1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

پیمان دفاعی مکه؛ ابزار دیپلماسی یا ائتلاف نظامی علیه تهران؟

۱۴۰۵ مرداد ۱۷, شنبه

با امضای پیمان دفاعی سه‌جانبه مکه میان ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد، معماری امنیتی خاورمیانه وارد مرحله تازه‌ای شد. تحلیلی بر خط قرمزهای جدید عربستان، پیام‌های آن برای تهران و نقش گروه‌های نیابتی در این ائتلاف.

اردوغان، بن سلمان و شهباز شریف توافقنامه دفاعی مشترک امضا کردند
شهر مکه روز جمعه ۱۶ مرداد (۷ اوت) میزبان یکی از حیاتی‌ترین رویدادهای دیپلماتیک و نظامی سال‌های اخیر خاورمیانه بودعکس: Saudi Press Agency/Handout/REUTERS

سفر هم‌زمان و بی‌سابقه رهبران سیاسی و نظامی ترکیه و پاکستان به عربستان سعودی و خروجی آن یعنی امضای یک توافق دفاعی سه‌جانبه در مکه، معماری امنیتی خاورمیانه را در آستانه تحولی بنیادین قرار داده است.

شهر مکه روز جمعه ۱۶ مرداد (۷ اوت) میزبان یکی از حیاتی‌ترین رویدادهای دیپلماتیک و نظامی سال‌های اخیر خاورمیانه بود. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، برای دیداری راهبردی با محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم فعلی عربستان سعودی وارد این کشور شدند. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از منابع مطلع، هدف اصلی و محور مرکزی این نشست، امضای یک توافق دفاعی سه‌جانبه میان ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد در مکه موسوم به پیمان مکه است؛ توافقی که به گفته برهان‌الدین دوران، رئیس مرکز ارتباطات ریاست‌جمهوری ترکیه، در چارچوب یک سفر کاری مهم دستمایه هماهنگی‌های امنیتی قرار گرفته و نشانه‌ای آشکار از تلاش سه قدرت منطقه‌ای برای بازتعریف و خوداتکایی در همکاری‌های دفاعی است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

تحرکات نیابتی‌ها در عراق و پاسخ آمریکا و عربستان

این ائتلاف دفاعی جدید در اوج تنش‌های حاد نظامی شکل می‌گیرد. پیش‌تر، رویترز به نقل از یک مقام ارشد سعودی فاش کرده بود که گزارش‌های اطلاعاتی موثق مشترک میان پادشاهی عربستان، ایالات متحده آمریکا و چند کشور خاورمیانه نشان می‌دهد گروه‌های مسلح عراقی در حال هماهنگی با حوثی‌های یمن تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند تا حملات تهاجمی و قریب‌الوقوعی را علیه خاک عربستان سعودی آغاز کنند.

در واکنش به این تهدیدات، نیروهای نظامی ایالات متحده و عربستان سعودی در روز ۲۹ ژوئیه طی یک عملیات مشترک، ضربات هوایی سنگینی را به مقرها و مواضع نیروهای حشدالشعبی (PMF) در خاک عراق وارد کردند که بر اثر این حملات، بیش از ۲۰ نفر کشته و دست‌کم ۳۰ تن دیگر مجروح شدند.

در پی این حملات و افزایش احتمال پدید آمدن دور تازه‌ای از حملات انتقام‌جویانه، هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، که از کلیدی‌ترین بخش‌های تشکیل‌دهنده حشدالشعبی عراق به شمار می‌رود، در ویدئویی که توسط رسانه‌های عراقی منتشر شد، رسما از مبارزان و گروه‌های مقاومت عراق خواست تا هرگونه اقدام تلافی‌جویانه علیه عربستان سعودی در پاسخ به "تجاوز آمریکایی-سعودی " را به تاخیر بیندازند. العامری در این پیام تصویری از نیروهای مسلح خواست تا با ندیده گرفتن جراحات و فروخوردن خشم خود، در جهت "مصالح عالیه و منافع حیاتی کشور عراق " از حملات شتاب‌زده بپرهیزند.

با این وجود، مقامات ارشد امنیتی ریاض تاکید کرده‌اند که سعودی برای پاسخ‌دهی قاطع به "هرگونه تجاوز به زیرساخت‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر و تاسیسات نفتی " خود، در اتخاذ اقدامات لازم لحظه‌ای تردید نخواهد کرد.

