1. پرش به گزارش
  2. پرش به منوی اصلی
  3. پرش به دیگر صفحات دویچه وله

نمایش ساواک در خیابان‌های آلمان؛ عادی‌سازی زبان تهدید؟

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

نمایش نماد ساواک در تجمعی در آلمان، بار دیگر به بحث درباره ترویج خشونت و گرایش‌های اقتدارگرا و افراطی در فضای سیاسی ایران دامن زده است. در همین رابطه با نمایندگانی از دیدگاه‌های گوناگون گفت‌وگو کرده‌ایم.

شماری از ایرانیان با لباس متحدالشکل سفید با نماد ساواک در تجمعی در مرکز شهر رگنزبورگ در نزدیکی مونیخ
عکس: UGC/x.com

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۰ مه ۲۰۲۶) مرکز شهر رگنزبورگ در ایالت بایرن در جنوب آلمان یکی از چند شهری بود که قرار بود تجمعی در آن برای "توقف اعدام‌ها، آزادی زندانیان سیاسی و دسترسی آزاد به اینترنت در ایران" برگزار شود. فراخوان این تجمع را شاهزاده رضا پهلوی در شبکه‌های اجتماعی رسمی خود اعلام کرده بود. تصویری از این تجمع که در آن چندین نفر از شرکت‌کنندگان به شکلی متحدالشکل در صفوفی هماهنگ تی‌شرت‌هایی سفید با نماد ساواک به تن داشتند، به موجی از واکنش‌ها دامن زد.

این اولین بار نبود که نماد ساواک در تجمعات اعتراضی هواداران بازگشت پادشاهی به چشم می‌خورد، اما یکدست‌ترین و اولین آن از این نوع بود. پیش از این، حضور افرادی سیاهپوش در خیابان‌های لندن با هدایت فردی که به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده سازماندهی تجمعات هواداران نظام پادشاهی شناخته می‌شود، خبرساز شده و بسیاری آن را یادآور حضور خیابانی گروه‌هایی با رویکردهای "افراطی و فاشیستی" ارزیابی کردند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

برای اطلاع بیشتر از انگیزه‌های این اقدام بحث‌برانگیز در تجمع شهر رگنزبورگ، با یکی از شرکت‌کنندگان در آن، که با نگاهی به حساب کاربری ایکس او و انتشار تصاویر و ویدیوهای این تجمع، می‌توان دریافت که از طرفداران ساواک و فعالیت‌هایش است، تماس گرفتیم، اما تا لحظه انتشار این گزارش پاسخی دریافت نکرده‌ایم.

همچنین برای مطلع شدن از موضع‌گیری رسمی و نظر شاهزاده رضا پهلوی در این خصوص، با دفتر او تماس گرفتیم، اما تا لحظه انتشار این گزارش، پاسخی به این درخواست داده نشده است.

نجات بهرامی، تحلیلگر سیاسی و از نویسندگان "دفترچه دوران اضطرار" که تاکید می‌کند صحبت‌هایش نظر شخصی او است، به بخش فارسی دویچه وله می‌گوید، اینکه تعدادی از جوانان با دیدن این اتفاقات تاریخی و تجربه تلخ نیم قرن جمهوری اسلامی که کل دوران جوانی آنها را بر باد داده است، تی‌شرتی با نشان ساواک بپوشند اصلا کار عجیبی نیست.

نجات بهرامی معتقد است پوشیدن تی‌شرتی با نشان ساواک اصلا کار عجیبی نیستعکس: Privat

بهرامی در ادامه می‌افزاید: «با توجه به مجموعه شناختی که نسل‌های جدید راجع به سال‌های پیش از ۵۷ به دست آورده‌اند، مطالعاتی که کرده‌اند، مستندهایی که دیده‌اند و دیدن فاجعه‌ای که بر کشور ما حکمفرما شده و همچنان هم ادامه دارد، چنین واکنش و تصمیم و برنامه‌ای هیچ اتفاق عجیب یا منفی یا وحشتناکی تلقی نمی‌شود.»

