گزارش نیویورکتایمز؛ آدرس غلط یا واقعیت اختلاف درون نظام؟
۱۴۰۵ شهریور ۲۳, دوشنبه
روزنامه نیویورک تایمز روز یکشنبه ۱۳ سپتامبر گزارش مفصل و اختصاصیای را منتشر کرد با این عنوان: «چگونه تندروهای ایران دست بالا را یافتند و توافق صلح با آمریکا را ناکام گذاشتند».
این گزارش "بر پایه گفتوگو با هشت مقام ایرانی، سه عضو سپاه پاسداران، چهار مقام پیشین و همچنین بررسی دهها سخنرانی و اظهار نظر مقامهای دولتی و فرماندهان نظامی از ژوئن تا سپتامبر که در رسانههای ایران و شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند" نوشته شده و "مقامهایی که برای این گزارش گفتوگو کردهاند، به دلیل حساسیت مسائل امنیت ملی، تنها در صورت حفظ ناشناسبودن حاضر به صحبت شدند".
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
محور اصلی این گزارش همانگونه که در عنوان آن آمده، بالاگرفتن اختلافات درون جناحی بر سر مذاکره یا جنگ با آمریکاست و ماجرا نیز از ۱۶ تیر آغاز میشود؛ حدود دو هفته پس از تفاهمنامه اسلامآباد میان ایران و آمریکا و روزی که ایران به سه نفتکش قطری حمله کرد و تفاهمنامه عملا از بین رفت.
در آن روز مسعود پزشکیان، رییس جمهوری اسلامی با آرامش خاطر از تفاهم به دست آمده به عراق رفته بود تا در مراسم تشییع علی خامنهای شرکت کند که خبر حمله به سه نفتکش را شنید.
نیویورک تایمز به نقل از "پنج مقام ایرانی و دو عضو سپاه" نوشته است: «پزشکیان با خشم با سردار احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تماس گرفت و با صدایی بلند این اقدام را "بیپروا" خواند و خواستار توضیح و پاسخگویی شد.»
بیشتر بخوانید: ناکامی ایران و آمریکا در رسیدن به تفاهم؛ سناریوهای پیش رو: جنگ، آتشبس دائمی یا فروپاشی؟
در ادامه گزارش نیویورک تایمز آمده است: «به گفتهٔ پنج مقام آگاه، وحیدی به رئیسجمهور گفته بود که حمله به سه نفتکش قطری را نه تأیید کرده و نه از قبل از آن اطلاع داشته است. او همچنین گفته بود شورای عالی امنیت ملی ـ نهادی که نقشی کلیدی هم در جنگ و هم در مذاکرات دارد ـ نیز کاملاً بیخبر بوده است.»
به نوشته نیویورک تایمز و به نقل از مقامهایی که "در جریان جزییات این مباحثات بودهاند"، وقتی پزشکیان خواستار توضیح شد که چه کسی سه کشتی را هدف قرار داده است، به او گفته شد که "فرماندهان میدانی بهطور مستقل عمل کردهاند؛ مطابق با دستوری که به آنها اختیار میداد هر کشتی ناقض کنترل ایران بر تنگه هرمز را بدون انتظار برای تأیید مرکز، هدف قرار دهند".
این نشریه امریکایی به عنوان "یکی از نشانههای اختلاف"، این نکته را مطرح کرده که "قرارگاه خاتمالانبیای سپاه هرگز بیانیهای برای پذیرش مسئولیت حمله ۷ ژوئیه منتشر نکرد؛ در حالی که در حملات پیشین و پس از آن، انتشار چنین بیانیههایی رویه معمول بوده است".
"گروههای خودسر" در حمله نظامی؟
این روایت در حقیقت تایید همان روایت "گروههای خودسر" در مقیاسی دیگر است. از ماجرای مکفارلین تا قتلهای سیاسی زنجیرهای و سرکوب و کشتار منتقدان و مخالفان و دگراندیشان بارها و بارها صحبت از "گروهی خودسر" شده که بدون اطلاع بخش دیگری از حاکمیت تصمیمات سیاسی بزرگ گرفتهاند؛ تصمیماتی که گاه جمهوری اسلامی را تا لبه پرتگاه هم برده است. اما در هیچکدام این موارد حمله نظامی به یک کشور دیگر موضوع نبوده است.
اما اینکه اختلافات در درون حاکمیت جمهوری اسلامی به حدی رسیده باشد که گروهی بدون اطلاع فرمانده کل سپاه پاسداران و قرارگاه خاتمالانبیا اقدام به حمله به سه نفتکش قطری کرده باشد، اصولا تا چه حد قابل قبول است.
مصطفی دانشگر تحلیلگر سیاسی مقیم آمریکا میگوید موضوع اختلاف بین جناحها و عملکرد خودسرانه گروهی در جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است اما پس از مرگ علی خامنهای تشدید شده است.