ابعاد ژئوپلیتیک؛ جنگ ۲۸ فوریه، هرمز و موازنه قدرت

زمان‌بندی امضای این معاهده دفاعی اهمیت ویژه‌ای دارد. خاورمیانه از روز ۲۸ فوریه و در پی آغاز جنگ گسترده میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، وارد دوره‌ای از سیالیت امنیتی و بی‌ثبانی بی‌سابقه شده است. این منازعه مستقیم نه تنها معادلات نظامی منطقه‌ای را دستخوش تغییر اساسی کرده، بلکه پادشاهی‌های حوزه خلیج فارس را با پرسش‌ها و تردیدهای جدی درباره سطح کارآمدی و میزان اتکا به تضمین‌های امنیتی سنتی ایالات متحده آمریکا روبه‌رو ساخته است؛ کشوری که دهه‌ها چتر حمایتی اصلی این دولت‌ها محسوب می‌شد.

در این میان، نقش و اقدامات ایران ابعاد این توافق را اجتناب‌ناپذیر کرده است. از زمان آغاز جنگ، تهران کنترل عملیاتی و نظامی خود بر روند تردد در تنگه هرمز، به‌عنوان مهم‌ترین آبراه ترانزیت انرژی جهان را به شدت افزایش داده و این امر به کاهش چشمگیر عبور و مرور کشتی‌ها و نفتکش‌ها منجر شده است. اگرچه ایران و عمان در روزهای اخیر بر سر مختصات اجرایی یک مسیر کشتیرانی جدید در این آبراه به تفاهم رسیده و توافقاتی انجام داده‌اند، اما هنوز ابهامات و چالش‌های کلیدی لاینحلی در خصوص نحوه اجرای آن، مسئله تحریم‌ها، پوشش بیمه‌ای کشتی‌ها و ضمانت‌های واقعی برای امنیت رفت‌وآمد باقی مانده است.

سه قدرت، سه اهرم بازدارندگی و سابقه همکاری‌ها

پیشینه و ساختار این پیمان نشان می‌دهد که مذاکرات برای شکل‌گیری این ساختار سه‌جانبه تحولی ناگهانی نبوده، بلکه پیگیری یک پروژه طولانی‌مدت است. رویترز در ماه ژانویه گزارش داده بود که رایزنی‌ها میان سه کشور برای گسترش و نهادینه‌سازی همکاری‌های امنیتی نزدیک به یک سال جریان داشته است؛ امری که پیش‌تر با حمایت آشکار هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، از شکل‌گیری یک پلتفرم امنیتی و دفاعی گسترده‌تر در منطقه همراه شده بود. اما شعله‌ور شدن جنگ ایران و حملات متقابل منطقه‌ای، به این گفتگوها شتابی مضاعف و معنایی کاملا راهبردی بخشید.

این ائتلاف سه قدرت با توانمندی‌های کاملا متفاوت و مکمل را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد، عربستان سعودی، بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان، قدرت اصلی اقتصادی خلیج فارس و دارنده بودجه‌های کلان خریدهای نظامی، ترکیه، دارنده دومین ارتش بزرگ پیمان ناتو با تجربه نظامی گسترده و صنایع دفاعی بومی و متکی به فناوری‌های پیشرفته. بر اساس رتبه‌بندی معتبر نشریه "دیفنس نیوز" در سال ۲۰۲۵، پنج شرکت ترکیه‌ای در فهرست ۱۰۰ شرکت بزرگ صنایع دفاعی جهان قرار گرفته‌اند. صادرات پهپادها، موشک‌ها و سامانه‌های جنگ الکترونیک ترکیه پیش‌تر نیز در سال ۲۰۲۳ با امضای بزرگ‌ترین قرارداد صادرات دفاعی آنکارا برای فروش پهپاد به عربستان تثبیت شده بود. پاکستان در این میان تنها کشور مسلمان دارنده سلاح هسته‌ای با ارتشی قدرتمند، باسابقه و آموزش‌دیده است. اسلام‌آباد سابقه همکاری نظامی چنددهه‌ای با ریاض دارد و سال‌ها در آموزش و ارائه کمک‌های فنی به نیروهای مسلح سعودی نقش‌آفرینی کرده است. معاهده دفاعی موجود میان دو کشور نیز بر این اصل استوار بوده که "حمله به یکی از آن‌ها، حمله به دیگری تلقی می‌شود "؛ هرچند اسلام‌آباد در جریان جنگ اخیر سعی کرده از ورود مستقیم به منازعه خودداری کرده و نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند.