به گفته او، این حرکت متحدالشکل "تنها بخشی از فعالیت‌های جمعیت گسترده ایرانی‌ها در انقلاب شیر و خورشید و روزهای پس از آن" در شهرهای غربی است.

بهرامی در تشریح استدلال خود به وجود نهادهای امنیتی قدرتمند در آمریکا و بریتانیا اشاره می‌کند که به باور او، "در حقیقت از دموکراسی و امنیت و رفاه مردم پاسداری می‌کنند".

این تحلیلگر سیاسی هوادار شاهزاده رضا پهلوی معتقد است که «اکنون بیش از هر زمان دیگری برای مردم آشکار شده که چه کسانی با حکومت وقت ایران می‌جنگیدند و روش‌های آنان چه بوده است.»

بهرامی می‌گوید: «ساده‌ترین روش‌های گروه‌های چریکی ترور و بمب‌گذاری بوده است. اتفاقا اگر اکنون افکار عمومی مردم ایران از نسل‌های مختلف را بخواهیم رصد کنیم، می‌بینیم که آنها انتقاد دارند که چرا در زمان شاه ساواک سخت‌گیرانه‌تر عمل نکرده و چرا نهادهای امنیتی و نظامی و شخص پادشاه فقید در برابر کسانی که از جریان‌های مختلف دست به ترور می‌زدند و مشغول تخریب دستاوردهای بزرگ دوران پهلوی بوده‌اند، سختگیرانه‌تر عمل نکردند.»

ساسان امجدی می‌گوید تداوم این وضعیت شکاف‌های موجود در جامعه را به‌مراتب تشدید خواهد کردعکس: Privat

ساسان امجدی، تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی می‌گوید استفاده از پوشش‌ها و نمادهای منقش به آرم ساواک، به عنوان یکی از مهم‌ترین "نهادهای امنیتی و سرکوبگر دوران پهلوی"، واجد معنایی فراتر از یک کنش نمایشی یا صرفاً یک حضور خیابانی است. به باور او، ساواک در حافظه جمعی بخش بزرگی از جامعه ایران، نماد دستگاهی است که "کنترل سیاسی، شکنجه، بازجویی، سانسور و حذف مخالفان" را سازماندهی می‌کردە است.

او می‌افزاید: «بازگشت این نمادها به فضای عمومی تلاشی برای بازپس‌گیری "هژمونی نمادین "از طریق زبان تهدید، اقتدار و نمایش قدرت است. مسئله صرفاً حمل یک نشان یا یونیفرم نیست؛ بلکه نمایش منطقی از سیاست است که در آن مخالف سیاسی به‌عنوان موجودیتی تعریف می‌شود کە باید از طریق این سازمان مخفی کنترل، حذف یا مرعوب شود.»

از نگاه این تحلیلگر سیاسی، مخاطب اصلی آنچه او "نمایش خیابانی" می‌نامد جمهوری اسلامی نیست، بلکه مخالفان، منتقدان و نیروهای منتسب به طیف‌های چپ، جمهوری‌خواه، فدرالیست یا منتقدان "پروژه پهلوی" در خارج از ایران هستند.

کاظم کردوانی، پژوهشگر و جامعه‌شناس، نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید این افراد با نماد ساواک به خیابان آمده و برای خود هویت اجتماعی قائل شده‌اند. از نظر او، اثبات هویت این افراد "به عنوان بخشی از امروز و آینده جامعه ایران، یکی از خطرناکترین اتفاقات" رخ‌داده در تجمع شهر رگنزبورگ است.