او به دویچهوله میگوید: «درک من این است که ما با یک مجمع الجزایر پراکنده روبرو هستیم؛ کانونهای مختلف قدرت و جناحهایی که در حال رقابت با یکدیگر هستند و ولی فقیهی که وجود خارجی ندارد و غیر از چند فایل پی دی اف چیزی از او نداریم. ما از شبکههای مختلف سیاسی بدون اینکه رشته پیونددهنده یا مرکزیتی داشته باشند صحبت میکنیم، بنابراین این مسئله که بخشی برای تخریب بخش دیگری یک سری اقدامات بکند، تشدید شده است.»
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
این تحلیلگر صحبتهای محمدباقر خرازی، برادرزن مسعود خامنهای درباره اختلافات درون بیت رهبری و برکناری ذوالقدر و انتصاب محسن رضایی را نیز تاییدی بر این مدعا میداند.
البته در مقابل باید به توییتی که دو روز پس از این حملات از سوی محمدباقر قالیباف منتشر شد نیز اشاره کرد. او نوشت: «آمریکا هنوز یاد نگرفته است که زورگویی و بدعهدی دیگر بیهزینه نیست. شفاف بگویم: بزنید، میخورید.»
برخی این توییت را اشارهای تلویحی به حمله به سه نفتکش قطری دانستند که در این صورت میتواند یا نشانگر اطلاع قالیباف از این حمله باشد و یا ویترینی برای نشان دادن هماهنگی و انسجام بین مقامات جمهوری اسلامی.
چرا الان؟
اما نکته دیگری که دانشگر بر آن دست میگذارد، زمان انتشار این گزارش است و میپرسد چرا الان این گزارش منتشر شده است؟
تحلیل او این است که جمهوری اسلامی در حال القای این تصور است که بخشی درون حاکمیت خواهان جنگ تمام عیار است تا بدین وسیله آمریکا را به پای میز مذاکره بازگرداند.
او میگوید: «درک من از این خبر این است که الان به نظر من جمهوری اسلامی دارد همه تلاشش را میکند که امریکا را برگرداند به تفاهم نامه و به پای میز مذاکرهای که محورش تفاهم نامه و تنگه هرمز است و در چرخه بی پایان و بی انتها و باطل مذاکراتمحدود و معطوف به تفاهمنامه دست و پای ایالات متحده را ببندد.»
بیشتر بخوانید: حمله به جنوب ایران و محاصره دریایی؛ بنبست ایران یا آمریکا؟
این بخش از گزارش نیویورک تایمز شاید بتواند تاییدی بر این مدعای دانشگر باشد: «شکافها همچنان پابرجاست و تندروهایی که ایران را به مسیر تشدید تنش کشاندهاند، اکنون در موقعیتی قویتر قرار دارند. در هفته گذشته، ایران و ایالات متحده حملات متقابل انجام دادند: ایران برای نخستین بار چندین بار شناورهای نیروی دریایی آمریکا را هدف قرار داد و آمریکا دستکم هشت نفتکش ایرانی را منهدم کرد.»
در حقیقت این تحلیل بر این نظر است که حاکمیت ایران خواهان مذاکره با آمریکا بر سر تنگه هرمز است اما با این اقدامات ایذایی میخواهد هم دست بالا را در مذاکرات داشته باشد و هم آمریکا را به بازگشت به میز مذاکره ترغیب کند.
نقش حسین طائب
نیویورک تایمز در گزارشش مشخصا از حسین طائب، فرمانده جدید بسیج نام برده و مینویسد: «سه مقام ایرانی گفتهاند که تحقیقات دولت و نیروهای امنیتی، تصمیم حمله به سه کشتی تجاری در ماه ژوئیه را به حسین طائب رسانده است؛ روحانی بانفوذ در دستگاه اطلاعاتی که از ابتدا با توافق صلح با ایالات متحده مخالفت میکرد. به گفته این مقامها، طائب به رهبر جدید میگفت ایران با پایان دادن به جنگ و پذیرش این توافق اشتباه کرده است.»
بیشتر بخوانید: استراتژی ترامپ در برابر ایران: آیا جنگی بیپایان در راه است؟
این گزارش همچنین به سخنرانی اخیر طائب در جمع خانواده نظامیان اشاره کرده که در آن میگوید با اصل گفتوگو مخالفتی ندارد، اما "مذاکراتی که حقوق مردم ما را نادیده بگیرد و در برابر خواستههای زیادهطلبانه دشمن عقبنشینی کند، جایی در سیاست ایران ندارد".
طائب البته روز ۲۰ شهریور در جمع فرماندهان بسیج گفت: «ما نباید از روی سستی و ترس با دشمن مذاکره کنیم ولی اگر دشمن درخواستتسلیم شدن یا مذاکره کرد باید با قدرت وبه قصد گرفتن حق خود با او وارد گفتوگو شد.»
