آخرین شهبانوی فرانسه؛ پنجم مه ۱۸۲۶
۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه
میگفت: «موقعی که داشتم به دنیا میآمدم، زلزله آمده بود. قدیمیها میگفتند حتما این کودک زمین را تکان خواهد داد".
پدر اوژنی دِـمونتیخو (Eugénie de Montijo) از فرمانروایان کوچک محلی در اسپانیا بود و مادرش تبار انگلیسی داشت اما آنها دخترشان را زیر دست سراینده و آموزگار فرانسوی بنام آن زمان پروسپِر مریمه بار آوردند.
۲۷ ساله بود که لویی پناپارت یا ناپلئون سوم او را در یک مجلس رقص درباری دید و شیفته او شد.
نوشتهاند که امپراتور از او پرسید: "چگونه میشود به شما رسید؟" و او پاسخ داد: "از راه کلیسا".
دیری نپایید که لویی بناپارت علیرغم خواست درباریان و بخش بزرگی از جامعه با او ازدواج کرد و او را در فرمانروایی سهیم ساخت.
۳۵ ساله بود که به خواست همسرش کوشید فرمانروای مکزیک را برکنار کند و یک هوادار فرانسه را به جای او بنشاند که با شکست روبرو شد.
اگرچه شهبانو اوژنی زنی محافظهکار بود و حکومت خودکامه را بر مردمسالاری ترجیح میداد، اما گاه اقدامهایی نوگرایانه انجام میداد: از نخستین دیپلمه و دانشجوی پزشکی زن در فرانسه به گرمی پشتیبانی کرد، به یک زن نقاش مدال افتخار داد، رمان "مادام بواری" گوستاو فلوبِر را از چنگ سانسورچیان بیرون آورد تا انتشار یابد، در گشایش کانال سوئز نماینده فرانسه بود و در جنگ آلمان و فرانسه، وقتی دریافت که روزگار امپراتوری کشورش به سر آمده، کوشید دستکم منطقه آلزاس و لورَن را از دست آلمانیها در آورد.
۴۴ ساله بود که پس از ۱۷ سال فرمانروایی با شکست فرانسه از آلمان، به انگلستان گریخت و پس از مرگ همسر و پسرش تا پایان عمر سیاه پوشید.
۵۴ ساله بود که هزینه خرید مِلک بزرگی نزدیک موناکو در جنوب فرانسه را با اجازه رئیس جمهور وقت فرانسه پرداخت و رسما به عنوان مستأجر اجازه یافت در آن مِلک زندگی کند. این مِلک هم اکنون متعلق به یک ایرانی است.
پس از آن شهبانوی پیشین سایر ملکههای جهان را به خانه خود دعوت میکرد و رفته رفته باعث جلب ثروتمندان و جهانگردان به آن منطقه شد.
اوژنی دِـمونتیخو در ۹۴ سالگی در پایتخت اسپانیا درگذشت.