او اضافه می‌کند: «باید به این پدیده به عنوان یکی از بدشگون‌ترین پدیده‌هایی که جامعه را به خصوص از لحاظ تفکر تحت تاثیر قرار می‌دهد، نگاه‌کرد. کار آنها تقدس‌سازی ساواک است و این کار یعنی قدسی کردن شکنجه و سرکوب. من فکر می‌کنم نیروهای سیاسی و حقوق بشری باید بتوانند از قوانین دولت آلمان استفاده کنند و پیروان این نظر را به دادگاه بکشانند.»

"نماد شکنجه در ایران"

ساواک به عنوان یکی از بحث‌برانگیزترین دستگاه‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران برای عده‌ای یادآور "رعب و وحشت و نماد یک حکومت اقتدارگرا" است. در مقابل، برخی هواداران سلطنت، ساواک را "نماد حفظ امنیت و مقابله با گروه‌های مسلح و کمونیستی" می‌دانند.

کاظم کردوانی می‌گوید از نگاه او ساواک نماد شر مطلق استعکس: Privat

کاظم کردوانی در همین رابطه با اشاره به نقش ساواک در شکنجه مخالفان سیاسی و ایجاد فضای رعب در جامعه ایران، این نهاد را "نماد شر مطلق" می‌نامند و می‌گوید عریان‌ترین شکل خشونت از نگاه او، یعنی شکنجه، "شر مطلق و غیرانسانی" است.

او می‌افزاید: «یک نیرو می‌توانست درباره ساواک موضع بگیرد چون میراث‌دار این نظام ساواکی و شکنجه‌گر بوده و آن هم شخص آقای رضا پهلوی است. مطلقا در تمام این دوران جایی نمی‌بینید که آقای پهلوی ساواک و اعمال خشونت و شکنجه‌های صورت‌گرفته علیه مبارزان، حتی اگر خطاکار بودند، را محکوم کند. شکنجه فراتر از ماجرای خطای سیاسی و دید سیاسی است.»

این جامعه‌شناس و پژوهشگر ساکن آلمان بر این باور است که «پیش و بیش از همه شخص رضا پهلوی و تمام طرفدارانش، تمام خانم‌ها و آقایانی که در لباس نظریه‌پرداز و انسان‌دوست در تلویزیون‌ها ظاهر می‌شوند و از نگاه خودشان جنایت‌های جمهوری اسلامی را طرد می‌کنند، در حقیقت روی تلی از جنایت نشسته‌اند و با دست راست و چپشان دارند جنایتکاران را تربیت می‌کنند، اما دعوایشان با جنایتکاران حکومت اسلامی است.»

شاهزاده رضا پهلوی در ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، در گفت‌وگویی با روزنامه جروزالم پست، در پاسخ به پرسشی درباره ساواک چنین می‌گوید: «برخی از کارکنان ساواک افراط کردند، سرکوب‌های زیادی وجود داشت، اقدام‌های غیرضروری زیادی مانند شکنجه صورت گرفت که من نه تنها نمی‌توانم به‌راحتی از کنار آنان بگذرم، بلکه آنها را محکوم می‌کنم.»

همچنین در بخشی از کتاب "زمان انتخاب" شاهزاده رضا پهلوی آمده است: «وجود شکنجه [در ساواک] نیز اثبات شده و کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. برای من شکنجه نه تنها خلاف قانون، بلکه کاری غیرانسانی است و قادر به پذیرش و توجیه آن نیستم. این موضوع برای من بسیار دردناک است چرا که نهایتا پدرم مسئول آن شناخته می‌شود. اما از نظر من، محکومیت شکنجه، محکومیتی اصولی است، حتی اگر پای پدرم در میان باشد. نمی‌توانم هیج توجیهی برای این قبیل اعمال پیدا کنم.»