در چنین فضایی، این پرسش کلیدی مطرح است که در صورت تشدید حملات نیابتی یا مواجهه عربستان با تهدیدات مستقیم، ترکیه و پاکستان تا چه حد تعهدات خود را عملیاتی خواهند ساخت؟

دویچه وله فارسی در گفت‌وگو با موسی شریفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر جهان عرب، مهرداد فرهمند، تحلیلگر سیاسی) و علیرضا اردبیلی، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی ساکن سوئد ابعاد گوناگون این پیمان و سناریوهای پیش‌رو را بررسی کرده است.

ماهیت پیمان دفاعی؛ بندهای مشابه ماده ۵ ناتو یا سازوکار محرمانه؟

در پاسخ به این پرسش که آیا این توافق حاوی الزامی حقوقی مشابه اصل دفاع جمعی ناتو برای ورود مستقیم نظامی ترکیه و پاکستان در صورت حمله به عربستان است یا خیر، دیدگاه‌های متفاوتی میان کارشناسان وجود دارد.

موسی شریفی با اشاره به مفاد سیاسی مطرح‌شده می‌گوید: «در حال حاضر، بر اساس اطلاعات منتشرشده و مصاحبه‌های کارشناسان و تحلیلگران سعودی، توافق میان سه کشور بر این اصل استوار است که حمله مسلحانه به یکی از طرف‌ها، حمله به هر سه طرف تلقی خواهد شد. این عبارت از نظر سیاسی به منطق ماده ۵ ناتو نزدیک است، اما هنوز نمی‌توان گفت که از نظر حقوقی و عملی دقیقا معادل ماده ۵ ناتو است؛ زیرا جزئیات مربوط به نحوه واکنش نظامی، سطح تعهدات و سازوکار تصمیم‌گیری هنوز به‌طور کامل منتشر نشده است.»

بر اساس بیانیه وزارت خارجه پاکستان نیز این توافق با هدف تقویت "بازدارندگی جمعی" در برابر هرگونه اقدام تهاجمی امضا شده است. در این بیانیه که روز جمعه منتشر شد، آمده است که هر حمله مسلحانه به یکی از این سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده که این توافق بر پایه روابط تاریخی میان این سه کشور، پیوندهای "برادری و همبستگی اسلامی"، منافع راهبردی مشترک و همکاری‌های دفاعی دیرینه امضا شده است.

با این حال شریفی تاکید می‌کند که حتی در صورت وقوع حمله از سوی گروه‌های عراقی، اجرای تعهدات طیف متنوعی دارد: «بنابراین اگر گروه‌های مسلح عراقی به عربستان حمله کنند، این توافق لزوما به معنای آن نیست که ترکیه و پاکستان فورا نیروهای خود را برای حمله به عراق اعزام خواهند کرد. واکنش می‌تواند از تبادل اطلاعات و همکاری اطلاعاتی، تقویت پدافند هوایی و موشکی و تامین تجهیزات آغاز شود و در صورت تشدید حملات، به اعزام نیرو یا عملیات نظامی مستقیم برسد.»

علیرضا اردبیلی در خصوص قابلیت انعطاف بندهایی نظیر ماده ۵ ناتو می‌افزاید: «فعلا تا این لحظه متن توافق‌نامه منتشر نشده است؛ اما حتی اگر عین متن ماده ۵ موافقت‌نامه پیمان ناتو در آن منعکس شده باشد، آن متن برای خود اعضای ناتو نیز لزوما به معنای اعزام نیروی زمینی نیست. هر کشوری خود بسته به موقعیت تعیین می‌کند که آیا در وهله نخست واقعا آن کشور مورد هجوم قرار گرفته است یا خیر، و سپس نحوه حمایت خود را مشخص می‌سازد. بنابراین، این امر الزاما به معنای اعزام نیروی نظامی از سوی ترکیه یا پاکستان به عربستان نیست.»

خط قرمز ریاض و ابهام در حد آستانه واکنش

اما آستانه و خط قرمز پادشاهی سعودی برای فعال‌سازی این توافق دفاعی چیست؛ و به عبارت دیگر چه میزان از شدت، خسارت به زیرساخت‌ها یا تلفات انسانی می‌تواند پای متحدان جدید را به درگیری باز کند؟

موسی شریفی سه سطح از حساسیت را برای ریاض تعریف می‌کند: «به نظر می‌رسد خط قرمز ریاض دیگر صرفا تلفات انسانی گسترده نیست. اگر حملات پهپادی یا موشکی به تأسیسات حساس اقتصادی و زیرساخت‌های حیاتی مانند تأسیسات نفتی، فرودگاه‌ها، بنادر و مراکز انرژی آسیب جدی وارد کند، احتمال واکنش شدیدتر افزایش خواهد یافت.»