ماجرای دیدار پزشکیان با مجتبی خامنهای
در میانه اردیبهشت ماه مسعود پزشکیان اعلام کرد که دیداری دوساعته با مجتبی خامنهای داشته است. هیچ فیلم و عکسی از این دیدار منتشر نشد. بخش دیگری از گزارش نیویورک تامیز به ماجرای این دیدار اختصاص دارد. این روزنامه نوشته "دو مقام ایرانی و یک مقام پیشین گفتهاند که شرایط آن دیدار عجیب و غیرعادی بود."
سپس آمده است: «آنها توضیح دادهاند که یک آمبولانس با شیشههای کاملاً دودی برای جابهجایی آقای پزشکیان استفاده شد، در حالی که یک ارتباط ویدئویی امن برقرار شده بود. فردی که خود را واسطهٔ آیتالله خامنهای معرفی میکرد روی صفحه ظاهر شد و ظاهراً پیامهایی را میان دو طرف رد و بدل میکرد.»
به نوشته نیویورک تایمز مقامهایی که در جریان جزئیات این دیدار بودهاند، گفتهاند "پزشکیان بعدها در گفتوگو با یکی از نزدیکترین همراهانش ابراز تردید کرده بود که آیا واقعاً با شخص رهبر در ارتباط بوده است یا نه".
شبیه این تردیدها پیشتر در برخی رسانههای فارسی زبان نیز منتشر شده بود.
اما هدف نیویورک تایمز از انتشار این موضوع در شرایط کنونی چیست؟ آیا قصد دارد این را القا کند که مجتبی خامنهای اصلا وجود خارجی ندارد؟ آیا ممکن است بخشی از سپاه و حاکمیت جمهوری اسلامی چنین ریسک پرخطری کردهباشند که یک مرده را به جای "رهبر" جا بزنند؟
مصطفی دانشگر در این باره میگوید: «با توجه به اینکه علی خامنهای در زمان حیات خودش نهادهای قدرت را تضعیف و به نوعی سترون کرده و در بیخبری از یکدیگر نگه داشته بود، چندان دور از ذهن نیست که آن حلقه اول و نزدیکان او در سپاه برای اینکه گسلهایی درون حاکمیت فعال نشود و رقابتها بر سر مسئله رهبری علنی نشود، اسم مجتبی را به عنوان اسمی که میتواند موقتا جلوی اختلافات را بگیرد علم کرده باشند تا بعدا در ادامه مسیر به یک توافق برسند.»
این تحلیلگر سیاسی به این موضوع اشاره میکند که در شرایط کنونی برای آرام کردن اختلافات و رسیدن به اجماع "به شدت به حضور رهبر نیاز است" با این وجود حتی یک صوت یا تصویر هم از مجتبی منتشر نمیشود.
دانشگر میگوید حتی "فایلهای پیدیاف" که در قالب بیانیه هرازگاهی از سوی او منتشر میشوند اغلب دیرهنگام هستند و "حتی نسبت به هفته وحدت که یک مناسبت مذهبی بود هم دیرهنگام واکنش نشان داد".
به نظر او حتی ممکن است بخشی از نظام هم به این موضوع واقف باشد اما به دلیل "حفظ نظام" سکوت کرده باشد.
پیام منتسب به مجتبی خامنهای درباره تفاهم میان ایران و آمریکا ۲۸ خرداد یعنی چهار روز پس از اعلام توافق نهایی منتشر شد.
معنای همه اینها برای ایران چیست؟
اگر گزارش نیویورک تایمز صحت داشته باشد و واقعا اختلافات در داخل حاکمیت ایران به نقطهای رسیده باشد که حتی دستور حمله نظامی از سوی گروهی "خودسر" صادر شود، معنا و پیامد آن برای ایران و مردم ایران چه خواهد بود؟
مصطفی دانشگر در این باره معتقد است: «معنای همه اینها این است که با این سطح و عمق از اختلافات و این رقابتهای درون بلوک قدرت، جمهوری اسلامی قابلیت گرفتن تصمیمات راهبردی بزرگ برای تغییر راهبرد به منظور تصمیم برای رسیدن به یک توافق جامع با ایالات متحده را که در ضمنش ترک تخاصم با اسرائیل باشد، ندارد.»
او با نظریه "استحاله جمهوری اسلامی" نیز موافق نیست چرا که میگوید: «این اختلافات و نبود اجماع در این سطح باطل کننده ایدهای است که میگوید جمهوری اسلامی را میشود استحاله کرد. برای استحاله شدن یعنی تغییر راهبرد و کنار گذاشتن دشمنی و تخاصم با امریکا (حکومت) نیاز دارد اول به اجماع برسد. یعنی صرف نظر از اینکه جمهوری اسلامی این را مطلوب بداند یا نه، من میگویم اصلا با این سطح و حجم از اختلافات این استحاله هم ممکن هم نیست.»
دانشگر معتقد است سناریوی پیش روی ایران "ادامه محاصره دریایی و تحریم و و خیمتر شدن اوضاع اقتصادی و در نهایت بازگشت به جنگ پس از انتخابات امریکا و اسرائیل" است و "در انتهای تونل نوری مشاهده نمیشود".