مسئولیت رهبر سیاسی

به باور بسیاری، از یک رهبر سیاسی در جهان مدرن انتظار می‌رود در برابر نمادها یا رفتارهای مرتبط با سرکوب، خشونت و نقض حقوق بشر موضعی روشن و بدون ابهام بگیرد. از نگاه آنان، سکوت یا واکنش مبهم می‌تواند به عنوان عادی‌سازی یا پذیرش ضمنی چنین رفتارهایی تعبیر شود؛ به‌ویژه وقتی پای سازمان‌های بحث‌برانگیز تاریخی چون ساواک در میان است.

از نگاه کاظم کردوانی، شخص رضا پهلوی و جریان او باید نمایش نماد ساواک را محکوم کنند، اما این کار را نمی‌کنند. او می‌افزاید: «دعوای این جریان با حکومت اسلامی این است که خشونت آنها خوب نیست و خشونت ما خوب است. سرکوب آنها خوب نیست، سرکوب ما خوب است. آدمکشی آنها خوب نیست و آدمکشی ما خوب است، و من فکر می‌کنم باید با قدسی‌‌سازی خشونت و یکی از بزرگترین نمادهای شر تاریخ ایران مبارزه کرد.»

ساواک به عنوان یکی از بحث‌برانگیزترین دستگاه‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران برای بسیاری یادآور رعب و وحشت و نماد یک حکومت اقتدارگراستعکس: UGC/x.com

نجات بهرامی، تحلیلگر سیاسی، دیدگاه دیگری را نمایندگی می‌کند. از نگاه او، عده‌ای انتظار دارند که "فقط شاهزاده رضا پهلوی" به هر بهانه‌ای خودش را در برابر بخشی از هوادارانش قرار دهد.

این تحلیلگر سیاسی ساکن آمریکا، دیدگاهش را این‌گونه تشریح می‌کند: «ما در سال‌های گذشته شاهد بودیم که بارها شاهزاده در برابر اینکه مثلاً یک هوادار که مشخص هم نبوده ماهیت او چیست به یک فعال سیاسی از جناح به اصطلاح پنجاه‌وهفتی‌ها توهین کرده و مقابلش ایستاده، شاهزاده واکنش نشان داده و به صورت کلی گفته که رفتارهای خارج از شئون، خارج از ادب، مورد تایید من نیست. این نگاه کلی شاهزاده اکنون هم درست است. هر کسی تخلفی کرد یا تظاهرکننده‌ای را مورد ضرب و جرح قرار داد در قوانین همان کشور باید پیگیری کنند و طبیعی است که این رفتارهای مبتنی بر توهین و کتک‌کاری مورد تأیید شاهزاده نیست. اما به نظر من برای پوشیدن تی‌شرت شخصاً احساس می‌کنم که شاهزاده نباید موضع‌گیری کند و هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است.»

بهرامی منتقد این امر است که چرا چنین درخواستی، به جریان‌های سیاسی و چهره‌های سیاسی دیگر تعمیم پیدا نمی‌کند و این موضوع فقط در مورد شاهزاده رضا پهلوی مطرح می‌شود.

او می‌افزاید: «تجزیه‌طلبان و ارتش سایبری که اینها دارند، از صبح تا شب مشغول توهین به شاهزاده و تخریب و آزار و اذیت هواداران و طرفداران جریان پادشاهی هستند، ولی من ندیدم که رسانه‌ها و خبرنگاران بگویند که چرا سران این گروه‌های مسلح بیانیه نمی‌دهند تا این رفتارها را محکوم کنند. یا افرادی که در تیم یک فعال سیاسی یا رسانه‌ای هستند فحاشی می‌کنند، تهمت و افترا می‌زنند، اما من ندیدم کسی از این چهره‌ها تقاضا کند که بیانیه بدهند و رفتار دوستانشان را محکوم کنند.»

تجربه تاریخی فاشیسم در آلمان و اروپا

تجربه اروپا در قرن بیستم نشان می‌دهد که عادی‌سازی نمادهای خشونت و گروه‌های افراطی می‌تواند به‌تدریج راه را برای اقتدارگرایی باز کند.