به گفته او، حساسیت‌های سعودی را می‌توان از سه بعد در نظر گرفت: یکی حملات محدود و بدون خسارت جدی که ریاض تمرکز بر دفاع هوایی و فشار سیاسی بر بغداد را در پیش خواهد گرفت. دوم حملات به زیرساخت‌های حیاتی که در این صورت سعودی احتمالا استراتژی حمله به محل شلیک یا مراکز فرماندهی گروه‌های مهاجم را دنبال خواهد کرد، مانند آنچه هفته گذشته رخ داد و به شبه نظامیان در عراق حمله کرد. این حمله به کشته شدن ۲۵ تن از شبه نظامیان و چند کارشناس ایرانی منجر شد. سومین حالت، حملات گسترده و تکرارشونده با تلفات انسانی یا اختلال جدی در صادرات نفت است که در این صورت ریاض با احتمال فعال کردن عملی پیمان دفاعی و ورود مستقیم متحدان بسیار جدی‌تر عمل خواهد کرد.

در مقابل، مهرداد فرهمند بر این باور است که اهرم‌های فشار اقتصادی عربستان بر اسلام‌آباد و آنکارا، ضمانت اجرایی واقعی خط قرمزهاست: «بررسی رویکرد عربستان سعودی نشان می‌دهد که این کشور چرخش ساختاری ناگهانی در سیاست‌های دفاعی-نظامی خود ایجاد نکرده است، بلکه این سیاست‌ها در راستای الگوهای سنتی و ممتد این کشور پیگیری می‌شود.»

مهرداد فرهمند: همکاری‌های تسلیحاتی عربستان سعودی با کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان از گذشته وجود داشته استعکس: privat

به گفته او، همکاری‌های تسلیحاتی با کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان از گذشته وجود داشته است. خط قرمز راهبردی عربستان سعودی در این مناسبات، عدم همراهی این کشورها در مواقع نیاز به اقدام علیه تهدیدات امنیتی است؛ ابزاری که عربستان در صورت لزوم در برابر این شرکا به کار می‌گیرد، اهرم اقتصادی است که به دلیل وابستگی قابل‌توجه ترکیه و به‌ویژه پاکستان به مناسبات اقتصادی با ریاض، از اثربخشی بالایی برخوردار است. به گفته این تحلیلگر سیاسی، در صورتی که شرایط سیاسی تغییر یابد، عدم پایبندی به تعهدات با اعتراض شدید عربستان مواجه شده و بهای سنگینی برای کشورهای خاطی به همراه خواهد داشت.

ملاحظات ترکیه و پاکستان؛ چالش‌های تسلیحاتی و روابط با تهران

مشارکت آنکارا و اسلام‌آباد در پیمان دفاعی مکه، پیش از آنکه یک مانور ساده قدرت باشد، خروجی موازنه‌ای پیچیده میان تعهدات منطقه‌ای، منافع اقتصادی و روابط حساس آن‌ها با جمهوری اسلامی ایران است. ترکیه به عنوان صاحب دومین ارتش بزرگ ناتو و برخوردار از صنایع تسلیحاتی پیشرفته و بومی، وزنه‌ای تعیین‌کننده در این ائتلاف محسوب می‌شود. موسی شریفی درباره حدومرز دخالت ترکیه در عراق در صورت حمله احتمالی گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی به عربستان می‌گوید: «ترکیه از یک سو روابط مهمی با دولت عراق دارد و نمی‌خواهد وارد رویارویی مستقیم با بغداد شود و از سوی دیگر، روابط خود با تهران را نیز مدیریت می‌کند. به همین دلیل، در مرحله نخست احتمالا ترکیه ترجیح خواهد داد نقش خود را در حوزه‌های اطلاعاتی، شناسایی، پهپادی، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی تعریف کند. ورود مستقیم ترکیه به حمله علیه گروه‌های نیابتی، به‌ویژه گروه‌هایی که ارتباط نزدیکی با ایران دارند، می‌تواند آنکارا را وارد یک رویارویی منطقه‌ای گسترده‌تر کند.»

