول هستند و نمىتوانند در حرفه خودشان كارى بيابند و يا اصلا مجوز به آنها نمىدهند و نمىتوانند براى خودشان كار بكنند، براى اينكه آن امتحانات را نمىتوانند بگذرانند. ملاحظه بفرماييد يك فردى كه دهسال پيش در هر رشتهاى فارغالتحصيل شده است، بخواهد بيايد كانادا و امروز بخواهد امتحانات دوره دانشگاهى را از نو آنهم به زبان انگليسى و آنهم بعد از ۱۵- ۱۰ سال كه علم خيلى پيشرفت كرده مخصوصا در كشور كانادا، بخواهد آن امتحانات را بگذراند با مشكل خيلى بزرگى مواجه است. بنابراين به اين مسايل بهتر است خوب توجه بكنند و بعد اقدام بكنند.
دويچهوله: آقاى دكتر مريدى، آخرين سوال من و شايد يك سوال تا حدى شخصى، شما بعنوان يك كارشناس علمى، بعنوان يكى از محققين بالاى علمى در رشته فيزيك هستهاى در كانادا كه تجارب استادى را در كشورهاى ايران، برخى كشورهاى اروپايى و در كانادا داشتهايد، چه شد كه به سياست روى آورديد؟
مريدى: حقيقت اين است كه من ديدم جامعه ايرانى در امور سياسى كانادا هيچ نقشى ندارد و شرايطى فراهم آمد كه ديدم بهترين كار اين است كه بعد از سالها تحقيق و تدريس مديريت، همانطور كه فرموديد، در دانشگاههاى ايران و خارج از ايران اين حركت را شروع بكنم شايد بتوانيم جامعه ايرانى را در سطح دولت كانادا، دولت استان اونتاريو به نحوى نمايندگى بكنيم و به نحوى صداى جامعه ايرانى را در پارلمان اونتاريو و پارلمان كانادا به طنين بيندازيم و دراين مورد هم خوشحالم كه به شما بگويم كه رهبران حزب ليبرال اونتاريو از اين تصميم من استقبال كردند و بقيه منوط است به كار و كوشش من و حمايت جامعه عزيز ايرانىمان بخصوص ايرانيان شهر ريچمونهيل از اين حركت سياسى من كه بتوانيم موفق بشويم و صداى جامعه ايرانى را، همانطور كه گفتم، در پارلمان اونتاريو به طنين اندازيم.
دويچهوله: آقاى دكتر مريدى، با آرزوى موفقيت براى شما و سپاس از اينكه وقت در اختيار ما قرار داديد.