رژه‌های سیاه‌پوشان در ایتالیا به ویژه راهپیمایی سال ۱۹۲۲ به سوی رم که هسته اصلی قدرت بنیتو موسولینی و نمایش قدرت فاشیسم بود، و نیز قدرت‌گیری نازی‌ها در آلمان، ابتدا برای بسیاری صرفاً نمایش قدرت یا نوستالژی سیاسی به‌نظر می‌رسید، اما در نهایت به سرکوب، حذف مخالفان و فاجعه‌های انسانی گسترده انجامید.

رژه‌های سیاه‌پوشان در سال ۱۹۲۲ به سوی رم پایتخت ایتالیا، هسته اصلی قدرت بنیتو موسولینی بودعکس: United Archives/picture alliance

به همین دلیل، در دموکراسی‌های مدرن حساسیت نسبت به نمادهای مرتبط با سرکوب و افراط‌گرایی فقط یک بحث تاریخی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت سیاسی و حافظه جمعی جامعه به شمار می‌رود.

ساسان امجدی با اشاره به همین تجارب تاریخی می‌گوید: «قبح‌زدایی از یک سازمان امنیتی سرکوبگر در خیابان‌های اروپا، به‌ویژه در جامعەای مثل آلمان که حافظه تاریخی سنگینی نسبت به توتالیتاریسم دارند، حیرت‌انگیز است.»

این تحلیلگر سیاسی می‌افزاید: «در اینجا با جریانی مواجهیم که پیش از دستیابی به قدرت سیاسی، منطق مواجهه خود با مخالفان را به‌صورت آشکار و بدون هیچ تعارفی این‌طور بە ما عرضە می‌کند.»

امجدی بازگشت نمادهای ساواک را بخشی از "پروژه‌ای گسترده‌تر" برای بازسازی نوعی فرهنگ اقتدارگرای سیاسی می‌داند؛ فرهنگی که به گفته او، در آن، نمایش قدرت خیابانی، ارعاب نمادین و تقدیس نهادهای امنیتی، به ابزارهایی برای مرعوب‌کردن مخالفان تبدیل می‌شوند.

او می‌افزاید: «این دقیقا همان الگویی است که بسیاری از جنبش‌های اقتدارگرا، پیش از رسیدن بە قدرت رسمی، از طریق آن تلاش می‌کنند ابتدا خیابان، حافظه جمعی و آرمان‌های سیاسی جامعه را تحت کنترل خود درآورند.»

تاثیرات سیاسی بر جنبش آزادی‌خواهی در ایران

ساسان امجدی، تحلیلگر سیاسی، معتقد است تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیقی به همراه داشته باشد. از جمله اینکه شکاف‌های موجود در جامعه را به‌مراتب تشدید خواهد کرد؛ آن هم در مقطعی حساس، که به گفته او، خطر جنگ همچنان وجود دارد.

او می‌گوید در چنین شرایطی، "بازتولید ادبیات ارعاب و قطبی‌سازی"، عملا جامعە را پذیرای تنش‌های داخلی بیشتر در سطح اجتماعی کرده و امکان اجماع در تقابل با جمهوری اسلامی را بسیار ضعیف خواهد کرد.

امجدی در پاسخ به این پرسش که چگونه نیروهای مخالف می‌توانند از قطبی‌شدن بیشتر جامعه جلوگیری کنند، می‌گوید، جناح مخالف در مقامی نیست که بتواند این کار را انجام دهد، بلکه به اعتقاد او «سلطنت‌طلبان باید به این اقناع برسند که جامعه را به این وضعیت دچار کرده‌اند و اگر آن را قبول کردند، بررسی کنند که چه کاری می‌توان انجام داد تا بیشتر از این جامعه قطبی نشود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