علیرضا اردبیلی نیز بر محافظه‌کاری ترکیه و پاکستان در قبال ایران به دلیل پرونده‌های مرزی تاکید دارد: «هم ترکیه و هم پاکستان به دلیل وجود مسائلی که در درون مرزها و در دو طرف مرزهای مشترک خود با ایران دارند، به شدت محافظه‌کارانه و با احتیاط با ایران برخورد می‌کنند و با وجود اختلافات فراوان، خواهان تنش زیاد یا مستقیم نیستند. امروز به نظر نمی‌رسد که هیچ‌یک از دو کشور پاکستان یا ترکیه آماده شروع یک درگیری جدی با ایران باشند.»

به گفته او، این سخن را درباره ایران نمی‌توان گفت؛ چرا که ایران می‌تواند بدون انجام هیچ‌گونه محاسبه عقلانی، استعداد و پتانسیل درگیری بالایی داشته باشد. در مورد ترکیه تنها موضوع توان نظامی مطرح نیست، بلکه این مسئله که ترکیه تنها راه و اصلی‌ترین دروازه ارتباطی ایران با اروپاست نیز برای ایران اهمیت حیاتی دارد.

به باور تحلیلگران، در خصوص پاکستان، با وجود مرزهای طولانی و چالش‌های مشترک امنیتی نظیر مسئله بلوچ‌های استقلال‌طلب، تمایل کمی برای ورود به درگیری مستقیم دیده می‌شود.

موسی شریفی می‌گوید: «پاکستان از نظر تعهدات دفاعی به عربستان موقعیت ویژه‌ای دارد، اما مرز طولانی با ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با تهران و حساسیت‌های داخلی، باعث می‌شود اسلام‌آباد تمایلی به ورود به جنگ مستقیم با ایران یا گروه‌های نزدیک به ایران نداشته باشد. بنابراین احتمالا مشارکت پاکستان در مرحله نخست بیشتر دفاعی خواهد بود.»

پاکستان از نظر تعهدات دفاعی به عربستان موقعیت ویژه‌ای داردعکس: Privat

گسترش ائتلاف به خلیج فارس و بازتعریف امنیت منطقه‌ای

امکان الحاق سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می‌تواند ابعاد و پیامدهای استراتژیک کاملا جدیدی به پیمان سه‌جانبه مکه ببخشد و آن را از یک توافق سه جانبه به شالوده یک ناتوی منطقه‌ای یا بلوک امنیتی فراگیر تبدیل کند. به گفته کارشناسان، با توجه به ضربه سنگینی که به اعتماد این کشورها نسبت به چتر حمایتی سنتی ایالات متحده وارد شده و افزایش تحرکات بحران‌ساز در آبراه‌های حیاتی منطقه مانند تنگه هرمز، دولت‌های حاشیه خلیج فارس به شدت در پی متنوع‌سازی شرکای امنیتی و تضمین بازدارندگی خود هستند.

موسی شریفی می‌گوید: «از نظر سیاسی چنین احتمالی وجود دارد. امارات و بحرین از جمله کشورهایی هستند که از نظر سیاسی و امنیتی به عربستان نزدیک‌ترند. کویت احتمالا ترجیح خواهد داد همکاری دفاعی داشته باشد اما وارد تعهدات تهاجمی نشود. قطر و عمان نیز به دلیل سیاست‌های متوازن‌تر منطقه‌ای، با احتیاط بیشتری برخورد خواهند کرد. اگر چند کشور عربی دیگر به این ساختار اضافه شوند، ممکن است به‌تدریج شاهد شکل‌گیری یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای جدید باشیم که ترکیه و پاکستان نیز در آن نقش داشته باشند.»

از سوی دیگر، علیرضا اردبیلی به انگیزه هویت‌محور کشورهای عربی برای حفاظت از ثروت بومی‌شان اشاره می‌کند: «یک مسئله مشترک میان همین کشورهای خلیج فارس این است که آن‌ها خود را با دستاوردها و برساخته‌های خود تعریف می‌کنند؛ برخلاف کشوری مانند ایران که ممکن است خود را با چیزهایی تعریف کند که یا اصلا ساخته نشده‌اند یا مربوط به دوران گذشته هستند. اما کشورهایی که اکنون خود را در خطر حمله نظامی ایران می‌بینند و طعم هجوم نظامی ایران را چشیده‌اند، همگی هویت خود را به شدت با دستاوردهایی تعریف می‌کنند که نسل امروزی‌شان ساخته است. در نتیجه، این حملات ایران را می‌توان حمله به دستگاه عصبی مرکزی این دولت‌ها به شمار آورد و این کشورها حتی اگر به این پیمان نیز نپیوندند، تدابیر بسیار جدیدتر و مؤثرتری برای دفاع از خود اتخاذ خواهند کرد.»