از نگاه این تحلیلگر سیاسی ساکن سوئیس، چنین اقداماتی بر تصویری که از دوران پسا‌جمهوری اسلامی به افکار عمومی منتقل می‌شود، تاثیر می‌گذارد: «هنگامی که بخشی از اپوزیسیون با نمادهای سرکوب، زبان اقتدارگرایانه و منطق حذف مخالف ظاهر می‌شود، این تصور در جامعه تقویت می‌شود که قرار نیست تغییر بنیادینی در ساختار قدرت و فرهنگ سیاسی رخ دهد؛ بلکه صرفاً یک نظام سرکوبگر جای خود را به شکل دیگری از اقتدارگرایی خواهد داد. چنین برداشتی، بخش قابل‌توجهی از جامعه را نسبت به تحولات پیش رو، مشارکت سیاسی و حتی نقش خود به عنوان یک شهروند منتقد و مستقل، با تردید و بی‌اعتمادی جدی مواجه می‌کند.»

به باور ساسان امجدی، پیامد دیگر به افکار عمومی و دولت‌های غربی مربوط می‌شود؛ چون بخشی از مشروعیت بین‌المللی اپوزیسیون، وابسته به توانایی آن در بازنمایی یک بدیل دموکراتیک، مدنی و پایبند به ارزش‌های مدنی و مبتنی بر حقوق بنیادین است.

بیشتر بخوانید: "یادآوری جنایات فاشیسم و کمونیسم، ضرورت مبرم روز"

او توضیح می‌دهد: «زمانی که رفتارها، نمادها و ادبیات بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، تداعی‌گر اقتدارگرایی، خشونت سیاسی و عادی‌سازی سرکوب باشد، عملاً فضای لازم برای بهره‌برداری تبلیغاتی جمهوری اسلامی فراهم می‌شود. در چنین وضعیتی، روایت‌ها و ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی برای بخشی از افکار عمومی و حتی برخی دولت‌های غربی، قابل‌تحمل‌تر و باورپذیرتر جلوه خواهد کرد؛ و این مسئله می‌تواند مشروعیت سیاسی و اخلاقی مخالفان جمهوری اسلامی را با یک چالش اساسی مواجه سازد.»

بسیاری از نظریه‌پردازان سیاسی و تاریخ‌نگاران هشدار می‌دهند تجربه قرن بیستم، از خیابان‌های رم تا میدان‌های نورنبرگ، بارها نشان داده است که اقتدارگرایی همیشه با صدای شلیک آغاز نمی‌شود؛ گاه نخست در قالب نماد، یونیفورم، صف‌آرایی خیابانی و عادی‌سازی زبان تهدید به عرصه عمومی راه می‌یابد. به باور آنان، بسیاری از جوامع زمانی خطر را فهمیدند که دیگر بسیار دیر شده بود؛ هنگامی که "نمایشی" بی‌آزار، آرام‌آرام به فرهنگ حذف، ارعاب و تقدیس خشونت انجامید.

شاید به همین دلیل است که در دموکراسی‌های مدرن، حساسیت نسبت به نمادهای سرکوب صرفاً واکنشی احساسی به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای جلوگیری از تکرار آن؛ تلاشی برای آنکه جامعه، پیش از آنکه زبان قدرت در آن دوباره به زبان ترس بدل شود، نشانه‌های خطر را دریابد.

دموکراسی چیزی نیست که فقط پس از تغییر قدرت آغاز شود؛ بلکه از همین امروز و در دل گفت‌وگوها، نقدها و مسئولیت‌پذیری سیاسی باید تمرین شود. جامعه‌ای که به دنبال آینده‌ای دموکراتیک است، ناگزیر است از حالا با شفافیت، پذیرش نقد و فاصله گرفتن از خشونت و افراط، خود را برای چنین آینده‌ای آماده کند.

پرش از قسمت در همین زمینه

در همین زمینه

پرش از قسمت گزارش روز

گزارش روز

پرش از قسمت تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله

تازه‌ترین گزارش‌های دویچه وله