پیام چرخش امنیتی ریاض برای تهران

در نگاه اول، شکل‌گیری ائتلافی متشکل از بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی خلیج فارس، دارنده دومین ارتش بزرگ ناتو و تنها کشور مسلمان دارنده سلاح هسته‌ای، ممکن است رویکردی کاملا تهاجمی و نشانه قطع امید عربستان از گفت‌وگوهای منطقه‌ای تلقی شود؛ به‌ویژه در شرایطی که تحرکات گروه‌های نیابتی در عراق و یمن و افزایش فشار بر خطوط کشتیرانی تنگه هرمز تنش‌ها را به اوج رسانده است. اما تحلیلگران معتقدند ریاض برخلاف تصور، بازدارندگی نظامی و تسلیحاتی را نه جایگزین دیپلماسی، بلکه متغیری برای دگرگون‌ساختن موازنه قوا در پشت میز مذاکره می‌داند. در این چارچوب، پرسش اساسی این است که آیا تهران این تحول بزرگ را یک تهدید مستقیم پنداشته و به آن واکنش تندی نشان خواهد داد، یا آن را فرآیندی برای بازتعریف خطوط قرمز و افزایش هزینه رفتارهای بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای ارزیابی می‌کند؟

موسی شریفی بر ابزارساز بودن این ائتلاف برای دیپلماسی تاکید دارد: «مهم‌ترین پیام این تحول به ایران لزوما "آمادگی عربستان برای جنگ" نیست، بلکه این است که ریاض می‌خواهد مذاکرات با تهران را از موضع قدرت انجام دهد. یعنی عربستان در کنار ادامه دیپلماسی و تلاش برای کاهش تنش با ایران، همزمان در حال ایجاد یک شبکه بازدارندگی نظامی است تا در صورت شکست دیپلماسی یا استفاده مجدد از گروه‌های نیابتی علیه منافع سعودی، هزینه اقدام برای طرف مقابل افزایش یابد. راهبرد جدید عربستان بر سه پایه استوار است: دیپلماسی به اضافه بازدارندگی نظامی و ائتلاف‌های امنیتی.»

مهرداد فرهمند نیز هم‌راستا با این تحلیل می‌افزاید: «موضع اعلام‌شده‌ هر سه کشور، توقف درگیری‌ها، لزوم پایان یافتن جنگ و حمایت فعال از تلاش‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری است. ترکیه و پاکستان به صورت فعال در مسیر میانجی‌گری گام برمی‌دارند و عربستان نیز از این روند پشتیبانی می‌کند. بنابراین، در شرایط کنونی منطقه‌ای، انتظار نمی‌رود این پیمان موجب ورود این سه کشور به تقابل مستقیم با ایران گردد.»

در جمع‌بندی نهایی، علیرضا اردبیلی به چالش ساختاری بازیگران غیررسمی اشاره کرده و یادآور می‌شود: «به طور کلی، این پیمان‌ها در مواجهه با جریان‌های تروریستی، شبه‌نظامی و غیررسمی توان برخورد زیادی ندارند؛ چرا که این جریان‌ها از امکان مانور بسیار بالایی برخوردارند، آدرس مشخصی ندارند، پایگاه‌هایشان فاقد تأسیسات سنگین غیرقابل جابه‌جایی است و از تحرک بالایی بهره می‌برند.»

علیرضا اردبیلی: به طور کلی، این پیمان‌ها در مواجهه با جریان‌های تروریستی، شبه‌نظامی و غیررسمی توان برخورد زیادی ندارندعکس: privat

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

تحلیل‌ها نشان می‌دهند که پیمان دفاعی سه‌جانبه مکه در گام نخست، ابزاری هوشمندانه برای ایجاد چتر بازدارندگی، ارتقای همکاری‌های پدافندی و فناوری، و افزایش هزینه اقدامات نیابتی علیه پادشاهی عربستان سعودی است. با این حال، چنانچه حملات از سوی عراق یا یمن به صورت مستمر تأسیسات حیاتی و شریان‌های اقتصادی سعودی را هدف قرار دهد، عبور ریاض از فاز پدافندی به هدف‌گیری منشأ حملات، عیار واقعی تعهدات ترکیه و پاکستان را خواهد سنجید؛ آزمونی که نشان می‌دهد آیا این پیمان یک ائتلاف نظامی عملیاتی با قابلیت اقدام مستقیم است یا یک چارچوب پیشرفته برای موازنه دیپلماتیک و بازدارندگی سیاسی.

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله